فرهنـگ در میـدان
روایت دو سال تحول در حکمرانی فرهنگی دولت چهاردهم
دولت چهاردهم در حالی دومین سال فعالیت خود را پشت سر میگذارد که سال گذشته از پرالتهابترین دورههای کشور بود. در این دوره که دو جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشتیم، فرهنگ از فعالیتی عمدتاً پشتمیزی فاصله گرفت و به میدان آمد؛ از روایت رویدادهای ملی و حضور رسانههای خارجی تا فعالیت هنرمندان، موکبهای فرهنگی و ثبت روایتهای مردمی.
مرور عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمانها و مؤسسات تابعه نشان میدهد سیاست فرهنگی دولت چهاردهم بر چند محور اصلی استوار بوده است: مردمیسازی و عدالت فرهنگی، حکمرانی هوشمند، توسعه اقتصاد فرهنگ، تقویت زیرساختهای هنری، حمایت از سینما و نشر، توجه به آموزش و نسل جوان و افزایش حضور بینالمللی فرهنگ و هنر ایران. در این میان، آیین وداع و تشییع رهبر شهید به یکی از بزرگترین میدانهای عملیاتی فرهنگ و رسانه تبدیل شد؛ رویدادی که ظرفیتهای رسانهای، سینمایی، هنری، ادبی و مردمی کشور را همزمان به کار گرفت. مرور کارنامه فرهنگی دولت چهاردهم را با همین رویداد آغاز میکنیم.
یک بدرقه در قاب فرهنگ و رسانه
برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، آیین وداع و تشییع رهبر شهید صرفاً یک مراسم رسمی نبود. مجموعههای تابعه وزارتخانه در تهران، قم، مشهد و دیگر نقاط کشور تلاش کردند این رویداد را به یک تجربه گسترده فرهنگی و رسانهای تبدیل کنند؛ تجربهای که از اجرای برنامههای هنری و تولید آثار موسیقایی تا ثبت روایتهای مردمی و میزبانی از رسانههای بینالمللی را دربر گرفت. در تهران، «خیمه هنر» به یکی از کانونهای حضور جامعه فرهنگ و هنر تبدیل شد و برنامههایی همچون تعزیه، شعرخوانی آیینی، نقالی، روایتگری، موسیقی، خوشنویسی، هنرهای تجسمی، سرود، پرفورمنس و نمایش خیابانی «قائد» در آن اجرا شد. این برنامه در مشهد نیز با همکاری بنیاد بینالمللی امام رضا(ع) دنبال شد. در بخش تولیدات هنری نیز نماهنگهای «پدر امت» و «آقای شهید ایران» تولید شد و سوئیتسمفونی «مظلوم مقتدر» در پنج موومان به اجرا درآمد. برجنگاره «باید برخاست» نیز بر برج آزادی نقش بست.
یکی از مهمترین ابعاد این عملیات، حضور رسانههای خارجی بود. براساس آمار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۵۲۸ درخواست روادید رسانهای از سوی عوامل رسانههای خارجی غیرمقیم از ۵۸ کشور دریافت شد که در نهایت ۲۲۷ روادید صادر شد. ۵۳ نفر از فعالان رسانهای نیز با میزبانی صداوسیما وارد ایران شدند. در مجموع، ۱۴۹ خبرنگار و عامل خبری خارجی غیرمقیم، حدود ۳۰۰ اینفلوئنسر از کشورهای مختلف و ۳۱۰ خبرنگار و عامل خبری مقیم دفاتر رسانههای خارجی در ایران این رویداد را پوشش دادند.
وقتی سینما از مراسم، آرشیو میسازد
سینما نیز به پوشش خبری مراسم محدود نماند. سازمان سینمایی با استفاده از ظرفیت انجمن سینمای جوانان ایران و مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، گروههای فیلمبرداری و عکاسی را سازماندهی کرد.
بیش از ۵۰ تیم تخصصی فیلمبرداری و عکاسی و حدود ۲۰۰ فیلمساز جوان در تهران، قم، مشهد و کربلا فعال شدند. ۵۷ دفتر انجمن سینمای جوانان ایران نیز مأموریت یافتند علاوه بر شهرهای اصلی، تصاویر و روایتهای مردمی را در بیش از ۱۵۰ روستا ثبت کنند. همچنین پروژه بزرگ عکاسی مراسم با حضور ۲۰ عکاس داخلی و با محوریت آلفرد یعقوبزاده دنبال شد و تولید مستند «باید برخاست» با مشارکت حدود ۵۰ مستندساز و ۱۶ فیلمبردار در دستور کار قرار گرفت. اهمیت این اقدام در امکان تبدیل یک رویداد مقطعی به سرمایه فرهنگی ماندگار است. صدها ساعت تصویر، هزاران عکس و مجموعه روایتهای مردمی، در صورت آرشیو و ساماندهی مناسب میتوانند در سالهای آینده به مواد اولیه مستندها، نمایشگاهها و پژوهشهای فرهنگی تبدیل شوند.
از موکب فرهنگی تا مشارکت اجتماعی
تلاش برای آوردن فعالیت فرهنگی به متن جامعه، یکی دیگر از ویژگیهای این دوره بود. در شبکه کانونهای فرهنگی و هنری مساجد، ۵۰۰ موکب کانونی برای ارائه خدمات فرهنگی، هنری، پذیرایی و رفاهی پیشبینی شد. پویشهایی مانند «بدرقه آفتاب» و برنامه ملی «مقام امین» نیز در همین چارچوب دنبال شد.
در حوزه کتاب و ادبیات، محافل شعرخوانی، نشست تخصصی زبان فارسی، نقد کتاب و نمایشگاه آثار مورد توجه رهبر شهید برگزار شد. خانه کتاب و ادبیات ایران نیز علاوه بر این برنامهها، امکانات لازم برای گروههای خبری و یک موکب فرهنگی در مسیر مراسم فراهم کرد.
نهاد کتابخانههای عمومی کشور نیز کتابخانههای سیار را در تهران، قم و خراسان رضوی مستقر و پویش «باید برخاست» را از ۱۳ تا ۱۹ تیرماه برگزار کرد. در این پویش، مردم امکان ثبت روایتها، عکسها، فیلمها، پادکستها و آثار ادبی خود را داشتند؛ رویکردی که مخاطب را از مصرفکننده صرف محصول فرهنگی به تولیدکننده و راوی فرهنگ تبدیل میکند.
از تصدیگری به تسهیلگری
فراتر از این رویداد، «مردمیسازی و عدالت فرهنگی» از محورهای اصلی سیاست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت چهاردهم بوده است. توسعه دسترسی مردم به خدمات فرهنگی، توجه به مناطق کمبرخوردار، شناسایی و توانمندسازی فعالان فرهنگی و ایجاد فرصتهای برابر برای حضور هنرمندان در عرصههای ملی و بینالمللی، بخشی از این رویکرد است. در این مدل، بخشی از اجرای برنامهها از ساختار دولتی به انجمنها، تشکلها، هنرمندان، مؤسسات و شبکههای مردمی منتقل میشود. البته هرچه نقش دولت از اجرا به سیاستگذاری و تسهیلگری تغییر کند، شفافیت، توزیع عادلانه منابع و ارزیابی عملکرد اهمیت بیشتری پیدا میکند.
حکمرانی هوشمند و اقتصاد فرهنگ
حرکت به سوی حکمرانی هوشمند، محور دیگر این تحول است. توسعه سامانهها، شفافسازی فرآیندهای صدور مجوز، تسهیل خدمات و تصمیمگیری مبتنی بر داده از جمله برنامههای این دوره بوده است. استفاده از هوش مصنوعی و کلاندادههای فرهنگی نیز در دستور کار قرار گرفته تا تصویری دقیقتر از تولید، مصرف و مخاطبان فرهنگ و هنر فراهم شود. با این حال، ارزش واقعی حکمرانی هوشمند زمانی آشکار میشود که فناوری به کاهش بوروکراسی، افزایش شفافیت و تسهیل فعالیت هنرمند، ناشر، تهیهکننده و مؤسسه فرهنگی منجر شود. اقتصاد فرهنگ نیز جایگاه پررنگتری در سیاستگذاری پیدا کرده است. توسعه صنایع فرهنگی و خلاق، بهبود محیط کسبوکار، صادرات محصولات و خدمات فرهنگی و تقویت مالکیت فکری، در کنار توجه به سینما، انیمیشن، نشر، هنرهای تجسمی، موسیقی و بازیهای رایانهای دنبال شده است. فرهنگ در این نگاه تنها حوزهای هزینهبر در بودجه عمومی نیست، بلکه ظرفیت ایجاد اشتغال، ارزش افزوده و صادرات دارد. البته تبدیل این نگاه به اقتصاد واقعی، به بازار، سرمایه، حمایت از مالکیت فکری و مسیرهای پایدار صادرات فرهنگی نیاز دارد.
جشنوارهها؛ از تئاتر تا موسیقی
و هنرهای تجسمی
در حوزه تئاتر، هفدهمین جشنواره تئاتر کوتاه ارسباران، هجدهمین جشنواره بینالمللی تئاتر خیابانی مریوان و سیامین جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان همدان برگزار شد. آیین افتتاح متمرکز جشنوارههای تئاتر استانهای کشور با عنوان «به تماشای ایران» در تبریز برگزار شد و اولین همایش کارگردانهای برگزیده جشنواره تئاتر استانها با عنوان «از صحنه تا قاب تصویر» در کرمانشاه، با حضور ۶۲ کارگردان، به انتخاب ۱۴ نمایش برای جشنواره بینالمللی تئاتر فجر انجامید. چهلوچهارمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر نیز از دوم تا یازدهم بهمنماه ۱۴۰۴ در تهران و کرمان برگزار شد. ۶۲ درصد آثار این دوره از استانها و ۳۷ درصد از تهران بود؛ آماری که نشاندهنده تلاش برای پررنگتر شدن سهم جریانهای هنری خارج از پایتخت است. شورای سیاستگذاری چهلوپنجمین جشنواره نیز تشکیل و ایوب آقاخانی به عنوان دبیر این دوره منصوب شد. در موسیقی، هجدهمین جشنواره ملی موسیقی جوان با دبیری حمیدرضا اردلان در بخشهای موسیقی دستگاهی، نواحی، کلاسیک غربی، آهنگسازی و شناخت و حفظ ردیف برگزار شد. چهلویکمین جشنواره بینالمللی موسیقی فجر نیز از ۲۰ تا ۲۶ بهمنماه در تهران برگزار شد. «چلهنوا» و رونمایی از آلبوم «فرشتههای میناب» از دیگر برنامههای این حوزه بود. در هنرهای تجسمی نیز سیودومین جشنواره هنرهای تجسمی جوانان ایران، هجدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر و دوازدهمین دوسالانه کاریکاتور تهران برگزار شد. دوسالانه کاریکاتور پس از وقفهای هشتساله با حضور هنرمندان ۷۰ کشور بازگشت. نمایشگاه «به گزارش زنان» درباره ۸۰ سال حضور زنان ایران در هنر نوگرای کشور و نمایشگاه «به آینده سپرده شد» درباره ۵۰ سال فعالیت هنری بهرام دبیری نیز برگزار شد.
سرمایهگذاری روی نسل بعدی هنر
آموزش و توسعه زیرساختها نیز بخشی از کارنامه معاونت امور هنری بود. افتتاح شش هنرستان هنرهای زیبا در اراک، سمنان، شاهرود، گچساران و میبد و برگزاری دومین دوره المپیاد ملی هنر با مشارکت ۵۵۸۴ نفر در قالب ۱۵۰۰ تیم، از جمله این اقدامات بود. در آزمونهای مهارتی فرهنگ و هنر نیز مشارکت گستردهای ثبت شد؛ در یک دوره بیش از ۵۸ هزار نفر و در دورهای دیگر حدود ۱۴۵ هزار نفر در فرآیند آزمونها شرکت کردند. همچنین کارگروههای تخصصی برای شناسایی و تحلیل بیش از ۱۵۰۰ عنوان شغل هنری در حوزههای موسیقی، سینما، نمایش و گرافیک تشکیل شد؛ اقدامی که تلاش برای پیوند سیاست فرهنگی با اشتغال و نیازهای بازار را نشان میدهد.
عدالت فرهنگی
آزمون اصلی در استانها
یکی از مهمترین پرسشها این است که آیا سیاست فرهنگی دولت توانسته از تهران فراتر رود. برگزاری جشنوارهها در استانها، افتتاح هنرستانها، فعالیت دفاتر انجمن سینمای جوانان و ثبت روایتهای روستایی نشان میدهد تمرکززدایی در این دوره مورد توجه قرار گرفته است. فعالیت ۵۷ دفتر انجمن سینمای جوانان برای ثبت روایتهای مردمی در بیش از ۱۵۰ روستا، نمونهای از حرکت از جریان فرهنگی «مرکز به پیرامون» به سوی یک شبکه چندمرکزی است. با این حال، عدالت فرهنگی تنها با توزیع رویدادها محقق نمیشود؛ استمرار فعالیت، زیرساخت، آموزش، بازار و امکان دیدهشدن آثار هنرمندان استانها نیز باید در ارزیابی نهایی لحاظ شود.
فرهنگ به مثابه سرمایه اجتماعی
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در کنار برنامههای تخصصی، مجموعهای از رویدادهای اجتماعی و ملی مانند «نشاط اجتماعی ایرانیان»، «برای ایران، سرچشمه هنر»، «هنر برای ایران»، «ایران به امضای هنرمندان»، «نقشی بر میناب» و «خیمه هنر» را دنبال کرد. وجه مشترک این برنامهها استفاده از هنر برای روایت مسائل اجتماعی و رویدادهای ملی بود؛ از نمایش، موسیقی و هنرهای تجسمی تا شعر، تعزیه و نقالی. در این نگاه، هنر صرفاً محصولی برای مصرف فرهنگی نیست، بلکه ابزاری برای گفتوگو، ایجاد پیوند اجتماعی و بازنمایی تجربه مشترک جامعه است.
برش
از گزارش عملکرد تا سرمایه فرهنگی ماندگار
کارنامه دو سال گذشته را میتوان در چند محور خلاصه کرد: مردمیسازی، عدالت فرهنگی، حکمرانی هوشمند، اقتصاد فرهنگ، توسعه زیرساختها، حمایت از آموزش و نسل جوان و استفاده از هنر و رسانه برای روایت ایران. اعداد این کارنامه نیز قابل توجهاند: ۵۲۸ درخواست روادید رسانهای از ۵۸ کشور، صدور ۲۲۷ روادید، حضور ۱۴۹ خبرنگار خارجی غیرمقیم، فعالیت حدود ۳۰۰ اینفلوئنسر خارجی، پوشش مراسم توسط ۳۱۰ خبرنگار و عامل خبری مقیم، مشارکت حدود ۲۰۰ فیلمساز جوان، فعالیت ۵۷ دفتر انجمن سینمای جوانان در بیش از ۱۵۰ روستا و پیشبینی ۵۰۰ موکب فرهنگی. اما اهمیت واقعی این اعداد زمانی مشخص میشود که خروجی آنها به سرمایهای ماندگار تبدیل شود. تصاویر و عکسهای ثبتشده، مستندها، آثار موسیقایی، تولیدات ادبی و روایتهای مردمی، اگر در آرشیوی منسجم گردآوری شوند، میتوانند بخشی از حافظه فرهنگی و تصویری ایران معاصر را شکل دهند. همین منطق درباره سایر بخشها نیز صادق است: جشنواره زمانی موفق است که به رشد استعدادها و رونق اقتصاد هنر منجر شود؛ سامانه زمانی موفق است که بوروکراسی را کاهش دهد؛ حمایت از نشر زمانی معنا دارد که دسترسی مردم به کتاب را افزایش دهد؛ و عدالت فرهنگی زمانی تحقق پیدا میکند که فرصت تولید، آموزش و دیدهشدن برای هنرمند استان و منطقه کمبرخوردار نیز فراهم باشد. از این منظر، مهمترین ویژگی سیاست فرهنگی دولت چهاردهم را شاید بتوان در تلاش برای تغییر نسبت میان «دولت، مردم، هنرمند و بازار فرهنگ» جستوجو کرد؛ تغییری که در صورت استمرار میتواند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را از نهادی عمدتاً اجرایی به نهادی سیاستگذار، تسهیلگر و تنظیمگر تبدیل کند.
آنچه در دو سال دولت چهاردهم شکل گرفته، دستکم از منظر گستره اقدامات، تصویری از یک سیاست فرهنگی چندلایه ارائه میدهد؛ سیاستی که میکوشد فرهنگ را همزمان به عنوان حق عمومی، سرمایه اجتماعی، عرصه هویت، صنعت خلاق و ابزار روایت ایران ببیند. در این مسیر، «فرهنگ در میدان» دیگر صرفاً یک شعار نیست، بلکه آزمونی برای سنجش میزان توان دولت در ساختن پیوندی پایدار میان سیاستگذاری فرهنگی، جامعه، هنرمندان و اقتصاد فرهنگ است.



