وقتی حفاظت از اراضی ملی، بهایش را با دود و گلوله میپردازد
آتش انتقام در میانکاله
زهرا کشوری
دبیر گروه زیست بوم
میانکاله چندی پیش دوباره سوخت؛ اما اینبار، روایت فقط روایت آتش نبود. آنچه در یکی از مهمترین ذخیرهگاههای زیستکره کشور میگذرد، بیش از آنکه یک بحران طبیعی باشد، نشانه یک تعارض عمیق است؛ تعارضی میان حفاظت و تخلف، میان قانون و سود، میان محیطبانانی که در خط مقدم ایستادهاند و کسانی که به لحاظ قانونی از شفاف شدن وضعیت مالکیتها، محدود شدن تعرضها و سختگیری بیشتر در منطقه خشمگیناند.
در هفتههای گذشته، آتشسوزیهای پیاپی در میانکاله، نهتنها بخشهای وسیعی از اراضی این منطقه ارزشمند را خاکستر کرده، بلکه بار دیگر این پرسش را پیش کشیده است که آیا این حریقها صرفاً حاصل مؤلفه های طبیعی چون؛ گرما، خشکی و وزش بادند یا باید آنها را بخشی از یک عمل مجرمانه و تخلف تعمدی برای فرسوده کردن بدنه حفاظتی منطقه دانست؟
محمدرضا کنعانی، مدیرکل حفاظت محیطزیست مازندران، در گفتوگو با «ایران» به صراحت از قرائتی سخن میگوید که احتمال عمدی بودن بخش مهمی از آتشسوزیها را تقویت میکند؛ قرائتی که از زمان و مکان وقوع حریقها گرفته تا تکرار آنها در محدودههای مشخص و حتی تهدید مدیران و نیروهای حفاظتی را دربرمیگیرد.
الگویی که طبیعی به نظر نمیرسد
بر اساس آمار ارائه شده از سوی مدیرکل حفاظت محیطزیست مازندران، از ۲۶ تیر تا ۱۲ مرداد، در مجموع ۱۲ فقره آتشسوزی در میانکاله رخ داده؛ عددی که به خودی خود نگرانکننده است، اما وقتی با جزئیات همراه میشود، معنای دیگری پیدا میکند. از این ۱۲ مورد، حدود ۱۰ فقره در محدوده مرتع ابوطالبیها رخ داده و ۲ مورد نیز در آشوراده ثبت شده است. این تمرکز جغرافیایی، از نگاه کنعانی، نشانهای مهم است؛ زیرا نشان میدهد حریقها بهطور پراکنده و تصادفی در سطح منطقه توزیع نشده، بلکه در نقاطی خاص تکرار شدهاند.
کنعانی میگوید:«در برخی روزها حتی دو آتشسوزی همزمان در دو نقطه مختلف رخ داده است. از سوی دیگر، برخی حریقها دقیقاً در شرایطی رخ دادهاند که باد شدید در منطقه میوزیده و همین موضوع، مهار شعلهها را دشوارتر و زمان اطفا را طولانیتر کرده است.»
چرا امسال آتش سوزی ها بیشتر است
یکی از مهمترین نکاتی که مدیرکل حفاظت محیطزیست مازندران بر آن تأکید میکند، مقایسه وضعیت امسال با سال گذشته است. او میگوید:«سال قبل نیز همین ساختار مدیریتی، همین نیروهای محیطبانی و تقریباً همین امکانات در منطقه حضور داشتند، اما دامنه و تعداد حریقها به مراتب محدودتر بود.» از نگاه او، این مقایسه یک نتیجه روشن دارد: اگر امسال آتشسوزیها بهطور محسوسی بیشتر شده، علت را نباید صرفاً در کمبود نیرو یا ضعف تجهیزات جستوجو کرد.
او این فرضیه را مطرح میکند که بخشی از حریقهای امسال، واکنشی است به سختگیری بیشتر در مقابله با تخلفات که شامل شکار غیرمجاز، تعلیف غیرمجاز دام، تعرض به اراضی ملی و تلاش برای تثبیت تصرفات فراتر از حدود قانونی میشود.
به بیان دیگر، هر جا دست متخلفان کوتاهتر شده، احتمالاً انگیزه برای انتقامگیری و ایجاد فشار بر بدنه حفاظتی بیشتر شده است. در این چارچوب و البته براساس آنچه کنعانی میگوید، آتش نه فقط یک ابزار تخریب محیطزیستی، بلکه نوعی پیام تهدیدآمیز تلقی میشود؛ پیامی به محیطبانان و مدیرانی که خواستهاند قواعد بازی را تغییر دهند و به جای مدارا با تخلف، سراغ شفافسازی و اعمال قانون بروند.
آتش بهمثابه ابزار فشار
کنعانی در اظهارات خود نکتهای تأملبرانگیز را هم مطرح میکند: به گفته او، در میانکاله سابقه داشته که در بزنگاههای مدیریتی، برخی افراد با دامن زدن به حریقها، تلاش کنند بر روند اداره منطقه اثر بگذارند. روشی برای فرسودن مدیران، ایجاد نارضایتی عمومی، زیر سؤال بردن توان اجرایی و در نهایت، باز کردن فضا برای عقبنشینی دستگاه متولی.
تیراندازی به خودروی رئیس منطقه
بنا بر اظهارات مدیرکل حفاظت محیطزیست مازندران، ساعت ۲ بامداد آن روز، به خودروی رئیس منطقه که در محوطه پاسگاه پارک شده بود، از فاصله دور تیراندازی شد. خوشبختانه این تیراندازی تلفات جانی در پی نداشته، اما به اعتقاد کنعانی، نفس وقوع آن در حریم یک پاسگاه محیطبانی، پیام روشنی دارد: تهدیدها از سطح تخریب طبیعت گذشته و متوجه اشخاص شده است.
محیطبانانی که ۴۸ تا ۷۲ ساعت
بیدار ماندند
کنعانی برای دفاع از همکارانش، نام چند تن از محیطبانان را به صراحت ذکر میکند: محمد بیاتی، امید کاظمی و علی رستمی. او میگوید این نیروها در جریان مهار آتش، گاه ۴۸ تا ۷۲ ساعت بیخوابی را تحمل کردهاند؛ نه فقط در شیفت کاری خود، بلکه حتی در زمان استراحت و شیفت مخالف نیز در منطقه ماندهاند تا عملیات اطفا و کنترل حریق متوقف نشود. این توصیف کنعانی، تلاشی است برای پاسخ به انتقادهایی که در فضای عمومی مطرح شده و گاهی عملکرد محیطبانان را زیر سؤال برده است. از نگاه مدیرکل، نباید زحمات نیروهایی که در میدان حضور داشتهاند، با داوریهای شتابزده نادیده گرفته شود؛ بویژه وقتی با مجموعهای از حریقهای پیدرپی و گاه همزمان روبهرو بودهاند.
آیا تجهیزات کافی بود؟
در روزهای اخیر، برخی گمانهزنیها بر کمبود امکانات اطفای حریق در میانکاله متمرکز بوده است. با این حال، مدیرکل حفاظت محیطزیست مازندران میگوید که منطقه از حیث تجهیزات کاملاً دست خالی نبوده است. به گفته او، یک لودر در میانکاله وجود داشته و علاوه بر آن، ۷ دستگاه تراکتور مجهز به تانکر نیز در منطقه مستقر بودهاند. همچنین در عملیات اخیر، لودر بندر امیرآباد، نیروگاه و شهرداری نیز برای کمک به میدان آمدهاند.
او تأکید میکند که نیروهای حاضر نیز افراد بیتجربهای نبوده و هم گواهینامه معتبر داشتهاند و هم در بسیاری موارد، بیش از ۱۰ سال سابقه اطفای حریق در کارنامهشان ثبت شده است. بنابراین از نگاه او، تقلیل بحران به «نبود امکانات» یا «نداشتن تخصص» نوعی نادیده گرفتن واقعیت پیچیدهتری است که در منطقه جریان دارد. البته این به آن معنا نیست که اطفای حریق در چنین پهنه حساسی، بدون چالش لجستیکی بوده است. با این همه، روایت رسمی اصرار دارد که نباید همه بار ماجرا را بر دوش نارسایی تجهیزاتی گذاشت، در حالی که قرائن فراوانی از عامدانه بودن فشارها حکایت دارد.
ماجرای تدقیق مالکیتها
شاید کلیدیترین محور اختلافات در میانکاله، همان موضوعی باشد که مدیرکل محیطزیست مازندران از آن با عنوان تدقیق یا شفافسازی مالکیت اراضی یاد میکند.
این فرآیند، در ظاهر اقدامی کارشناسی و ثبتی است، اما در عمل به قلب تعارض منافع میزند؛ جایی که باید مشخص شود چه کسی دقیقاً چه میزان زمین دارد، مرزها کجاست و چه مقدار از اراضی به صورت غیرقانونی به تصرف درآمده است.
چون به اعتقاد کنعانی، دقیقاً در همین نقطه است که تعارض منافع شکل تندتری به خود میگیرد. از نگاه او، بخشی از آتشسوزیهای اخیر را باید در همین بستر فهمید: واکنش به شفافیت.
محیط زیست مقابل اقدامات غیر قانونی
کنعانی در اظهارات خود میکوشد مرز میان جامعه محلی و متخلفان را روشن نگه دارد. او میگوید، اداره کل حفاظت محیطزیست مازندران تقابلی با دامداران، صیادان و مالکان قانونی ندارد و مسأله فقط با کسانی است که به اراضی ملی تجاوز میکنند یا به دنبال تحکیم تخلفات گذشتهاند.
او تلاش دارد تأکید کند که هدف، مقابله با یک گروه اجتماعی نیست، بلکه مقابله با رفتار غیرقانونی است؛ رفتاری که میتواند از شکار غیرمجاز گرفته تا زمینخواری و ساختوساز پنهانی را در بر بگیرد.
دو محیطبان از میان شعلهها
جان سالم به در بردند
در میان آمارها و اظهارنظرها، یک واقعیت تلخ کمتر از بقیه دیده میشود: اینکه در جریان عملیات اخیر، دو محیطبان در حین اطفای حریق به سختی از مرگ نجات پیدا کردند.
شدت حریقهای اخیر را میتوان از خسارت وارد شده به تجهیزات هم فهمید. بر اساس دادههای مطرح شده، در این آتشسوزیها یک لودر و یک تراکتور نیز از بین رفتهاند.
هزینه امروز برای تضمین فردا
شاید صریحترین بخش سخنان مدیرکل حفاظت محیطزیست مازندران، آنجاست که میگوید:«امسال هزینه شفافسازی را میپردازیم تا همکاران بعدی راحتتر کار کنند.» از نگاه او، آتشسوزیها، تهدیدها و فشارها بخشی از بهای ناگزیر اصلاح وضعیتی است که سالها با ابهام، ملاحظهکاری یا عقبنشینی پیش رفته است.
یک آزمون حکمرانی
آنچه امروز در میانکاله رخ میدهد، صرفاً مسأله یک پهنه جغرافیایی در مازندران نیست. این منطقه بهعنوان یک ذخیرهگاه زیستکره، بخشی از اعتبار ملی در حفاظت
از طبیعت است.
هر تصمیمی که در اینجا گرفته میشود و هر عقبنشینی یا ایستادگیای که رخ میدهد، معنایی فراتر از محدوده همان منطقه دارد. به همین دلیل، حریقهای اخیر را میتوان آزمونی برای سنجش کیفیت حکمرانی محیطزیستی در ایران دانست: آزمونی که نشان خواهد داد قانون میتواند در برابر فشار ذینفعان غیرقانونی بایستد و قواعد را شفاف کند.

