شورای شهر؛ مدیر توسعه تهران یا نگهبان ظرفیت زیستی آن؟
فرزاد گودرز
کارشناس محیط زیست
در یادداشت پیشین که در تاریخ 12 خرداد در صفحه زیست بوم منتشر شد، این پرسش مطرح شد: تهران چند نفر را میتواند تحمل کند؟
پرسشی که در ظاهر ساده است، اما در واقع به یکی از مهمترین چالشهای پایتخت بازمیگردد: ظرفیت زیستی تهران. ظرفیتی که مشخص میکند این شهر تا چه میزان جمعیت، ساختوساز، مصرف آب و انرژی، تردد، تولید پسماند و فعالیت اقتصادی را میتواند بدون تخریب منابع طبیعی و افت کیفیت زندگی تحمل کند.
اگر بپذیریم که تهران با محدودیتهای واقعی در منابع آب، کیفیت هوا، فرونشست زمین، ترافیک و زیرساختهای شهری مواجه است، اکنون باید پرسش مهمتری را مطرح کنیم:
چه کسانی مسئول پاسبانی از سقف ظرفیت زیستی تهران هستند؟
پاسخ این پرسش به یک نهاد محدود نمیشود. دولت، مجلس، شهرداری، وزارت نیرو، سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت راه و شهرسازی، استانداری و شهروندان همگی در این مسئولیت سهم دارند. با این حال، در میان همه این بازیگران، شورای شهر جایگاهی تعیینکننده در جهتدهی به توسعه شهری دارد.
در انتخابات پیشرو، شهروندان درباره نهادی تصمیم میگیرند که میتواند مسیر آینده تهران را به سمت ثبات یا ناپایداری هدایت کند.
شورای شهر
نقطه اتصال توسعه و ظرفیت زیستی
شورای شهر صرفاً یک نهاد اداری نیست. تصمیمهای آن درباره بودجه، سیاستهای شهری، نوع پروژههای عمرانی، ضوابط شهرسازی و جهتگیری توسعه، مستقیماً بر فشار وارد بر ظرفیت زیستی تهران اثر میگذارد.
شورای شهر مستقیماً متولی منابع آب یا مدیریت فرونشست نیست، اما از طریق تصویب بودجه، نظارت بر عملکرد شهرداری، تعیین سیاستهای توسعه شهری و کنترل الگوی گسترش شهر، میتواند فشار بر منابع آب، زمین و زیرساختهای شهری را کاهش یا تشدید کند.
هر تصمیم درباره حملونقل، توسعه شهری، فضای سبز، مدیریت پسماند و درآمدهای شهرداری، در نهایت به یک پرسش بنیادین بازمیگردد:
آیا این تصمیم در چارچوب حد زیستپذیری تهران است یا از آن فراتر میرود؟
از این منظر، شورای شهر نه صرفاً مدیر توسعه، بلکه یکی از نهادهای تعیینکننده حدود توسعه شهری است. از مرکز گرفته تا جنوب تهران، نشانههای عبور از ظرفیت زیستی شهر آشکار است: فرونشست در جنوبغرب، تراکمهای فشرده در مناطق مرکزی و آلودگی هوا در بخش بزرگی از پایتخت. مسأله اصلی دیگر صرفاً توسعه نیست؛ نسبت میان توسعه و ظرفیت واقعی شهر است.
توسعه شهری یا عبور از ظرفیت زیستی؟
سالها توسعه شهری با شاخصهایی مانند حجم ساختوساز، تعداد پروژهها و گسترش معابر سنجیده شده است. اما امروز مسأله اصلی روشنتر شده است:
توسعه برای چه و تا کجا؟
تهران در دهههای اخیر با رشد جمعیت، گسترش ساختوساز و افزایش فشار بر منابع طبیعی مواجه بوده است. طرح جامع تهران، افق جمعیتی مشخصی را برای شهر در نظر گرفته بود، اما روندهای توسعه در سالهای گذشته نشان میدهد که فشار بر ظرفیتهای اکولوژیک و زیرساختی شهر بهمراتب فراتر از پیشبینیهای اولیه رفته است.
امروز بحران آب به یکی از مهمترین محدودیتهای توسعه تهران تبدیل شده است. کارشناسان بارها هشدار دادهاند که منابع آب پایتخت با روند فزاینده مصرف و رشد جمعیت همخوانی ندارد. همزمان افت سطح آبهای زیرزمینی، کاهش ذخایر آبی و وابستگی روزافزون به منابع محدود، آینده تأمین آب شهر را با ابهام مواجه کرده است.
در کنار چالش آب، فرونشست زمین نیز به یکی از جدیترین تهدیدهای پایتخت تبدیل شده است. در برخی مناطق جنوب و جنوبغرب تهران، نرخ فرونشست به حدود ۲۰ سانتیمتر در سال رسیده است؛ پدیدهای که نهتنها زیرساختهای شهری، بلکه امنیت بلندمدت سکونت در بخشهایی از شهر را نیز تهدید میکند.
در چنین شرایطی باید پرسید:
آیا توسعهای که به کاهش منابع آب، تشدید آلودگی هوا، از بین رفتن فضاهای سبز و افزایش فرونشست زمین منجر میشود، همچنان «توسعه» محسوب میشود؟
شورای آینده با یک انتخاب بنیادین روبهروست:
یا توسعه را بدون سقف دنبال کند؛ یا آن را در چارچوب «آستانه زیستپذیری» یا «حد توان اکولوژیک» تعریف کند.
در واقع، آینده تهران به این بستگی دارد که محدوده واقعی زیستپذیری شهر به رسمیت شناخته شود یا نه.
ظرفیت زیستی
معیار مغفول در انتخابهای شهری
در فضای انتخاباتی معمولاً نامها، فهرستها و گرایشهای سیاسی پررنگتر از مفاهیم بنیادین مطرح میشوند. اما پرسش اساسی این است:
آیا نامزدها اساساً مفهوم ظرفیت زیستی تهران را درک کرده و آن را مبنای تصمیمگیری میدانند؟
چند نفر برای بحران آب تهران برنامه مشخص دارند؟
چند نفر فرونشست زمین را بهعنوان یک محدودیت جدی توسعهای تلقی میکنند؟
چند نفر حاضرند بپذیرند که توسعه شهری نیز باید سقف داشته باشد؟
چند نفر تصمیمهای شهرسازی را به ظرفیت واقعی آب، هوا، زمین و انرژی تهران مقید میکنند؟
این پرسشها کمتر از گرایشهای سیاسی مطرح میشوند، در حالی که آثار آنها بر آینده شهر بسیار ماندگارتر است.
رأی به فهرستها یا رأی به برنامهها؟
شهروندان در انتخابات شورا ۲۱ عضو را انتخاب میکنند؛ اعضایی که در کمیسیونهای تخصصی درباره مهمترین موضوعات شهر تصمیم میگیرند.
حوزههایی مانند بودجه، شهرسازی، حملونقل، محیط زیست و خدمات شهری در همین ساختار شکل میگیرند. شورا از کمیسیونهای تخصصی متعددی تشکیل شده و اعضا معمولاً در بیش از یک کمیسیون فعالیت میکنند؛ بنابراین نگاه تکبعدی به شهر پاسخگو نیست و هر عضو باید درک حداقلی از کلیت سیستم شهری و بویژه ظرفیت زیستی و حد زیستپذیری آن داشته باشد.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی صرفاً تخصص فرد در یک حوزه نیست، بلکه این است:
آیا او میتواند تصمیمهای چندبعدی شورا را در چارچوب ظرفیت زیستی تهران هدایت کند؟
شورای شهر و مسأله حدود توسعه
شورای شهر آینده را میتوان نه صرفاً بهعنوان مدیر پروژهها، بلکه بهعنوان نهاد تعیینکننده حدود توسعه دید. نهادی که اگر درست عمل کند:
توسعه شهری را در چارچوب ظرفیت آب و انرژی تنظیم میکند؛
از فشار بیش از حد بر زمین و زیرساختها جلوگیری میکند؛
تعادل میان توسعه اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی را حفظ میکند؛
و مفهوم ظرفیت زیستی و حد زیستپذیری را به معیار تصمیمگیری شهری تبدیل میکند.
و اگر درست عمل نکند، حتی توسعه ظاهراً موفق نیز میتواند به تعمیق چالش های شهری منجر شود.
جمعبندی
تهران امروز با مجموعهای از چالش های بههمپیوسته روبهروست: آب، آلودگی هوا، فرونشست زمین، ترافیک، کاهش کیفیت زندگی و فشار فزاینده بر زیرساختهای شهری.
در قلب همه این چالشها یک مفهوم مشترک قرار دارد: ظرفیت زیستی شهر؛ مفهومی که در عمل بیانکننده حدود واقعی زیستپذیری تهران است.
پرسش اصلی انتخابات آینده این نیست که چه کسی پروژههای بیشتری میسازد؛ پرسش این است که چه کسی میتواند مرز میان توسعه و تخریب را تشخیص دهد.
شورای شهر آینده در برابر یک انتخاب بنیادین قرار دارد:
یا ظرفیت زیستی تهران را به معیار اصلی توسعه تبدیل کند؛ یا همچنان توسعه را بدون توجه به محدودیتهای واقعی شهر ادامه دهد.
تهران بیش از هر زمان دیگری به شورایی نیاز دارد که نگهبان ظرفیت زیستی شهر باشد، نه شتابدهنده عبور از آن.
زیرا شهری که ظرفیتهایش نادیده گرفته شود، دیر یا زود هزینه آن را از آب، هوا، زمین و کیفیت زندگی شهروندان خواهد پرداخت.
سؤال پایانی
آیا وقت آن نرسیده است که «ظرفیت زیستی تهران» به یکی از معیارهای اصلی انتخاب و ارزیابی اعضای شورای شهر تبدیل شود؟
پاسخ به این پرسش، شاید مهمترین تصمیمی باشد که یک شهروند تهرانی پیش از رأی دادن میگیرد.

