دو سال با سینمای دولت چهاردهم در گفتوگو با رائد فریدزاده رئیس سازمان سینمایی
زیرساختهای سینمایی را توسعه و تنوع اکران را افزایش دادیم
به مناسبت دومین سال فعالیت دولت چهاردهم، به سراغ رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی رفتیم تا درباره مهمترین مسائل و اولویتهای سینمای ایران در این دوره گفتوگو کنیم؛ از وضعیت تولید و اکران و بازگشت مخاطبان به سالنها گرفته تا توسعه زیرساختهای سینمایی، شفافیت حمایتهای دولتی، آینده جشنواره فیلم فجر، استقلال جشنواره جهانی فجر، اکران فیلمهای خارجی و چشمانداز همکاریهای بینالمللی. فریدزاده در این گفتوگو تأکید میکند که برای عبور از مشکلات موجود، باید از نگاه جزیرهای به سینما فاصله گرفت و تولید، اکران، اقتصاد، مخاطب، زیرساخت، جشنواره و ارتباطات بینالمللی را بهعنوان اجزای یک مجموعه بههمپیوسته دید.
رضا صائمی
دبیر گروه فرهنگی
آقای فریدزاده! دو سال از عمر دولت چهاردهم و مدیریت شما بر سازمان سینمایی گذشت. اگر بخواهیم تصویری کلی از وضعیت امروز سینمای ایران داشته باشیم، مهمترین اولویت سازمان سینمایی چیست؟
به نظرم مهمترین مسأله این است که سینما را در یک مجموعه بههمپیوسته ببینیم. ما نمیتوانیم فقط درباره تولید فیلم صحبت کنیم و مسائل اکران، مخاطب، زیرساخت، اقتصاد سینما و ارتباطات بینالمللی را نادیده بگیریم. از ابتدای فعالیت در سازمان سینمایی تلاش شده است برنامهها بر اساس سیاستهای کلان وزارت فرهنگ تنظیم شود. عدالت فرهنگی، رونق اقتصادی و صادرات فرهنگی، استفاده از فناوریهای نوین و توجه به هویت ایرانی و اسلامی، چهار محور اصلی این مسیر بودهاند. در کنار آن، توجه به استعدادهای جوان، توسعه زیرساختها، گفتوگو با سینماگران و فعالان سینمایی و اصلاح نظام تنظیمگری را نیز دنبال کردهایم.
یکی از مشکلاتی که در سالهای اخیر بارها درباره آن صحبت شده، کاهش یا تغییر ترکیب مخاطبان سینماست. برای بازگرداندن مخاطب چه باید کرد؟
مخاطب باید بتواند انتخاب کند. در دورههایی یک گونه خاص از فیلمها سهم زیادی از اکران را در اختیار داشتند و این موضوع باعث میشد بخشهایی از جامعه انتخاب چندانی نداشته باشند. در این دوره تلاش شده سبد اکران متنوعتر شود تا خانوادهها، جوانان و گروههای مختلف اجتماعی بتوانند آثار متناسب با سلیقه خود را پیدا کنند. البته این مسأله فقط به تولید فیلم مربوط نیست. وقتی سالن کافی یا مناسب وجود نداشته باشد، حتی فیلم خوب هم فرصت مناسبی برای دیده شدن پیدا نمیکند. به همین دلیل توسعه زیرساخت سینمایی، بهخصوص در استانها و مناطق محروم، بسیار مهم است.
شما بر توسعه زیرساخت تأکید دارید، اما برخی معتقدند تعداد فیلمهای تولیدشده با ظرفیت اکران تناسب ندارد؟
این مسأله را باید در کنار یکدیگر دید. اگر فیلم تولید کنیم اما سالن مناسب نداشته باشیم، طبیعتاً بخشی از آثار امکان حضور مؤثر در اکران را پیدا نمیکنند. در سالهای گذشته انتقادهایی درباره تأکید سازمان سینمایی بر ساخت سالن مطرح شد، اما معتقدم این یک ضرورت است. سینما برای ادامه حیات خود به شبکهای از سالنهای استاندارد در سراسر کشور نیاز دارد. این موضوع بویژه در استانهایی که امکانات کمتری دارند، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
موضوع فیلمهای زیرزمینی و آثاری که خارج از فرآیند رسمی تولید میشوند، همچنان محل بحث است. آیا سازمان سینمایی برای کاهش این فاصله برنامهای دارد؟
همواره آثاری بودهاند که خارج از فرآیند رسمی تولید شدهاند و نمیتوان این واقعیت را نادیده گرفت. اما باید دید چرا بخشی از فیلمسازان ترجیح میدهند مسیر دیگری را انتخاب کنند؟ اگر فرآیند صدور مجوز شفاف، روشن و قابل پیشبینی باشد و فیلمساز بداند با چه ضوابطی مواجه است، فاصله میان سینمای رسمی و بخشی از تولیدات خارج از این مسیر کمتر میشود.
در اینجا بد نیست به نکتهای در خصوص حضور فیلمها در جشنوارههای خارجی اشاره کنم: سازمان سینمایی لزوماً فیلمها را برای جشنوارههای خارجی ارسال یا معرفی نمیکند. فیلمساز یا پخشکننده میتواند اثر خود را ارسال کند. البته فیلمی که قرار است به عنوان نماینده رسمی ایران حضور داشته باشد، باید فرآیند قانونی را طی کرده باشد.
یکی از انتقادهای قدیمی سینماگران، نحوه تخصیص حمایتهای دولتی و احتمال دخالت سلیقههاست. برای رفع این نگرانی چه کردهاید؟
تلاش ما این است که حمایتها تا حد امکان از حالت سلیقهای خارج شود. در بنیاد سینمایی فارابی و سایر مؤسسات تابعه سازمان، برگزاری جلسات ارائه طرح (پیچینگ) یکی از اقداماتی است که در همین راستا انجام شده است. آثار در یک فرآیند مشخص ارائه، ثبت و ارزیابی میشوند. بر این اساس میتوان امیدوار بود که شفافیت بیشتر شود و نگرانی درباره حمایتها کاهش یابد.
کمی درباره تغییر در ساختار برگزاری جشنوارهها بگویید. هدف از تشکیل نهاد یا مؤسسه جشنوارهها چیست؟
جشنوارههای تخصصی تا امروز عمدتاً در مؤسسات تخصصی خودشان برگزار شدهاند، اما ما با یک مشکل جدی مواجه بودیم و آن فقدان یک حافظه سازمانی و جمعی برای برخی رویدادهای مهم، بهخصوص جشنواره فیلم فجر است. از طرف دیگر، بخش قابل توجهی از زیرساختهای اجرایی جشنوارهها مشترک است. بنابراین شکلگیری یک ساختار مشخص میتواند باعث حفظ تجربهها شود و جشنوارهها از حالت مقطعی خارج شوند. جلسات لازم در این زمینه انجام شده و امیدواریم این ساختار بهزودی شکل بگیرد.
آیا این تغییر ساختار میتواند به ایجاد دبیرخانه دائمی جشنواره فیلم فجر هم منجر شود؟
یکی از اهداف تأسیس دبیرخانه دائمی جشنواره همین است که باید در طول سال فعال باشد و فقط در محدوده زمانی جشنواره آغاز به کار نکند. این موضوع هم به حفظ تجربهها کمک میکند و هم باعث میشود برنامهریزی دقیقتری صورت گیرد. سال گذشته در شرایط بسیار سختی جشنواره برگزار شد؛ برگزاری این رویداد مهم بدون همراهی صنوف و سینماگران و همچنین تعامل و همراهی مدیران ممکن نبود. امیدوارم امسال بتوانیم با اتکا به همین رویکرد، دبیر جشنواره را نیز در زمان مناسب معرفی کنیم.
جشنواره جهانی فیلم فجر چه زمانی به شکل مستقل برگزار خواهد شد؟
استقلال جشنواره جهانی یکی از دغدغههای اصلی این دوره سازمان سینمایی است و امید میرود این رویداد بتواند جایگاه ویژه و مهم خود را در میان جشنوارههای جهانی حفظ و تثبیت کند. با توجه به شرایط فعلی، برگزاری آن در تاریخ پیشبینیشده در آذرماه ممکن است با دشواریهایی همراه باشد. مکاتباتی انجام شده تا در صورت فراهم نبودن شرایط، زمان برگزاری به اوایل سال آینده منتقل شود. مهم این است که جشنواره را با کیفیت و در تراز و معیار بینالمللی برگزار کنیم که بتواند نقش درست خود را در عرصه بینالمللی ایفا کند.
در این میان، اکران فیلمهای خارجی هم مطرح شده است. آیا این طرح را جدی میدانید؟
بله، معتقدم سینما باید بتواند به بهبود حال مردم کمک کند و تنوع آثار میتواند بخشی از این مسأله باشد. اما اکران فیلم خارجی بدون رعایت حقوق صاحبان آثار و بدون طی کردن فرآیند قانونی امکانپذیر نیست. اگر موانع حقوقی و اجرایی برطرف شود، میتوان این موضوع را به شکل جدی دنبال کرد. حتی میتوان اکرانهایی را به شکل آزمایشی و بر اساس قواعد مذکور اجرا کرد تا نتیجه آن ارزیابی شود.
یکی از اهداف اعلامشده سازمان سینمایی، تقویت حضور سینمای ایران در عرصه بینالمللی است. چرا با وجود تفاهمنامههای متعدد، هنوز خروجی اقتصادی و تولید مشترک چندانی نمیبینیم؟
تفاهمنامه بهتنهایی کافی نیست. زمانی میتوانیم از موفقیت همکاری بینالمللی صحبت کنیم که این توافقها به تولید مشترک، توزیع و اکران فیلم منجر شوند. ظرفیت بسیار خوبی در منطقه وجود دارد و ما نیز مذاکرات زیادی با نمایندگان کشورهای مختلف انجام دادهایم. همکاری با سفارتخانهها و برگزاری هفتههای فیلم ایران میتواند شروع خوبی باشد، اما در نهایت باید تهیهکنندگان و بخش خصوصی وارد میدان شوند. اگر سازوکار تولید مشترک را از سطح تفاهمهای کلی به قراردادهای عملیاتی برسانیم، امکان عرضه فیلمهای ایرانی در بازارهای خارجی نیز افزایش پیدا میکند.
جشنواره خزر هم از جمله طرحهایی بود که مطرح شد اما به نتیجه نرسید. آیا این ایده همچنان دنبال میشود؟
ایده جشنواره خزر در دوره قبل مطرح شد و برای اجرای آن نیازمند مشارکت چند کشور بودیم. در نهایت روسیه اعلام آمادگی کرد، اما سایر کشورها همراهی لازم را نداشتند. با این حال، اصل ایده همکاری منطقهای همچنان ارزشمند است. ما در منطقه ظرفیتهای زیادی داریم و باید از این ظرفیتها برای ایجاد ارتباطات فرهنگی و سینمایی استفاده کنیم.
به نظر میرسد شما از تغییر در شیوه حکمرانی سینما صحبت میکنید. منظور دقیقاً چیست؟
شرایط سینما تغییر کرده و نمیتوان با همان روشهای گذشته همه مسائل را مدیریت کرد. بخشی از تصمیمها در اختیار سازمان سینمایی است، اما بخشی دیگر نیازمند تصمیمگیری در سطوح بالاتر است. قوانین بالادستی وجود دارند و ما ملزم به اجرای آنها هستیم، ولی در همان چارچوب میتوان روشها و شیوههای اجرایی موجود را بررسی و در صورت نیاز مورد بازنگری قرار داد. برای نمونه، قیمت بلیت و اقتصاد سالنهای سینما از مسائل مهم امروز است. اگر اقتصاد سینما کمرونق باشد، سالندار نمیتواند به فعالیت خود ادامه دهد و در نهایت مخاطب هم متضرر میشود. بنابراین باید سیاستهایی لحاظ شود که هم امکان حضور مردم در سینما را حفظ کند و هم چرخه اقتصادی سینما را سرپا نگه دارد.
اگر بخواهید یک اولویت را برای آینده سینمای ایران انتخاب کنید، آن اولویت چیست؟
فکر میکنم باید از نگاه جزیرهای به سینما فاصله بگیریم. تولید، اکران، مخاطب، اقتصاد، زیرساخت، جشنواره و ارتباطات بینالمللی به یکدیگر متصلاند، هیچکدام را نمیتوان جدا از دیگری ارزیابی و اصلاح کرد. ما نیازمند مشارکت واقعی سینماگران، صنوف، بخش خصوصی و دولت هستیم. هدف باید این باشد که فرصت بیشتری برای استعدادهای جوان ایجاد و حمایتها را شفافتر کنیم، زیرساختها را توسعه دهیم، حق انتخاب مخاطب را نیز افزایش داده و راه حضور سینمای ایران در بازارها و عرصه جهانی را هموارتر کنیم. اگر این مسیر با گفتوگو و همدلی طی شود، سینمای ایران ظرفیت عبور از مشکلات امروز و حفظ و تثبیت جایگاه رفیع خود را خواهد داشت.



