روایت یک سال فعالیت در دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
موسیقی را شنیدیم، موانع را کم کردیم
بابک رضایی
مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
وقتی به بیش از یک سال فعالیت در دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نگاه میکنم، ترجیح میدهم عملکرد این دوره را نه با فهرستی از اقدامات اداری، بلکه با یک پرسش اساسی ارزیابی کنم: آیا توانستهایم رابطه مدیریت فرهنگی با جامعه موسیقی را به سمت تعامل، اعتماد و کاهش موانع حرکت دهیم؟ پاسخ من این است که با وجود همه دشواریها، تلاش کردیم چنین مسیری را دنبال کنیم. این دوره، دورهای عادی برای موسیقی ایران نبود. تحولات اجتماعی، جنگ ۱۲روزه و شرایط ویژه پس از آن، بسیاری از برنامههای پیشبینیشده را تحت تأثیر قرار داد. با این حال، تلاش کردیم در همین شرایط نیز موسیقی از متن تحولات فرهنگی کشور فاصله نگیرد و هنرمندان امکان ادامه فعالیت خود را داشته باشند.
یکی از مهمترین رویکردهای ما در این دوره، ایجاد کمترین اصطکاک میان مدیریت فرهنگی و جامعه موسیقی بود. اعتقاد داریم هنرمند زمانی میتواند خلاقیت خود را به بهترین شکل بروز دهد که احساس نکند مدیریت فرهنگی در مقابل او قرار گرفته است. وظیفه دولت، فراهم کردن زمینه فعالیت، رفع موانع و ایجاد نظم و شفافیت است نه اینکه جای هنرمند و جامعه حرفهای موسیقی تصمیم بگیرد.
مجوزها و تلاش برای کاهش
موانع فعالیت هنرمندان
این نگاه را در موضوع مجوزها نیز دنبال کردیم. دفتر موسیقی درباره اثر هنری تصمیم میگیرد نه درباره هویت افراد. هر اثری که برای دریافت مجوز ارائه میشود، بر اساس ضوابط مربوط به شعر، موسیقی و دیگر مؤلفههای هنری بررسی خواهد شد. در همین چارچوب، از منظر بررسی اثر، تفاوتی میان هنرمندان داخل و خارج کشور وجود ندارد.
در یک سال گذشته البته بخشی از مشکلات مربوط به صدور مجوز، ناشی از فرآیندهای فنی و زیرساختی بود. سامانه موجود با مشکلات ساختاری مواجه است و به همین دلیل، تغییر کامل آن در دستورکار قرار گرفت. طراحی سامانه جدید میتواند گامی مهم برای کاهش رفتوآمد، شفافتر شدن فرآیندها و کوتاه شدن زمان رسیدگی به درخواستهای هنرمندان باشد.
اما موسیقی فقط مسأله مجوز نیست. اگر بخواهیم درباره آینده موسیقی ایران صحبت کنیم، باید اقتصاد، آموزش، اجرا، رسانه، زیرساخت و تشکلهای صنفی را همزمان ببینیم. بخش بزرگی از جامعه موسیقی از محل آموزش امرار معاش میکند. بنابراین تعطیلی آموزشگاهها یا کاهش فعالیتهای موسیقایی، صرفاً یک اتفاق فرهنگی نیست و مستقیماً معیشت هنرمندان را تحت تأثیر قرار میدهد. تجربه کرونا به ما نشان داد که در شرایط بحرانی باید تا حد امکان میان ضرورتهای اجتماعی و استمرار فعالیت فرهنگی تعادل ایجاد کرد. در این دوره نیز تلاش کردیم از تکرار برخی تجربههای گذشته جلوگیری کنیم.
اقتصاد موسیقی، اجرای زنده
و مسأله قیمت بلیت
در حوزه اجرای زنده نیز، پیش از چالشهای اخیر، روند برگزاری کنسرتها رشد قابل توجهی داشت و اگر شرایط عادی ادامه پیدا میکرد، میتوانستیم شاهد رکورد جدیدی در اجرای موسیقی باشیم. این موضوع نشان میدهد مخاطب ایرانی همچنان با موسیقی ارتباط جدی دارد و تقاضا برای اجرای زنده وجود دارد.
یکی از مسائل مهم در این حوزه، قیمت بلیت است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در شرایط فعلی امکان اختصاص یارانه مستقیم به کنسرتها را ندارد، بنابراین باید به سمت راهکارهای پایدارتر رفت. هزینه اجاره سالن، تعداد اعضای گروه، کیفیت اجرا و امکانات هر سالن با دیگری متفاوت است و نمیتوان برای همه اجراها یک نسخه واحد پیچید. در عین حال، مخاطب باید بداند قیمت بلیت بر چه اساسی تعیین شده است. برای رسیدن به چنین نظمی، وجود یک صنف قدرتمند و فعال برای تهیهکنندگان موسیقی ضروری است. بخشی از مسائل این حوزه باید در گفتوگوی صنفی حل شود و دولت نیز نقش تنظیمگر و تسهیلگر خود را ایفا کند. امیدواریم با سامان یافتن تشکلهای صنفی، امکان تصمیمگیری جمعی درباره مسائل اقتصادی و اجرایی موسیقی فراهم شود.
در کنار اقتصاد، مسأله زیرساخت نیز اهمیت فراوانی دارد. موسیقی ایران با کمبود سالنهای مناسب مواجه است و نبود سالن اختصاصی موسیقی یکی از نقدهایی است که خود ما نیز به وضعیت موجود داریم. ساخت سالن جدید در شرایط محدودیت بودجه کار سادهای نیست، اما تلاش کردهایم از ظرفیت سالنهای سایر نهادها و مجموعهها استفاده کنیم. همزمان، موضوع ایمنسازی سالنها را نیز با جدیت دنبال کردهایم. تأییدیههای ایمنی و آتشنشانی مسألهای نیست که بتوان درباره آن اغماض کرد؛ امنیت مخاطب و هنرمند باید در اولویت باشد.
جشنوارهها، موسیقی نواحی
و حضور موسیقی در رسانه
در بخش دیگری از فعالیتها، تلاش کردیم جشنوارهها از شکل صرفاً مناسبتی فاصله بگیرند. جشنواره موسیقی فجر باید بتواند تصویری از کلیت موسیقی ایران ارائه کند و جشنوارههای تخصصی مانند موسیقی جوان و موسیقی نواحی نیز باید خروجی ماندگار و حرفهای داشته باشند. جشنواره زمانی موفق است که نتیجه آن بعد از پایان مراسم نیز در زندگی هنرمندان و مسیر حرفهای آنان دیده شود. توجه به موسیقی نواحی و استعدادهای تازه نیز برای ما اهمیت ویژهای دارد. حفظ موسیقی نواحی تنها با برگزاری یک جشنواره ممکن نیست؛ آموزش، انتقال تجربه و حمایت از نسل جوان باید در کنار آن قرار گیرد. در موسیقی ایرانی نیز نیازمند شناسایی صداهای تازه و فرصت دادن به هنرمندانی هستیم که کمتر دیده شدهاند.
یکی دیگر از محورهای مهم این دوره، تقویت حضور موسیقی در رسانههای ایرانی بوده است. تولیدات موسیقایی کشور زمانی میتوانند اثرگذاری بیشتری داشته باشند که امکان دیده و شنیده شدن پیدا کنند. تعامل با رسانه ملی، حوزه هنری، خانه موسیقی، انجمن موسیقی ایران و رسانههای تخصصی با همین هدف دنبال شده است. موسیقی ایران ظرفیت بسیار بزرگی دارد و باید سهم بیشتری از فضای رسانهای کشور به آن اختصاص پیدا کند.
برش
بازنگری سند موسیقی و چشمانداز آینده
در نهایت، بازنگری سند موسیقی را نیز باید بخشی از همین مسیر دانست. تلاش کردیم سندی که قرار است نقشه راه موسیقی کشور باشد، از یک متن سنگین و صرفاً نظری فاصله بگیرد و به سندی روانتر، دقیقتر و اجراییتر تبدیل شود. حضور نمایندگان بخشهای مختلف و پیشبینی سازوکار اجرایی میتواند کمک کند که این سند در حد یک متن اداری باقی نماند. موسیقی ایران پیش از آنکه به حمایت دولت وابسته باشد، بر توان هنرمندان، مخاطبان و فعالان این حوزه استوار بوده است. اما در نظر داشته باشیم که دولت میتواند موانع را کمتر کند، امکان فعالیت را افزایش دهد و در کنار جامعه موسیقی بایستد.
اگر بخواهم کارنامه این دوره را در یک جمله خلاصه کنم، میگویم: تلاش ما این بوده است که موسیقی ایران را بیشتر بشنویم، کمتر در مسیر فعالیتش مانع ایجاد کنیم و برای حل مشکلاتی که سالهاست در حوزه اقتصاد، زیرساخت، مجوز، صنف و رسانه وجود دارد، راهحلهای عملی پیدا کنیم. این مسیر هنوز به پایان نرسیده است. بسیاری از برنامهها برای رسیدن به نتیجه نهایی به زمان و منابع نیاز دارند. اما معتقدم اگر گفتوگو با جامعه موسیقی استمرار داشته باشد و مدیریت فرهنگی خود را متعهد به شنیدن نقدها و اصلاح مسیر بداند، میتوان آیندهای روشنتر برای موسیقی ایران ترسیم کرد.



