نگاهی نو به سیره نبوی

واکاوی تجربه امت اسلامی برای زیستن در جهان سیاست در نخستین بهار نوشته وضاح خنفر

 آیا واقعاً می‌توان زندگینامه همه‌جانبه‌ای برای یک انسان نوشت و در آن، فراز و نشیب‌های شخصیت او را به تصویر کشید؟ این پرسشی است که دکتر طریف خالدی در ابتدای مقاله ارزشمند خود با عنوان «سیمای پیامبر اسلام در میراث فکری مسلمانان» در کتابی که با نام «زیستن با کتاب» به فارسی ترجمه شده، مطرح کرده و به دنبال آن، به تلاش سیره‌نویسان برای عرضه زندگینامه رسول گرامی اسلام پرداخته و آنها را در گونه‌های مختلف دسته‌بندی کرده است.
به گفته دکتر خالدی که خود از پژوهشگران نامدار حوزه تاریخ است، آنچه سیره‌های پیش از دوران معاصر تصویر کرده‌اند، بین تصاویر قدسی و انسانی در نوسان است، اما از قرن نوزدهم بدین سو، یعنی در دوره معاصر، عموم کتب سیره رنگ انسانی به خود گرفته‌اند. او اولین نمونه از این آثار را در کتاب‌های مسلمانان هند به زبان انگلیسی معرفی می‌کند و از کتاب «روح اسلام» یا «زندگی و آموزه‌های محمد» نوشته سید امیرعلی نام می‌برد که در پاسخ اتهامات خاورشناسان به رشته تحریر درآمده است. سپس از محمد عبده، علی عبدالرزاق، توفیق الحکیم و طه حسین یاد می‌کند که راه را برای نگارش‌های نو در سیره باز کردند. از نظر طریف خالدی، آثار این نویسندگان و دیگر سیره‌نویسان معاصر که تعدادشان اندک نیست، هرچند در پرداختن به جنبه‌های این‌جهانی رسول گرامی اسلام همسویی دارند، اما هر یک از منظر خاص خود به آن دوره از تاریخ  نظر کرده‌اند.
شاید تازه‌ترین نمونه از این آثار کتاب «نخستین بهار» نوشته دکتر وضاح خنفر باشد که با عنوان فرعی «خوانش راهبردی - سیاسی سیره نبوی(ص)» از سوی نشر هرمس به فارسی ترجمه و منتشر شده است. وضاح خنفر اندیشمند فلسطینی و از نام‌آورترین چهره‌های رسانه‌ای جهان عرب، به دلیل دانش خود در رشته روابط بین‌الملل و تجربه‌اش در چندین سال مدیریت شبکه خبری الجزیره در اوج جنبش موسوم به «بهار عربی»، کوشیده تا با نگاهی پسینی به دوره ظهور اسلام، زمینه‌های پیدایش اسلام را واکاوی کند و مهارت بی‌بدیل پیامبر در به هم زدن موازنه قوای جهانی و نمایان‌سازی هویت اسلامی به عنوان سومین قدرت اثرگذار را تحلیل کند.
«نخستین بهار» به گفته نویسنده‌اش، در پرتو یک نیاز و برای پاسخ به پرسش از چرایی ناکامی مسلمانان امروز در عرصه جهانی شکل گرفته است. خنفر بازگشت به تاریخ و بازخوانی رخدادهای دوره پیامبر و تحلیل وقایع آن دوره را کاری بایسته برای یافتن دردهای جامعه امروز می‌داند. او در این بازگشت، نه ماندن در گذشته زیبا و دلنواز را دنبال می‌کند و نه اندیشه سلفی‌گری را مقدس می‌شمارد. به باور او، «خیر در آینده است» اما مسیر آن را با نگاه به سیره 
باید پیمود.

 نوآوری‌های خنفر
وضاح خنفر در کتاب «نخستین بهار» نوآوری‌هایی دارد که برخی از آنها عبارتند از:
 مقایسه شخصیت والای پیامبر اسلام با چهار تن از بزرگ‌ترین شخصیت‌های استثنایی تاریخ یعنی داریوش اول، اسکندر مقدونی، ژولیوس سزار و ژوستینین اول که با رفتارشان در عمل همه نقشه‌های دنیا را دگرگون کردند و موازنه قوا را تغییر دادند، اما هر چهار نفر راهکار یکسانی داشتند: تحکیم قدرت از راه ثروت‌افزایی و اقدام نظامی؛ در حالی که گوهر پیامبر با آنها تفاوتی ماهوی و بنیادی دارد.
 بررسی راه‌های مواصلاتی شرق - غرب جهان آن روز و مسیرهای چهارگانه خاکی و آبی موسوم به راه ابریشم و هوشیاری هاشم جد پیامبر در استفاده از فرصت ناامن شدن راه‌های معمول و گشودن کریدور تازه‌ای با مرکزیت مکه برای رونق بخشیدن به آن خطه.
 تحلیل نسلی قبایل آن روز مکه و معرفی آن شهر به عنوان شهری که همیشه با مدیریت شورایی اداره می‌شده و شاه‌گریز بوده است.
 بررسی گسترده واژه ایلاف و نقش آن در شکوفایی مکه و الگوبرداری پیامبر از آن برای برقراری ایلاف مدینه به جای ایلاف مکه.
 بررسی مفصل ائتلاف‌ها و پیمان‌های منطقه‌ای و محلی  و تأثیر هر یک بر فراز و فرود قبایل.
 پژوهشی با استفاده از اسناد و مدارک محلی درباره تعیین محل دقیق حبشه، به عنوان اولین شهر مقصد مهاجران از مکه.
 بررسی گزینه‌های مختلف پیامبر برای هجرت و چرایی انتخاب شهر یثرب، در کنار آبادی‌های طائف و حبشه و خیبر و صنعا و حیره و شام.
 تلاش پیامبر برای جلوگیری از مخالفت با کلیت قریش و تفکیک آن قبیله بین قریش مکه و قریش مهاجر به مدینه و تقسیم قریش مکه به جوانان ماجراجو و تندرو از یک سو و پیران محافظه‌کار از سوی دیگر و تلاش برای ارتباط گرفتن با قریش میانه‌رو برای گشودن راه ورود مسلمانان 
به مکه.
 مخاطب قراردادن جوانان که بدون آنها نو به نو شدن محال است و امید به آینده بی‌معنا  و همین که پیامبر آنها را خطاب قرار می‌دهد به این معناست که رسالتی برای آینده دارد.
 تأکید بر واژه امت با اشاره به اقدامات پیامبر برای هم‌افزایی و پیشگیری از چندپاره شدن جامعه.
 تفسیر مفصل و خواندنی نویسنده از پیمان مدینه به عنوان یک سند پیشرو همزمان با ورود به مدینه، برای همزیستی با مسیحیان و یهودیان.
 اشاره به صلح حدیبیه به عنوان مقدمه ناگزیر فتح مکه و اینکه قرآن فتح مبین را نه فتح مکه بلکه صلح حدیبیه می‌داند که یک پیروزی بدون خونریزی بوده و پیامدهایی بسیار گسترده‌تر از پیروزی‌های نظامی داشته است.
از نظر نویسنده، هر چیزی که به انتشار رسالت کمک کند، پیروزی قلمداد می‌شود و اگر این پیروزی بدون جنگ و خونریزی باشد، به تعبیر قرآن «فتح مبین» است.
«نخستین بهار» که لذت کشف جنبه‌هایی تازه از سیره نبوی را به ما می‌چشاند، به تعبیر وضاح خنفر، از این رو چنین نام گرفته که برنامه پیامبر یک بهار است، آغاز شکوفایی یک امت و اولین تجربه امت اسلامی برای زیستن در جهان سیاست.
همین اهمیت است که گرچه زمان اندکی از انتشار آن نگذشته، علاوه بر ترجمه فارسی به زبان‌های انگلیسی و ترکی استانبولی و پشتون نیز ترجمه شده و بارها به چاپ رسیده است.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و نه
 - شماره نه هزار و صد و نه - ۰۷ شهریور ۱۴۰۵