وزارت خارجه در نقش پشتیبان اقتصادی کشور

حسین آجورلو
تحلیلگر امنیت بین‌الملل 
و عضو هیأت علمی دانشگاه 
بین‌المللی علامه عسکری


 
دولت چهاردهم فعالیت خود را با شعار وفاق ملی، تعامل سازنده با جهان و تقویت روابط با همسایگان آغاز کرد، اما سکان هدایت سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را در شرایطی به دست گرفت که منطقه غرب آسیا با یکی از بحرانی‌ترین دوره‌های خود مواجه بود. پیامدهای جنگ‌افروزی رژیم صهیونیستی در غزه، تحولات سوریه، گسترش درگیری‌های محور مقاومت با اسرائیل و افزایش بی‌سابقه تنش‌ها، فضایی سرشار از عدم‌قطعیت ایجاد کرده بود. رویدادهایی چون ترور شهدای گرانقدر اسماعیل هنیه و سید حسن نصرالله، آغاز جنگ سوم لبنان، عملیات وعده صادق ۲، روی کار آمدن دولت ترامپ با رویکردی ضدایرانی و در نهایت جنگ ۱۲ روزه خرداد ۱۴۰۴ و جنگ ۴۰ روزه اسفند همان سال بر این بحران افزود. این درگیری‌ها با فرسایشی‌شدن در منطقه خاکستری همراه شد که در دل خود ابعاد سیاسی، نظامی، امنیتی و اقتصادی خاصی را جای داده و وضعیت بی‌ثباتی را به‌عنوان یک اصل در بطن خود دارد. در چنین شرایطی، وضعیت کنونی از یک حالت رخدادمحور به فرآیندی فرسایشی با عدم‌قطعیت برای ایران و همسایگان تبدیل شده است. بویژه در رویکرد فشار حداکثری ترامپ که همسایگان نیز تحت تأثیر آن، برای تبعیت از رویکرد خصمانه ضدایرانی تحت فشار قرار دارند.
 
ناگزیری به جنگ منطقه ای
دفاع از تمامیت ارضی و موجودیت کشور، ایران را ناگزیر از منطقه‌ای‌کردن جنگ، بستن تنگه هرمز و اتخاذ سیاست‌های سخت و نیمه‌سخت کرد. این اقدامات به‌طور طبیعی می‌توانست به عاملی مخرب در روابط با همسایگان تبدیل شده و زمینه‌ساز شکل‌گیری ائتلافی نظامی از کشورهای همسایه، همسو با آمریکا و اسرائیل، علیه ایران گردد. این نگرانی بویژه با توجه به اینکه برخی از همسایگان خارج از درگیری مانند پاکستان و ترکیه نیز به دلیل شراکت‌های دفاعی با آمریکا، امکان همسویی با چنین ائتلافی را داشتند، جدی‌تر می‌شد. با این حال، بررسی کارنامه وزارت امور خارجه در حوزه سیاست همسایگی با وجود چالش‌های کم‌سابقه نشان از عملکردی قابل دفاع دارد. آنچه این پیچیدگی را در کنار اقدامات دفاعی و امنیتی کشور مدیریت کرد، رویکردها و اقدامات وزارت امور خارجه و نقش فعال شخص رئیس‌جمهوری مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف به‌عنوان رئیس هیأت مذاکره‌کننده و سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه با حمایت رهبر معظم انقلاب در مهار تنش‌ها و حفظ کانال‌های دیپلماتیک بود. هرچند روابط ایران با همسایگان در جریان این جنگ‌ها با فراز و نشیب‌هایی همراه شد، اما به سطح بحران پایدار و قطع روابط نرسید. این موفقیت نسبی دیپلماسی ایران در حفظ و تداوم ارتباط با همسایگان، حتی در شرایط سخت منطقه‌ای بوده است.
 
جلوگیری از تبدیل بحران نظامی به سیاسی
با نگاهی به اقدامات و رویکردهای وزارت امور خارجه، می‌توان مجموعه‌ای از اقدامات هدفمند و هوشمندانه را مشاهده کرد که هر یک به‌نوبه خود، نقش تعیین‌کننده‌ای در مدیریت تنش‌ها و جلوگیری از تبدیل درگیری‌های نظامی به بحران‌های سیاسی پایدار ایفا کردند. مهم‌ترین این اقدامات، کارزار دیپلماتیک سطح‌بالای منطقه‌ای بود. وزارت امور خارجه با درک این واقعیت که در شرایط کنونی، دیپلماسی در کنار میدان دفاعی می‌تواند به‌عنوان یک سپر دفاعی عمل کند، سفرها، تماس‌های تلفنی و دیدارهای مقامات ارشد را در کنار فعالیت گسترده نمایندگی‌های خارجی ایران در کشورهای منطقه، با کشورهای همسایه به انجام رساند. در سطح رئیس‌جمهوری، رئیس مجلس و وزیر امور خارجه با بهره‌گیری از تمام ظرفیت‌های دیپلماتیک تلاش شد تا این گزاره برای همسایگان تثبیت شود که اقدامات نظامی ایران، اقدامی دفاعی در شرایط خاص و در پاسخ به تهدیدات مستقیم علیه امنیت ملی است و هرگز رویکردی تهاجمی علیه همسایگان ندارد. این اقدامات که با پرهیز از بیانیه‌های تند و تحریک‌آمیز همراه بود، موفق شد فضای ذهنی حاکم بر کشورهای منطقه را از یک رویارویی صرف نظامی به یک مناقشه قابل مدیریت از طریق دیپلماسی تغییر دهد. وزارت امور خارجه با اتخاذ رویکردی متوازن و واقع‌گرایانه، اصول همسایگی را به‌عنوان یک خط قرمز دیپلماتیک حفظ کرد و از هرگونه اظهارنظر یا اقدامی که می‌توانست به‌عنوان تهدیدی علیه حاکمیت یا منافع همسایگان تفسیر شود، پرهیز نمود.
در کنار این کارزار دیپلماتیک، انتخاب هوشمندانه بانک اهداف در عملیات‌های دفاعی نیز در هماهنگی و مشورت با وزارت امور خارجه انجام شد. نیروهای مسلح با حفظ نهایت خویشتنداری و دقت در هدف‌گیری، عملیات‌های خود را صرفاً متوجه منافع و عناصر مرتبط با آمریکا کردند و از اقداماتی که به‌عنوان تهدید علیه امنیت همسایگان تفسیر شود، پرهیز نمودند. این رویکرد، که حاصل هماهنگی دقیق میان وزارت امور خارجه و فرماندهی دفاعی بود، از تبدیل تنش‌های نظامی به بحران‌های سیاسی جلوگیری کرد. بیانیه‌های متوازن و تبیینی نیروهای مسلح نیز در تشریح دقیق دلایل عملیات‌ها و تأکید بر دفاع مشروع، نقش مهمی در جلوگیری از سوءبرداشت‌های منطقه‌ای ایفا کرد و نشان داد که حتی در شرایط درگیری، ایران به دنبال گسترش دامنه درگیری نیست.
 
انتخاب میانجیگران مؤثر
اقدام مؤثر دیگر انتخاب میانجیگران و تسهیلگران از میان بازیگران منطقه‌ای بود. وزارت امور خارجه با شناسایی و فعال‌سازی ظرفیت‌های کشورهای همسایه و دوست مانند پاکستان، قطر، مصر، ترکیه و عمان، بستر مناسبی برای کاهش تنش‌ها و ایجاد کانال‌های ارتباطی مؤثر فراهم کرد. این کشورها با درک حساسیت‌های منطقه‌ای و خطرات گسترش درگیری، نقش سازنده‌ای در انتقال پیام‌ها و مدیریت بحران ایفا کردند. انتخاب این کشورها به‌عنوان میانجی یا تسهیل‌گر نشان از درک عمیق وزارت امور خارجه از ظرفیت‌های منطقه‌ای و توانایی آن در بهره‌گیری از این ظرفیت‌ها برای پیشبرد اهداف دیپلماتیک کشور دارد. این رویکرد، با کاهش هزینه‌های دیپلماتیک به ایران امکان داد تا پیام‌های خود را به‌طور غیرمستقیم و با ضریب اطمینان بالاتری به طرف‌های مقابل منتقل کند.
ارتباط مستمر و هدفمند پس از هر دور مذاکره با همسایگان، یکی دیگر از اقدامات کلیدی بود. وزارت امور خارجه با درک اهمیت شفاف‌سازی و ایجاد اعتماد، بلافاصله پس از هر دور مذاکره با همسایگان کلیدی تماس گرفته و آخرین تحولات را با آنها در میان می‌گذارد. این رویکرد هوشمندانه، که مبتنی بر این درک است که همسایگان نباید از فرآیند مذاکرات احساس حذف یا نادیده‌گرفته شدن کنند، علاوه بر جلوگیری از نادیده‌گرفتن نقش آنها در فرآیند مذاکرات، به شفاف‌سازی مواضع ایران و کاهش نگرانی‌های منطقه‌ای کمک شایانی کرده و بستر را برای همکاری‌های آینده فراهم می‌آورد. این اقدام، نشان داد که ایران حتی در شرایط بحرانی، به دنبال راه‌های دیپلماتیک برای مدیریت تنش‌هاست و این امر، به‌عنوان یک نقطه قوت در سیاست خارجی کشور محسوب می‌شود.
 
 بهره‌گیری از
ظرفیت‌های دیپلماسی عمومی
از دیگر اقدامات وزارت امور خارجه در این دولت، معطوف به ایفای نقش پشتیبان اقتصادی برای کشور و بخش خصوصی بود. در شرایطی که تهدیدهای نظامی، تحریم‌ها و محاصره، فضای تجارت منطقه‌ای را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده بود، وزارت امور خارجه با بهره‌مندی از ابزارهای دیپلماتیک و رایزنی‌های سیاسی، با اولویت‌بندی کریدورهای اقتصادی ورودی و تسهیل فرآیند مالی، تلاش کرد بستری برای تداوم جریان کالا، انرژی و ترانزیت فراهم آورد. این رویکرد، اگرچه در سایه اخبار مهم کمتر دیده شد اما در عمل، یکی از ابزارهای حفظ تاب‌آوری اقتصادی و پیوند منافع ملی با همسایگان بود.
همزمان، بهره‌گیری از ظرفیت‌های دیپلماسی عمومی برای مدیریت افکار عمومی و جلوگیری از شکل‌گیری اجماع منطقه‌ای علیه ایران با همراهی دستگاه تبلیغاتی و رسانه‌ای کشور انجام شد. وزارت امور خارجه با تولید محتوای مناسب به زبان‌های منطقه‌ای، استفاده از شبکه‌های اجتماعی و تعامل با نخبگان و تأثیرگذاران کشورهای همسایه، تلاش کرد روایت ایران را به‌عنوان یک کشور مدافع و خواهان صلح در مقابل روایت تهاجمی دشمن تثبیت کند. این رویکرد، که با صدور پیام‌های آشتی‌جویانه و تأکید بر آمادگی ایران برای حل مسائل از طریق گفت‌وگو همراه بود، موفق شد از شکل‌گیری یک فضای روانی منفی علیه ایران در سطح افکار عمومی منطقه جلوگیری کند و بستر را برای ادامه تعاملات دیپلماتیک فراهم آورد.
در جمع‌بندی باید اذعان کرد که اگرچه کارنامه دولت چهاردهم در حوزه سیاست همسایگی با مطلوبیت‌های آرمانی فاصله دارد و با توجه به مقدورات و محذورات، شاید نتوانسته به تمام اهداف تعیین‌شده دست یابد اما با توجه به شرایط پیچیده و بی‌سابقه حاکم بر کشور این کارنامه را می‌توان قابل قبول و قابل دفاع ارزیابی کرد. دولت چهاردهم نشان داد که در سخت‌ترین شرایط نیز می‌توان اصول راهبردی سیاست خارجی را حفظ کرد و با هوشمندی، صبر و انعطاف‌پذیری دیپلماتیک، از تبدیل تنش‌های نظامی به بحران‌های سیاسی جلوگیری نمود. این رویکرد، که ریشه در تأکیدات رهبران انقلاب اسلامی بر اهمیت روابط حسنه با همسایگان دارد، می‌تواند به‌عنوان یک الگوی موفق در شرایط مشابه، مورد توجه و بازتولید قرار گیرد. نکته حائز اهمیت این است که علیرغم تمام فشارها و پیچیدگی‌ها، دیپلماسی ایران موفق شد به‌عنوان یک عامل ثبات‌بخش و تاب‌آورنده در منطقه عمل کند و از تبدیل غرب آسیا به میدان جنگی گسترده جلوگیری نماید. این دستاورد، هرچند در سایه جنگ و تحریم به دست آمده، اما می‌تواند به‌عنوان سرمایه‌ای ارزشمند برای آینده سیاست خارجی کشور تلقی شود.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و هشت
 - شماره نه هزار و صد و هشت - ۰۵ شهریور ۱۴۰۵