پسری که بعد از آزادی از زندان، سارق شد

گروه حوادث: مرضیه همایونی/ پسر جوان که با تلاش‌های مادرش یک بار از زندان و مجازات حبس رهایی یافته بود بعد از آزادی این بار به سارقی حرفه‌ای تبدیل شد. 
به گزارش «ایران»، شامگاه یکشنبه 8 شهریور زوج جوانی از یک تالار عروسی خارج شدند تا به خانه برگردند اما وقتی زن جوان منتظر بود شوهرش ماشین را بیاورد ناگهان دو جوان سوار بر موتورسیکلت به او نزدیک شدند. یکی از آنها که کلاه کاسکت به سر داشت از موتور پیاده شد و به طرف او رفت و در چشم برهم زدنی گردنبند 60 گرمی زن جوان را قاپید و سوار موتورسیکلت شده و فرار کردند.
شوهر وی با دیدن این صحنه به تعقیب سارقان پرداخت و بعد از 5 دقیقه تعقیب و گریز ناگهان خودرویی از داخل فرعی بیرون پیچید و موتورسواران که تعادلشان را از دست داده بودند روی زمین افتادند. راکب موتورسیکلت بلافاصله بلند شد و فرار کرد اما همدستش دستگیر شد.
پسر جوان برای تحقیقات در اختیار کارآگاهان پلیس قرار گرفت. در بازرسی بدنی از متهم پلاک و زنجیر طلایی کشف شد. سعید در تحقیقات اولیه مدعی شد طلاها متعلق به مادرش است. اما وقتی با مدارک مستند روبه‌رو شد به سرقت‌های سریالی اعتراف کرد و به دستور بازپرس شعبه دهم دادسرای ویژه سرقت در اختیار کارآگاهان اداره آگاهی قرار گرفت و تحقیقات برای دستگیری همدست فراری او و شناسایی سایر مالباختگان احتمالی ادامه دارد.

تغییر شگرد برای پول بیشتر
سعید، 25 ساله، مدعی است با پیشنهاد همدستش و برای پول دست به سرقت زده است. او در رابطه با اولین سابقه دستگیری‌اش گفت: «پدرم چند سال قبل فوت کرد و من با مادرم زندگی می‌کردم. 19 سالم بود که فهمیدم مردی برای مادرم ایجاد مزاحمت می‌کند. به سراغش رفتم و او را تا حد مرگ کتک زدم که به کما رفت البته خدا به من رحم کرد که زنده ماند و بعد از 2 هفته از کما بیرون آمد. با شکایت او و به خاطر ضرب و جرح به 5 سال حبس و پرداخت دیه محکوم شدم. سه سالی در زندان بودم که مادرم توانست رضایت شاکی را بگیرد و از زندان آزاد شدم.»
زندان برایت درس عبرت نشد؟
در همان زندان، با هم سلولی‌ام که تا دلتان بخواهد خلاف در پرونده‌اش داشت دوست شدم. می‌گفت بیشتر از اینکه آزاد باشد در زندان بوده است. کلکسیونی از جرایم را در پرونده‌اش داشت. سروش پیشنهاد داد که بعد از آزادی باهم کار کنیم. من زودتر از او آزاد شدم، چند ماهی صبر کردم تا او هم آزاد شد و باهم شروع کردیم به گوشی قاپی.
و دوباره به زندان افتادی؟
بله. 6 یا 7 ماه گوشی قاپی کردیم و سروش هنگام فروش گوشی سرقتی گیر افتاد و مرا هم لو داد. دوباره با سروش هم سلولی شدیم و دو سالی هم به خاطر گوشی قاپی در زندان بودم تا اینکه اوایل سال گذشته آزاد شدم.
چرا دوباره سرقت کردی؟
چون سروش مرا لو داده بود و از او رو‌دست خورده بودم گفتم که دیگر با او کار نمی‌کنم. در این مدت خلافی نکردم تا اینکه چند وقت پیش در میهمانی که با دوستانم در باغی گرفته بودیم با یاشار آشنا شدم. یاشار خلافکار بود، اما سارق شیک و با کلاسی بود. دستبند و گردنبند طلا، تتوهای خاص و لباس‌های شیک و ادکلنی که ساعت‌ها بویش در فضا می‌ماند. به او گفتم این دم و دستگاه را چطور راه انداختی و او هم ماجرای سرقت طلا را برایم گفت. می‌گفت موبایل قاپی به درد نمی‌خورد.در عوض طلا همیشه خریدار دارد و روز به روز قیمتش بیشتر می‌شود. می‌توانی بفروشی و قیمتش کم نمی‌شود. از طرفی از روی آنتن دهی موبایل و شماره سریال گوشی، سارق شناسایی می‌شود اما طلا چیزی ندارد که سارق را لو دهد. این شد که با او کار را شروع کردم و چندباری سرقت کردیم که از شانس بدم دستگیر شدم. 

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • انرژی
  • زیست بوم
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • ایران زمین
  • اطلاع رسانی
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و یازده
 - شماره نه هزار و صد و یازده - ۱۰ شهریور ۱۴۰۵