کلاهبرداری ۲۴۰ میلیاردی مرد صراف به خاطر اعتماد بی‌جا

گروه حوادث: مرضیه همایونی/ مرد صراف وقتی به خاطر خیانت شریک کاری‌اش همه سرمایه و دارایی خود را از دست داد، مجبور به کلاهبرداری 240 میلیارد تومانی شد.
به گزارش «ایران»، چندی قبل تعداد زیادی زن و مرد با مراجعه به پلیس از یک مرد صراف شکایت کرده و مدعی شدند وی از آنها کلاهبرداری کرده است. کم کم تعداد شاکی‌ها بیشتر شد و 70 نفر از این مرد صراف شکایت کردند. آنها مدعی بودند سکه‌ها و طلاهایشان را به صورت امانت و برای سرمایه‌گذاری در اختیار مرد صراف قرار داده‌اند. یکی از شاکی‌ها در رابطه با این کلاهبرداری گفت: «شوهرم مهندس است و مدت‌هاست که سکه و دلارهایمان را از همین صرافی در شرق تهران خریداری می‌کنیم. مدتی قبل مرد صراف پیشنهاد داد که طلا و سکه‌هایمان را نزد او به امانت بگذاریم و او ماهانه سودی به حسابمان واریز کند و هر وقت هم که بخواهیم اموالی را که در اختیارش قرار داده‌ایم به قیمت روز بازار به ما برگرداند. پیشنهاد خوبی بود و از آن استقبال کردیم. حدود دو ماهی هم سود سرمایه‌گذاری‌مان را دریافت کردیم اما دیگر خبری از سود نشد و زمانی که برای دریافت اموالمان به او مراجعه کردیم او مدام امروز و فردا می‌کرد.»
با شکایت 70 زن و مرد از مرد صراف، تحقیقات به دستور بازپرس محمد تقی شعبانی آغاز شد و در بررسی‌های صورت گرفته اظهارات شاکی‌ها تأیید شده و بازپرس پرونده دستور بازداشت مرد 60‌ساله، پسرش و یکی از کارمندان صرافی را صادر کرد. همچنین باتوجه به اینکه کلاهبرداری‌های مرد صراف محرز شده بود، دستور پلمب صرافی نیز صادر شد.
با دستور صادره، صرافی تعطیل شد و از سویی سایر افرادی که سرمایه‌گذاری کرده بودند زمانی که با موضوع پلمب و کلاهبرداری مرد صراف مواجه شدند، به دادسرای محلاتی رفتند و شکایت‌های افراد بیشتری در رابطه با این ماجرا ثبت شد. به دستور بازپرس شعبه یکم دادسرای محلاتی تحقیقات برای شناسایی سایر مالباختگان احتمالی و تکمیل تحقیقات ادامه دارد.

خودم قربانی‌ام
مرد 60 ساله که بعد از سال‌ها کار و جلب اعتماد مردم، به عنوان کلاهبردار میلیاردی بازداشت شده مدعی است قصدش کلاهبرداری نبوده و خودش قربانی شریک کلاهبردارش شده است. وی درباره این اتفاق گفت: «من سال‌هاست صرافی دارم. خیلی‌ها مرا می‌شناسند و با آبرو کار کردم اما چند وقت قبل مرد طلافروشی که با او شراکت داشتم و مقدار زیادی از طلاها و سکه‌هایم را در اختیارش قرار داده بودم و حتی گاهی اوقات پولی که داشتم را به حساب او واریز می‌کردم با پول‌هایم فرار کرد و من ماندم و کلی بدهی. سرمایه من، سرمایه مردم بود و من باید سرمایه‌هایی که دستم بود را به صاحبانشان برمی‌گرداندم. به همین دلیل به این فکر افتادم که کاری کنم تا هم آبرویم پیش مردم حفظ شود و هم دوباره سرمایه‌گذاری جدیدی راه بیندازم. 
نقشه‌ات چه بود؟
به مردم، کسبه و افرادی که وضع مالی خوبی داشتند، پیشنهاد سرمایه‌گذاری دادم و پیشنهادم آنقدر وسوسه‌کننده بود که هر کسی از ماجرا با خبر می‌شد، از آن استقبال می‌کرد. به آنها گفتم سکه یا طلاهایتان را به عنوان سرمایه‌گذاری به من بدهید و من هر ماه به شما سود می‌دهم و قرار بود هر وقت هم سرمایه‌شان را خواستند به آنها به قیمت روز با درصدی سود که حدود 5 درصد بود به آنها برگردانم.
چند نفر اموالشان را در اختیارت قرار دادند؟
196 نفر و کل سرمایه‌ای که در اختیارم گذاشته‌اند 240 میلیارد تومان است.
چطور 196 نفر به تو اعتماد کردند؟
من امین و مورد اعتماد بودم. سال‌ها بود که در آن منطقه صرافی داشتم. در تمام مدتی که صرافی داشتم، اعتماد کسبه و همکارانم را جلب کرده بودم. خیلی از آنها همکاران و کسبه‌هایی بودند که سال‌ها با آنها کار می‌کردم. بعد هم پیشنهادم به قدری وسوسه کننده بود که هر کسی می‌شنید نه تنها از آن استقبال می‌کرد بلکه به دیگران هم ماجرا را می‌گفت. در حقیقت خود مردم، این ماجرا را بدون اینکه من زحمتی بکشم، تبلیغ می‌کردند و روز به روز مشتری‌هایم بیشتر می‌شدند.
با پول‌ها چه کردی؟
از یک نفر سکه و طلا می‌گرفتم و به طلبکارهای قبلی می‌دادم. چون روز به روز ارزش طلا ، سکه و دلار بیشتر می‌شد. من این وسط بجز اینکه بدهی‌هایم زیاد می‌شد باید درصدی سود هم به عنوان سود سرمایه‌گذارها به آنها پرداخت می‌کردم و همین موضوع مزید بر علت شد تا روز به روز به سمت ورشکستگی بروم.
یعنی با 240 میلیارد تومان برای خودت هیچ سرمایه‌گذاری نکردی؟
متهم سکوت می‌کند.
 

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و هفده
 - شماره نه هزار و صد و هفده - ۱۷ شهریور ۱۴۰۵