«ایران» از سومین نشست «تجاوز خارجی و چشم‌اندازهای آینده ایران» گزارش می‌دهد

درخشش «هویت ایران» در میانه جنگ

نمایه ایران پساجنگ چه تصویر و چه تحلیلی از جامعه، سیاست و روابط خارجی ایران ساخته است؟ هر چه که هست، جنگ رمضان باز هم کاستی‌ها، ادراکات و برساخت‌های روانشناختی و جامعه‌شناسی از ایرانیان را برجسته کرد؛ جنگی که برای فروپاشی ساختاری نظم و نظام سیاسی-اجتماعی به ایران آمده بود، به بزرگ‌ترین امر ملی در سپهر کشور تبدیل شد و طراحان فروپاشی را با یک شکست بزرگ مواجه کرد؛ اتفاقاتی که در طول ۶ ماه گذشته و در بطن جنگ میهنی و دفاع مقدس ملی بروز و ظهور داشت، بار دیگر نیاز رجوع به خوانش دقیق‌تر از «تمدن» و «هویت ایرانی» را ضروری ساخته است. این نقش درخشان را این روزها دانشگاه تهران در سلسله نشست‌های «تجاوز خارجی و چشم‌انداز آینده ایران» با پشتیبانی«تاپیکو» به میزبانی نشسته است. روز سه‌شنبه، دکتر کیومرث اشتریان، دکتر مهدی فدایی‌مهربانی و دکتر حبیب‌الله فاضلی، اساتید دانشگاه تهران در پنل «جامعه ایرانی و مسأله تجاوز خارجی به ایران»، به تحلیل نقش برجسته هویت ایرانی در پایداری کشور در برابر جنگ تجاوزکارانه ابرقدرت جهان پرداختند. در این بخش، توصیف تهران به «کلانشهر بی‌کلانتری» که امن‌ترین پایتخت جهان در جنگ بود، یکی از نقاط افتخارآمیز هویت ایرانی، مورد بررسی قرار گرفت. در بخش دیگری از این نشست، امیرعلی نبوی و حمزه صفوی، اساتید دانشگاه تهران و الله‌کرم مشتاقی، کارشناس مسائل منطقه، «مناسبات ایران و اعراب در جنگ رمضان» را به تحلیل نشستند. مشروح این گزارش را در ادامه می‌خوانید.

اشتریان: جریان اصلی جامعه ایران در برابر تجاوز خارجی به سمت اتحاد رفت
نشست «جامعه ایرانی و مسأله تجاوز خارجی به ایران» با سخنرانی کیومرث اشتریان، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، آغاز شد. اشتریان در این نشست با تأکید بر مسئولیت اجتماعی دانشگاهیان، به بررسی واکنش جامعه ایران به تجاوز خارجی، ضرورت حفظ وحدت ملی، وضعیت امنیت اجتماعی در دوران جنگ و پیامدهای برخی محدودیت‌های داخلی پرداخت.
اشتریان در ابتدای سخنان خود گفت: «وظیفه ما دانشگاهیان است که به‌عنوان بخشی از مسئولیت اجتماعی‌مان، به موضوعات مرتبط با رشته خود بپردازیم.» او با اشاره به اینکه مسئولیت دانشگاه، شناخت علمی روابط میان پدیده‌هاست، افزود: «گفته می‌شود که ما در سیاست دخالت نمی‌کنیم، اما در رشته علوم سیاسی، مداخله در جامعه به معنای حضور در جناح‌بندی‌های سیاسی نیست.»
به گفته این استاد علوم سیاسی، دانشگاهیان از منظر مسئولیت و خدمات اجتماعی باید بتوانند درباره موضوعات مختلف کشور اظهارنظر کنند.
اشتریان در ادامه با اشاره به واکنش جامعه ایران به جنگ و تجاوز خارجی اظهار کرد که مهم‌ترین مسأله‌ای که در این دو جنگ مشاهده شده، واکنش جامعه ایران به تجاوز خارجی و شکل‌گیری نوعی اتحاد ملی بوده است. او گفت: «آنچه به‌عنوان جریان اصلی در جامعه ایرانی دیده شد، مخالفت با تجاوز خارجی و شکل‌گیری نوعی اتحاد ملی بود.»
اشتریان با تأکید بر وجود دیدگاه‌ها و انتقادهای مختلف در جامعه افزود:«اختلاف‌نظرها در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی وجود داشته است، اما زمانی که امنیت یک جامعه به خطر می‌افتد، جریان غالب جامعه به سمت اتحاد حرکت می‌کند.»
او با اشاره به جایگاه جنگ در علم سیاست گفت: «ما در علوم سیاسی می‌گوییم مهم‌ترین امر سیاسی برای حکومت‌ها، جنگ است. وقتی کلیت یک جامعه متوجه چنین خطری می‌شود، طبیعتاً متحد می‌شود.»
این استاد دانشگاه همچنین به وجود گروه‌هایی اشاره کرد که به دلیل نارضایتی و کینه نسبت به سیاست‌های موجود، از تجاوز خارجی استقبال کرده‌اند. به گفته او، این گروه‌ها در اقلیت بودند، اما صدای رسانه‌ای آنها، بویژه در خارج از کشور و از طریق برخی رسانه‌های فارسی‌زبان خارجی، بیشتر شنیده می‌شد. با این حال، او تأکید کرد که جریان اصلی جامعه ایران با تجاوز خارجی مخالف بوده است.
اشتریان در بخش دیگری از سخنان خود این پرسش را مطرح کرد که در داخل کشور چه اقداماتی در این شرایط انجام شده و برخی محدودیت‌های ایجادشده چرا باید اتفاق می‌افتاد.
او با اشاره به چالش‌های ایجادشده برای برخی رسانه‌های مستقل و همچنین طرحی که اخیراً در مجلس برای ایجاد محدودیت در دانشگاه‌ها مطرح شده است، گفت که چنین اقداماتی را نمی‌توان بی‌ارتباط با شرایط جنگی دانست.
به گفته اشتریان، این طرح‌ها با هدف مقابله با نفوذ و حفظ امنیت ملی مطرح می‌شوند، اما ممکن است در نهایت به ضرر امنیت ملی تمام شوند. او تأکید کرد: «ما وظیفه داریم در راستای تقویت و حفظ وحدت ملی صحبت کنیم.»
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در ادامه به وضعیت تهران در دوران جنگ اشاره کرد و آن را نمونه‌ای از آرامش اجتماعی در جامعه ایران دانست. او گفت: «ما مشاهده کردیم در دوران جنگ، یک کلان‌شهر میلیونی، بدون کلانتری، روند طبیعی خود را ادامه داد. این جزو افتخارات ایران است.»
اشتریان با اشاره به تجربه خود از برخی شهرهای غربی گفت که در برخی از این شهرها، حتی در شرایطی مانند قطع برق، حضور نیروهای گشت و انتظامی پررنگ است. او همچنین با اشاره به تجربه خود در نیویورک و واشنگتن دی‌سی، از وجود برخی مناطق ناامن در این شهرها سخن گفت و تأکید کرد که در تهران، با وجود شرایط جنگی، اتفاقاتی مانند غارت و آشوب رخ نداد.
او این وضعیت را نشانه‌ای از آرامش میان مردم و همچنین نشان‌دهنده پیشینه تمدنی جامعه ایران دانست و گفت  : «ممکن است به دلیل زندگی در این جامعه، بسیاری از این ویژگی‌ها برای مردم عادی شده باشد.
 این مسأله به معنای ایده‌آل بودن همه شرایط در کشور نیست و مشکلاتی وجود دارد، اما شرایط اجتماعی ایران را نمی‌توان با برخی جوامع دیگر مقایسه کرد.»
او در ادامه نسبت به پیامدهای فشارهای اقتصادی هشدار داد و گفت:«نباید شرایط اقتصادی به نقطه‌ای برسد که امنیت و آرامش اجتماعی مردم به خطر بیفتد.» به گفته اشتریان، مردم باید از حداقل‌های معیشتی برخوردار باشند، چرا که فشار اقتصادی و رسیدن خانواده‌ها به مرحله استیصال می‌تواند پیامدهای اجتماعی جدی به همراه داشته باشد.
او در پایان با اشاره به اینکه تهران با وجود شرایط دشوار اقتصادی همچنان آرامش خود را حفظ کرده است، بر اهمیت امنیت اجتماعی تأکید کرد و گفت: «امنیت اجتماعی نیز مسأله بسیار مهمی است و ما باید قدر آن را بدانیم.»
 
فدایی:   غنای فرهنگی و تمدنی ایران در جنگ خود را نشان داد 
مهدی فدایی، استاد علـــــــــوم سیاسی دانشگاه تهــــــــــــران، در ادامه نشست «تجاوز خارجی و چشم‌اندازهای آینده ایران» با طرح این پرسش که «وقتی از خودمان صحبت می‌کنیم، چه تعریفی از ما داریم؟» بر ضرورت بازاندیشی درباره مفهوم «ما» در جامعه امروز ایران تأکید کرد.
فدایی گفت :«مفهوم «ما» با موضوعات مختلفی از جمله هویت، تخیل اجتماعی ایرانیان و بنیادهای تاریخی، فرهنگی و تمدنی جامعه ارتباط دارد. 
او در این زمینه به دیدگاه‌های داریوش شایگان اشاره کرد و گفت :«شایگان در دوره دوم فکری خود، مسأله «هویت چهل‌تکه ایرانیان» را مطرح کرده است.  از نگاه شایگان، جامعه ایران در یک تقاطع فرهنگی و هویتی قرار گرفته و انسان ایرانی عناصری از هویت سنتی و مدرن را همزمان در خود دارد.» به گفته فدایی، تجربه بیش از یک قرن گذشته در دنیای معاصر، بویژه در غرب، نشان می‌دهد که هرجا تلاش برای ایجاد جامعه‌ای کاملاً یکدست مطرح شده، خطرات بزرگی نیز به دنبال آن آمده است.
فدایی در ادامه به دیدگاه توماس باوئر در کتاب «فرهنگ چندمعنایی» اشاره کرد و گفت :«برخی پژوهشگران، چندپارگی را نه‌تنها ضعف، بلکه نقطه قوت جوامع می‌دانند. به گفته او، باوئر در این کتاب توضیح می‌دهد که در جوامع مسلمان، از جمله ایران، مذاهب، مکاتب کلامی، گروه‌ها و مکاتب فقهی و فلسفی مختلف در کنار یکدیگر نوعی همزیستی داشته‌اند و این همزیستی در طول تاریخ پذیرفته شده بود.
او نمودهای این همزیستی را در ساختار برخی محله‌های تاریخی شهرهایی مانند اصفهان و تهران قابل مشاهده دانست و به قرار گرفتن مسجد، کلیسا، دیر و دیگر اماکن مذهبی در فاصله‌ای نزدیک از یکدیگر اشاره کرد. فدایی همچنین «چهارراه ادیان» در تهران را نمونه‌ای از این همزیستی دانست.
فدایی در بخش دیگری از سخنان خود با بازگشت به مفهوم «ما» گفت جامعه امروز ایران با همان مسأله‌ای مواجه است که در ابتدای بحث مطرح کرده بود. به اعتقاد او، سنت و فرهنگ ایرانی در تعریف «ما» از گشودگی بیشتری برخوردار بوده‌اند. 
او با تأکید بر شمولیت فرهنگ ایرانی گفت :«این فرهنگ در طول تاریخ ظرفیت پذیرش ادیان و اقوام مختلف را داشته است. »  فدایی در این زمینه به شرایط تهران در دوران جنگ اشاره کرد و گفت:«تصور می‌کرد با آغاز جنگ، فروشگاه‌ها خالی شوند و مردم نتوانند زندگی عادی خود را ادامه دهند، اما در عمل چنین اتفاقی نیفتاد و مردم به زندگی روزمره خود ادامه دادند. »
به گفته این استاد علوم سیاسی، در جریان جنگ، نمونه‌های متعددی از رفتارهای اجتماعی مردم مشاهده شد که نشان‌دهنده غنای فرهنگی و تمدنی جامعه ایران بود.
 فاضلی: جامعه ایران هابزی نشد بسیاری از پیش‌بینی‌ها محقق نشد
حبیــــــــــب‌الله فاضلی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، در ادامه این نشست با اشاره به تفاوت میان تحلیل‌های دانشگاهی و تحلیل‌های رایج در فضای مجازی، بر پیچیدگی واقعیت‌های سیاسی و ضرورت پرهیز از تحلیل‌های ساده‌انگارانه تأکید کرد. فاضلی گفت :« پژوهشگران و استادان دانشگاه معمولاً با احتیاط و با در نظر گرفتن اما و اگرهای متعدد سخن می‌گویند، زیرا واقعیت پیچیده است؛ در حالی که در فضای مجازی گاهی تحلیل‌هایی درباره گذشته، آینده و جنگ ارائه می‌شود که بیش از حد ساده و قطعی هستند.»
او با اشاره به خاطرات یکی از استادان تاریخ تحولات معاصر دانشگاه تهران از مرحوم جواد شیخ‌الاسلامی گفت که او در سال‌های اول پس از انقلاب، هنگام تدریس تحولات دوره پهلوی، وقتی به دهه ۵۰ می‌رسید، تأکید می‌کرد که برای روایت دقیق این دوره هنوز اسناد و داده‌های کافی وجود ندارد و باید زمان بگذرد تا ابعاد آن آشکار شود.
فاضلی این نکته را درباره تحولات یک سال گذشته نیز قابل توجه دانست و گفت :«هرچه از این وقایع فاصله بگیریم، امکان تحلیل دقیق‌تر آنها فراهم می‌شود.  جامعه ایران در دل یک دوره بسیار خاص و پیچیده قرار دارد؛ دوره‌ای که در آن، بالاترین مقام کشور و بسیاری از فرماندهان شهید شدند، اما با وجود پیش‌بینی‌هایی درباره فروپاشی یا ورشکستگی سریع، چنین اتفاقی رخ نداد.»
فاضلی در بخش دیگری از سخنان خود به کتاب «بر لبه تنهایی» نوشته ولی نصر اشاره کرد. به گفته او، نصر معتقد است جمهوری اسلامی ایران طی چند دهه گذشته نشان داده که در نهایت اهل معامله و مذاکره است، اما طرف آمریکایی این روند را نپذیرفته و در هر مرحله خواهان امتیازات بیشتری شده است. او افزود که بر اساس تحلیل نصر، حتی اگر جمهوری اسلامی ایران امتیازات بیشتری می‌داد، لزوماً مانع شکل‌گیری این تقابل نمی‌شد. به باور نصر، با توجه به جابه‌جایی مداوم کانون‌های قدرت در منطقه و جهان، بویژه در غرب و قرار گرفتن جمهوری اسلامی به‌عنوان مانعی در برابر برخی از این روندها، وقوع جنگ میان ایران و آمریکا تا حد زیادی گریزناپذیر بوده است.
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در ادامه، بخشی از این وضعیت را به منطق نهادهای بین‌المللی مرتبط دانست و گفت :«پس از جنگ جهانی دوم، نهادها و سازوکارهایی مانند سازمان‌های بین‌المللی، سوئیفت و شورای امنیت شکل گرفتند تا روابط میان کشورها را تنظیم و تسهیل کنند.» به گفته او، در چارچوب نهادگرایی نولیبرال، قرار بود این نهادها همچون «تسمه نقاله جهانی»، ارتباط میان عرضه و تقاضا و در نهایت پیوند و یکپارچگی نظام بین‌الملل را برقرار کنند.
او ادامه داد که این نهادهای بین‌المللی در ابتدا قرار بود بی‌طرف و متعلق به همه کشورها باشند، اما به‌تدریج ایالات متحده و غرب در عمل به صاحبان و اعمال‌کنندگان صلاحیت آنها تبدیل شدند. به گفته فاضلی، کشورهایی مانند ایران، روسیه و چین که با این نظم همراه نیستند، از این شبکه کنار گذاشته می‌شوند و مفهوم «تحریم» نیز در همین چارچوب، به معنای حذف از شبکه شکل می‌گیرد.
او در ادامه تأکید کرد که در این روند، تنها دولت ایران هدف قرار نگرفته، بلکه جامعه ایران نیز مورد هجمه قرار گرفته است. فاضلی با اشاره به برچسب‌هایی که طی یک یا دو دهه گذشته درباره جامعه ایران مطرح شده، گفت جامعه ایران به‌طور مداوم با واژگان و انگ‌های مختلف بمباران شده است؛ تا جایی که حتی برخی افراد جامعه این برچسب‌ها را درباره یکدیگر باور کرده بودند. به گفته فاضلی، تحولات اخیر نشان داد بسیاری از این برچسب‌ها با واقعیت جامعه ایران همخوانی نداشته است. او با اشاره به نکاتی که پیش از این از سوی دکتر مهدی فدایی و دکتر کیومرث اشتریان مطرح شده بود، گفت رفتار جامعه ایران در جریان جنگ نشان داد که تصویر ارائه‌شده از آن با واقعیت فاصله دارد.
فاضلی در ادامه گفت: «در چنین شرایطی، تنها دولت نباید ورشکسته شود، بلکه جامعه نیز باید دچار فروپاشی و چندپارگی شود.» او افزود :«یکی از انتظارات موجود این بود که مسائل قومی در ایران تشدید شود؛ به‌گونه‌ای که کردها و عرب‌ها از یک سو و آذری‌ها از سوی دیگر در برابر یکدیگر قرار گیرند و جامعه ایران به یک جامعه هابزی تبدیل شود؛ یعنی اقوام و مذاهب مختلف علیه یکدیگر قرار بگیرند، مشابه آنچه در سوریه یا عراق رخ داده است.» او با این حال تأکید کرد که چنین اتفاقی دست‌کم تاکنون رخ 
نداده است. 
صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و هشت
 - شماره نه هزار و صد و هشت - ۰۵ شهریور ۱۴۰۵