در ضرورت تجلیل از حامیان نسخ خطی
میراث دیروز، اندیشه امروز
وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی
یکی از اقدامات مفید فرهنگی که از اولین هفتههای کتاب آغاز شد، تجلیل از حامیان نسخ خطی بود که کتابخانه مجلس شورای اسلامی در زمان مدیریت آقای ابهری آن را راهاندازی کرد. در آن سالها بزرگانی همچون احمد منزوی، عبدالحسین حائری، ایرج افشار، اصغر مهدوی، آقاعزیز طباطبایی و سیدعبدالله انوار حیات داشتند و زینتبخش علم و مجالس بحث و تحقیق درباره اینگونه آثار بودند.
در مرور زمان، این بزرگان روی در نقاب خاک کشیدند و اینک که بیش از ۲۰ سال از آن روزها میگذرد، با خلأ معنویـعلمی در اینباره مواجه هستیم. نسخ خطی نماینده تمدن و فرهنگ کشورهایی است که در میان آنها کتاب و کتابت بالاترین جایگاه را داشته است و خط و خوشنویسی و تجلید و کتابآرایی در میانشان چنان ارزشی داشته که در کنار گنجینه جواهرات سلطنتی، کتابخانه سلطنتی قرار میگرفت و سلاطین به یکدیگر کتاب اهدا میکردند.
در ایران، این روال از چنان جایگاهی برخوردار بود که بیشترین آثار خطی شرقی را به خود اختصاص داده است و البته بودند حاکمان کتابسوز و ویرانگر از قبیل همین تمدنستیزهای امروزی. زمانی سلطان محمود غزنوی کتابخانههای «ری» را که عروس جهان میخواندند، به آتش کشید و گفت این کتابها گمراهکننده است.
از این روست که بسیاری از نسخ خطی از بین رفته؛ اینها غیر از سوانح طبیعی و عوامل انسانی همچون زلزله، سیل، آتشسوزی و جنگ و غارت است. آقای معصومیهمدانی مثال روشنی در اینباره بیان میکند که «آدمالشعرا»، رودکی سمرقندی، تمامی کلیله و دمنه را به نظم کشیده، اما جز معدود ابیاتی از آن باقی نمانده است.
آقای بهرامیان، دبیر علمی «آیین ملی بزرگداشت حامیان نسخ خطی» بهدرستی در جمعبندی از مجموعه آثار بیان کرد که مشکل امروز، دسترسی به آثار و در اختیار قرار دادن آنهاست که فراز و فرود دارد. زمانی آقای جعفریان در کتابخانه مجلس در اینباره پیشقدم شد و آثار را در فضای مجازی در دسترس قرار داد. آیا این روال ادامه دارد، اگر نه، موانع آن چیست؟
مسعود معینیپور، رئیس کتابخانه مجلس گفته است که نسخهای از اثری درباره خلیج فارس در موزه بریتانیا موجود است. از کتابخانه مجلس انتظار میرود اینگونه آثار را گردآوری کند و در دسترس قرار دهد.
آقای صدرایی خویی، برگزیده این دوره، توانسته با معرفی نسخهای از خواجه عبدالله انصاری در کتابخانه مدرسه نمازی شهرستان خوی، کاری کند که به گفته آقای شفیعیکدکنی، آگاهیها درباره خواجه را دگرگون کند. این گواهی استاد پژوهش در این زمینه، قابل توجه است.
آقای حدادعادل از بزرگانی یاد میکند که سالهاست روی یک نسخه کار میکنند و از سیاستنامه چاپ جدید به دست محمود عابدی، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی سخن میگوید که برای حوزه هنرهای قدیم و جدید فراوان پیام دارد.
در خاندانهای قدیمی، بویژه در پایتختهای ایران، بسیارند کسانی که مجموعه خطی ارزشمند دارند. آقای امیرخانی، از دو خاندان سید جوادی در قزوین و اتابک در تهران سخن گفت که اسناد، آثار و کتابهایشان به کتابخانه ملی تعلق پیدا کرد و البته بایستی از خاندان روضاتی در اصفهان نیز نام برد که بیش از ۷۸۰ نسخه ارزشمند به جامعه علمی و گنجینههای ملی اهدا کردند.
واقعیت آن است که این کارها همه خوب است، اما به هیچ وجه کافی نیست. در دورههای پیشین نیز پیشنهادهای ارزشمندی ارائه شد و بجاست که دبیرخانه که پس از چند سال تعطیلی دوباره آغاز به کار کرده است، آنها را جستوجو و بهروز کند و از ظرفیتهای جدید که پیشینیان در دسترس نداشتند، بهره گیرد.
یکی از آن کارها، «فهرستگان مشترک دستنویسهای اسلامی در سراسر دنیا» است که در سال 1374 در نشریه «آینه پژوهش» منتشر شد و پیش از آن، در اجلاسی در مشهد که به همت مرحوم علیاکبر الهیخراسانی برگزار شده بود، آن را ارائه کردم. در طول این سالها بهطور پراکنده در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نشر میراث مکتوب، سازمان چاپ و انتشارات و کتابخانه ملی، پیگیری شد و هنوز جای تکمیل دارد.
در شرایطی که کشورهای همسایه با سابقه نهچندان درخشان، قدمهای بلندی در این راه برمیدارند، انتظار بیشتری از کشورمان میرود که خاستگاه کتاب و کتابداری و کتابخوانی است.

