جنایت های خانوادگی بدترین راه حل مشکلات
سرهنگهادی مصطفایی
معاون سابق جرایم جنایی کشور
طبق آمار میزان قتل زنان و دخترانی که در محیط خانه و به دست اعضای خانواده کشته میشوند، بیشتر از خانمهایی است که به هر علتی در خارج از خانه و به دست غریبهها به قتل میرسند و به این نوع از قتلها جنایات خانوادگی گفته میشود. علت بیشتر بودن قتلهای خانوادگی هم به این دلیل است که به طور طبیعی افراد خود را در مقابل خطرهای احتمالی بیرونی ایمن میکنند، به عنوان مثال اغلب خانمها برای رفت و آمد سوار هر خودرویی نمیشوند، در مسیرهای خلوت تردد نمیکنند و در کل احتیاط لازم را در نظر میگیرند اما در محیط خانه که باید امنترین مکان برای افراد و به خصوص زنان باشد به طور معمول و غیر از موارد استثنا، فرد در چنین محیط امنی انتظار وقوع حوادث و مخاطرات از سوی اعضای خانوادهاش را ندارد که به فکر دفاع از خود باشد.
همان طور که میدانید، قتلها دو دسته هستند، نوع اول جنایاتی که با برنامهریزی قبلی رخ میدهد و نوع دوم قتلهایی است که در لحظه و آنی و به خاطر عصبانیت و هیجانی رخ میدهد. بین این قتلها تفاوت بسیار است. در جنایاتی که شخص به عمد و با نقشه قبلی مرتکب میشود، نشان میدهد افراد حاضر هستند برای منافع خودشان جان انسان دیگری حتی نزدیکانشان را بگیرند. یعنی به جای حل مشکل با روشهای مسالمتآمیز و منطقی به سراغ بدترین نوع آن یعنی از سرراه برداشتن فرد میروند. البته این افراد غیر از اندیشیدن به منافع خودشان انگار شناخت درستی نیز از سیستم قضایی و پلیسی ندارند. متهم چنین پروندههایی به این موضوع توجه نمیکند که تیم جنایی میتواند با روشهای پیچیده، ابزارهای مرتبط، امکانات و مهارتهایی که دارد دست متهم را رو کرده و راز قتل را هرچند با نقشه قبلی و حساب شده باشد فاش کند که البته آمار کشف قتلها، مهر تأییدی بر این موضوع است.
اما نکته قابل توجهی که در این جنایتها باید بیان شود این است که قتل و از سر راه برداشتن افراد برای رسیدن به اهداف و منافع شخصی هیچ وقت نمیتواند به عنوان یک راه حل مناسب انتخاب شود . اینکه جان انسانی را بگیرید به این امید که با حذف آن شخص مشکل حل شود، اشتباه محض است.
از سوی دیگر ارتکاب جنایت تبعات قانونی، اخلاقی و روانی برای مرتکب به همراه دارد. شخصی که تصمیم دارد قتلی مرتکب شود، باید فکر کند تا چه زمانی میتواند این قتل را مخفی کند و آیا در طولانی مدت این راز برملا نخواهد شد؟ آیا وقتی به حالت عادی برگشت عذاب وجدان به سراغش نخواهد آمد؟ هر مشکلی، کاری، مالی، اختلافات خانوادگی که فرد را به بحران میرساند، نباید عامل یک جنایت و از بین بردن فرد باشد. باید فکر کرد و راه حل پیدا کرد نه اینکه دست به جنایت زد.

