در حافظه موقت ذخیره شد...
بودن یا نبودن فرازمینیها
دوکتاب فرازمینیها و کتابچه کیهان به موضوع کیهان میپردازند
نویسنده کتاب، معتقد است شاید تاکنون دانشمندان به دلایلی قانعکنندهای از وجود فرازمینیها رسیده باشد، اما ترجیح دادهاند اطلاعات دقیق آن را در اختیار مردم عادی نگذارند یا شاید هم هرگز موجودات فرازمینی وجود نداشتهاند. از اینرو، مسأله وجود فرازمینیها فقط یکی از پایدارترین معماهای علمی نیست، بلکه یکی از بزرگترین خلاءها در داستان سیر انسان در مقام یک گونه است؛ اما هنوز هیچ پاسخ روشنی برای این جای خالی پیدا نشده است.
کتاب در ابتدا به دو داستان اشاره میکند تا بگوید دقیقاً به دنبال چیست. داستان اول داستانی تخیلی درباره افراد یک قبیله در سال ۱۴۹۱ است که میگوید اگر انسانهای دیگری هم در کره زمین وجود داشتند، حتماً با کشتیها و قایقهایشان در اقیانوس با یکدیگر برخورد میکردند، اما از آنجا که تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده، پس حتماً انسانهای دیگری روی کره زمین وجود ندارند. داستان دیگر اما درباره گروهی از دانشمندان هستهای پروژه SETI است که ادعایی از سوی یکی از دانشمندان به نام انریکوفرمی مطرح میشود. فرمی شیفته سؤالهای چالشی است و از سایر دوستان دانشمند خود میپرسد: آیا هیچ وقت به این فکر کردهاید که بقیه کجا هستند؟ سپس او سؤال جدیتری از دوستان خود میپرسد درباره اینکه اگر فرضیه بشقابپرندهها درست باشد، چرا تاکنون کسی از فرازمینیها به زمین نیامدهاند؟ فرمی نتیجه میگیرد اگر تا حالا کسی با ما ملاقات نکرده، به این دلیل نیست که وجود ندارند، بلکه احتمالاً طبق حد جهانی سرعت اینشتین، سفر میانستارهای را سخت یا ناممکن است.
با گذشت سالها، سؤالی که فرمی پرسید، یعنی همان که بقیه کجا هستند، به یک معمای بزرگ تبدیل شد که محققان جستوجوی هوش فرازمینی آن را پارادوکس فرمی نامیدند. نویسنده کتاب سعی میکند با استفاده از داستانها یا فیلمهای سینمایی متعدد درباره فرازمینیها به این پرسشها قوت بخشد؛ از طرفی دانشمندانی را نام میبرد که تأکید میکنند انسانها در این جهان هستی تنها هستند.
در فصل نخست، تاریخ شگفتانگیز حدس و گمانها درباره بیگانگان بررسی میشود. در فصل دوم، به تولد SETI بهعنوان یک سازوکار جدید در دهه ۱۹۶۰ پرداخته میشود. خواهیم دید که چگونه دانشمندان برای شروع جستوجوی عملی نشانههای تمدن فرازمینی به سراغ تکنیکهای رادیویی و نوری رفتند و چطور این جستوجو در ۶۰ سال گذشته تکامل پیدا کرده است. فصل سوم در مورد انقلابهایی است که در اختر زیستشناسی و تحقیقات مربوط به سیارات فراخورشیدی از سال ۱۹۷۷ رخ داد. فصل چهارم، با توجه به اطلاعاتی که این کتاب به دست آورده، مجدد به سراغ پارادوکس فرمی برمیگردد. در فصل پنجم، نویسنده تلاش میکند راهحلها و پیشنهادهای شخصی خود را برای حل پارادوکس فرمی ارائه دهد.
بحث درباره حیات فرازمینی، تنها یک کنجکاوی علمی یا موضوعی برای داستانهای علمیتخیلی نیست؛ این بحث در واقع ما را وادار میکند نگاه تازهای به جایگاه انسان در کیهان داشته باشیم. کشف هر نشانهای از حیات، حتی در سادهترین شکل آن، میتواند برداشت ما از منشأ زندگی و امکان تکرار آن در سیارات دیگر را دگرگون کند. دانشمندان برای پاسخ دادن به این پرسش، علاوه بر رصد امواج رادیویی، به بررسی جو سیارات فراخورشیدی نیز روی آوردهاند؛ زیرا وجود گازهایی مانند اکسیژن، متان و بخار آب در کنار یکدیگر میتواند سرنخی از فعالیتهای زیستی باشد. با این حال، فاصلههای عظیم میان ستارهها، محدودیت ابزارهای رصدی و دشواری تشخیص یک پیام مصنوعی از پدیدههای طبیعی، راه رسیدن به پاسخ را پیچیده میکند. شاید سکوت ظاهری جهان نه به معنای نبودن تمدنهای دیگر، بلکه حاصل کوتاهبودن عمر آنها، انتخابشان برای برقرار نکردن ارتباط یا ناتوانی ما در دریافت نشانههایشان باشد. به همین دلیل، پژوهش درباره فرازمینیها همواره میان علم، تخیل و پرسشهای فلسفی حرکت میکند و هر کشف تازه در این مسیر، میتواند افقهای جدیدی پیش روی انسان بگشاید.
قدمی به سوی شناخت جهان
کتاب «کتابچه کیهان» اثر لایمن پیج با ترجمه مریم هندوزاده کرمانی، کتاب دیگری است که به موضوع کیهان شناسی میپردازد. کیهانشناسی رشتهای پویا، پرجنبوجوش و هیجانانگیز است که تلاش میکند به پرسشهای بنیادین انسان درباره منشأ، ساختار و سرنوشت جهان پاسخ دهد. امروزه پژوهش دراین حوزه، هم در جبهه نظری و هم در عرصه تجربی، بیش از هر زمان دیگری گسترش یافته است. «کتابچه کیهان» مخاطب را با مفاهیم اصلی این دانش و راههای درک بهتر جهان هستی آشنا میکند. نویسنده بر این باور است که فهم فاصلهها، مقیاسهای بسیار بزرگ و بازههای زمانی عظیم، یکی از دشوارترین بخشهای کیهانشناسی به شمار میآید. از اینرو، او برای نزدیکتر کردن این مفاهیم به ذهن مخاطب، از مقیاسها و اعداد میلیاردی استفاده میکند. به همین دلیل، این کتاب ظاهراً کوچک به موضوعی بسیار بزرگ و گسترده میپردازد و میکوشد زبان پیچیده کیهانشناسی را تا حد امکان ساده و قابلفهم ارائه کند.
در فصل نخست، مفاهیم پایهای مانند سرعت نور، فاصلههای کیهانی و گسترش جهان بررسی میشوند. فصل دوم به ساختار و ترکیب جهان اختصاص دارد، البته نه با پرداختن به همه جزئیات، بلکه با تمرکز بر عناصری که در دورههای گوناگون تاریخ کیهانی، نقش غالبتری داشتهاند. این شیوه روایت به خواننده کمک میکند تا تصویری کلی اما منسجم از تحول جهان به دست آورد.
کتاب همچنین با استفاده از تصویرها و نمودارها، فهم مطالب را آسانتر میکند. برای نمونه، در فصل سوم که به تغییرات دمایی جهان میپردازد، تصاویری مرتبط ارائه شده است تا مخاطب بتواند روندهای مطرحشده را بهتر دنبال کند. در فصل چهارم، نویسنده یافتههای پژوهشهای مختلف را کنار هم قرار میدهد و از دل آنها، مدل معیار کیهانشناسی را توضیح میدهد. مدلی که چارچوبی مهم برای شناخت جهان امروز فراهم میکند. در فصل آخر نیز برخی از مرزهای پژوهشهای نظری و تجربی کیهانشناسی شرح داده میشود. مرزهایی که همچنان محل پرسش، بررسی و کشفاند. «کتابچه کیهان» از این منظر، اثری مناسب برای علاقهمندانی است که میخواهند با زبانی روشن و فشرده، قدمی به سوی شناخت علمی جهان بردارند.

