ابراهیم متقی، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه تهران، در گفت‌وگو با «ایران» مطرح کرد

بازیگر موازنه‌گر میدان و دیپلماسی

در شرایطی که دولت چهاردهم از اولین روزهای فعالیت خود با مجموعه‌ای از بحران‌ها و تهدیدات امنیتی روبه‌رو شد، پزشکیان تلاش کرد میان ضرورت‌های میدان، الزامات دیپلماسی و حفظ انسجام داخلی تعادل برقرار کند؛ رویکردی که به گفته ابراهیم متقی، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه تهران به جای قرار دادن مقاومت و مذاکره در برابر یکدیگر، آنها را به دو ابزار مکمل برای حفظ قدرت ملی و عبور از بحران تبدیل کرد. متقی معتقد است پزشکیان در طول جنگ و پس از آن، با پرهیز از تفکیک میان میدان و دیپلماسی و با تکیه بر همکاری میان ارکان مختلف ساختار سیاسی توانست نقش «بازیگر موازنه‌گر» را ایفا کند؛ نقشی که از نگاه او در حفظ انسجام ساختاری کشور و فراهم شدن زمینه برای بازگشت به مسیر مذاکره مؤثر بود.

دولت پزشکیان در جنگ رمضان همزمان دو کار دشوار را پیش برد؛ هم ایستادگی در برابر حمله را حفظ کرد و هم با تأمین نیازهای مردم و حفظ جریان زندگی، پشتوانه اجتماعی و وحدت داخلی را نگه داشت. از نگاه شما این رویکرد چقدر در توان نظامی کشور برای ادامه جنگ مؤثر بود؟
پزشکیان در زمره رؤسای‌جمهوری مـــی‌باشـــد که «دولــــت کـــــار و خدمات‌رسانی» را مدیریت می‌کند. پزشکیان به این موضوع واقف است که ساحت سیاسی ایران در معرض تهدیدات گسترده بوده و در نتیجه تمایلی به اتخاذ بازی‌های سیاسی و جناح‌گرایی ندارد. اگرچه کابینه پزشکیان دربرگیرنده کارگزاران و افرادی است که دارای انگاره‌های اصلاح‌طلبی می‌باشند، اما واقعیت آن است که پزشکیان موفق شد تا به نتایج مطلوبی برای تحقق اراده، مأموریت و آموزه‌های ادراکی خود در ارتباط با اعطای خدمات به گروه‌های شهروندی نایل شود.
پزشکیان از روزی که مسئولیت اداره امور اداری و اجرایی کشور را عهده‌دار شد، با نشانه‌هایی از تهدید پر دامنه روبه‌رو گردید. تهدید و چالش‌های امنیتی، واقعیت‌های دوران خدمت رئیس‌جمهوری است که از انگیزه همکاری همه‌جانبه با سیاست بین‌الملل برخوردار بوده، اما در دوران تاریخی مسئولیت امور را عهده‌دار شد که با نشانه‌هایی از جنگ، بحران و آشوب مواجه شد. هر یک از نشانه‌های یاد شده، بخشی از واقعیت سیاست تهاجمی آمریکا و اسرائیل علیه ایران را منعکس می‌سازد.
بر اساس چنین ادراکی است که پزشکیان در روند جنگ 12 روزه و جنگ رمضان، تمامی تلاش خود را به انجام رساند تا عامل مقوم و اثربخشی برای ارتقای قدرت ملی ایران باشد. پزشکیان واقعیت‌های نهفته جامعه ایرانی را منعکس ساخت اما به دلیل حفظ انسجام و بهینه‌سازی خروجی‌های راهبردی کشور «الگوی پذیرش دوفاکتو» برخی از سیاست‌ها و کارگزاران را در دستور کار قرار داد.
بهره‌گیری از چنین رویکردی را می‌توان به‌عنوان بخشی از «ضرورت ساختاری» و «روحیه تجمع و تداوم» در انگیزه و کنش رفتاری پزشکیان دانست. «ویلفردو پارتو» در تبیین ویژگی‌های نخبگان در ساخت سیاسی کشورها؛ افرادی را به‌ مثابه کارگزاران اجرایی مطلوب برای تصدی مسئولیت حکومتی تلقی می‌کند که انگاره ساختاری و کنش رفتاری فرد معطوف به حفظ انسجام اجتماعی، همبستگی ساختاری، درهم‌تنیدگی نخبگان حکومتی و ارتقای بازدهی عمومی ساختار در شرایط تهدیدات و چالش‌های امنیتی باشد. انگاره معطوف به تجمع‌ نخبگان و انسجام‌گرایی پزشکیان، دو حوزه ساختار بوروکراتیک و نظامی را با یکدیگر به میزان قابل توجهی هماهنگ نمود به گونه‌ای که آنان واقعیت‌های نقش ساختاری و سازمانی هر یک را به‌عنوان بخش اجتناب‌ناپذیر ضرورت حفظ نظام و اجتناب از پراکندگی در دوران تهدیدات نظامی مورد پذیرش قرار دهند.
 
برخی تصور می‌‌کردند با آغاز جنگ، دولت باید دیپلماسی را کنار بگذارد و همه ظرفیت کشور را به میدان نظامی اختصاص دهد؛ اما پزشکیان حتی در اوج درگیری، مسیر دیپلماسی را متوقف نکرد. نظر شما چیست؟
دولت پزشکیان نسبت به واقعیت‌های دوران جنگ و تهدیدات پر دامنه دشمن وقوف همه‌جانبه دارد. اگرچه جهت‌گیری سیاسی و انگاره کنش اجتماعی پزشکیان ماهیت اصلاح‌طلبانه دارد، اما می‌توان به این موضوع اشاره کرد که نامبرده همواره ضرورت‌های ساختاری را بر جریان‌های سیاسی و جناح‌گرایی نخبگان ترجیح می‌داد. پزشکیان به این موضوع واقف بود که جریانات سیاسی صرفاً در شرایطی قادر خواهند بود تا رقابت آزاد و دموکراتیک را در دستور کار قرار دهند که انسجام سیاسی، همبستگی ساختاری و کنش ارتباطی آنان حفظ شود.
پزشکیان به شاخص‌های دولت بوروکراتیک در جمهوری اسلامی واقف بوده و می‌دانست که هرگونه همکاری و مشارکت سازمان‌یافته نیازمند شناخت واقعیت‌های متمایز شده ساخت قدرت در کشور می‌باشد. اگرچه برخی از نظریه‌پردازان موضوعات توسعه از جمله «هانتینگتون» به این موضوع اشاره دارند که کارگزاران کشورهای در حال توسعه همواره در صدد «افزایش قدرت» و «عبور ساختاری» می‌باشند، اما پزشکیان به این واقعیت آشنا و متعهد بود که انسجام سیاسی کشور بویژه در دوران تهدیدات متراکم و چند شاخه، فراتر از هر موضوع دیگری ارزش داشته و برای تحقق این موضوع حداکثر توان خود را به کار گرفت.
پزشکیان، واقعیت‌های جامعه در حال نبرد با تهدیدات خارجی بویژه آمریکا و اسرائیل را مورد توجه قرار داده و به این موضوع واقف بود که عبور از تهدیدات نیازمند یکپارچگی ساختاری است. محور اصلی تفکر پزشکیان را می‌توان بهره‌گیری از «راهبرد بقا» برای «گذار از تهدید و عصر خشونت» دانست. به همین دلیل است که حداکثر تلاش خود برای بهینه‌سازی معادله قدرت، ارتقای خدمات عمومی به گروه‌های شهروندی و همچنین همبستگی نیروهای سیاسی و بوروکراتیک را به انجام رساند.
پزشکیان هیچ‌گاه در صدد برنیامد تا «حوزه میدان و دیپلماسی» را از یکدیگر تفکیک نماید. اگرچه پزشکیان دارای تخصص پزشکی می‌باشد، اما انگاره‌های جامعه‌شناختی «وبری» و «ریمون آرون» درباره چگونگی پیوند حوزه دیپلماتیک و استراتژی را در عمل به مرحله اجرا گذاشت. علت اصلی چنین انگاره و تفکری را می‌توان در ویژگی‌های شخصیتی رئیس‌جمهوری مورد توجه قرار داد. هرگاه فردی که مسئولیت اجرایی دارد، نشانه‌هایی از «عام‌گرایی» و «مسئولیت‌پذیری ساختاری» را در دستور کار قرار دهد، طبیعی است که قادر خواهد بود تا «مدیریت ثبات سیاسی» در دوران‌گذار را عهده‌دار شود.
 
پزشکیان در انتخابات با مردم درباره تکیه بر مذاکره و دیپلماسی صحبت کرده بود و حتی پس از جنگ نیز از این وعده عقب‌نشینی نکرد. در مقطعی که فضای کشور تا حدودی ضد مذاکره شده بود، رئیس‌جمهوری چگونه توانست میان ایستادگی دربرابر دشمن و باز نگه داشتن مسیر مذاکره تعادل ایجاد کند؟
ساخت سیاسی و الگوی کنش رفتاری ایران در زمره کشورهای پیچیده محسوب می‌شود، بنابراین حوزه «سیاست اعلامی» و عرصه «سیاست عملی» آن به گونه‌ای با یکدیگر پیوند می‌خورد که قابلیت همکاری و تمایز کنش الگویی کارگزاران را به وجود می‌آورد. زیرساخت‌های فکری پزشکیان و گروه‌هایی که با وی انگاره‌های سیاسی و تشکیلاتی را پیوند داده‌اند، معطوف به دیپلماسی، پایان دادن به تحریم‌ها، همکاری‌های بین‌المللی و همزیستی مسالمت‌آمیز بوده است.
پزشکیان در اولین روزهای زمامداری با این واقعیت روبه‌رو شد که ساخت سیاست بین‌الملل، ماهیت آنارشیک دارد. «تهدیدات پایان‌ناپذیر» به‌عنوان واقعیت ساختاری نظام جهانی علیه کشورهای انقلابی به کار گرفته می‌شوند. پزشکیان در جریان مذاکرات دیپلماتیک کارگزاران وزارت امورخارجه با نمایندگان ترامپ در مسقط و ژنو قرار داشت. پزشکیان در سه مرحله تاریخی با این واقعیت روبه‌رو شد که فرماندهان نظامی، رهبران سیاسی و نهادهای راهبردی ایران در شرایطی مورد تهدید قرار گرفته‌اند که حوزه دیپلماسی ایرانی در حال مذاکره بودند.
در چنین شرایطی طبیعی است که عرصه دیپلماسی نمی‌تواند محور اصلی سیاست و الگوی کنش رفتاری کشور محسوب شود. پزشکیان همچنین به این واقعیت پی برد که «بقای سیاسی و ساختاری» صرفاً از طریق «اراده معطوف به مقاومت» حاصل می‌شود. بنابراین پزشکیان توانست تعادلی در حوزه میدان و دیپلماسی ایجاد کند و شهید علی لاریجانی دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی را به‌عنوان بازیگر موازنه‌گر مورد توجه و پذیرش قرار داد. جنگ و شهادت برخی از فرماندهان و کارگزاران سیاسی، چالش‌های فراروی پزشکیان را افزایش داد.
محور اصلی کنش سیاسی و ساختاری پزشکیان را می‌توان تعادل‌بخشی عرصه سیاسی، اقتصادی و راهبردی کشور دانست. دیپلماسی می‌تواند مسیر همکاری‌های بین‌المللی برای صلح را فراهم آورد. همان گونه‌ای که ضرورت‌های کنش راهبردی و نهادهای سیاسی کشور نیز بخش قابل توجهی از عرصه مقاومت را تشکیل می‌دهند. پیوند دو حوزه یاد شده تاکنون زمینه لازم برای حفظ انسجام ساختاری و بهینه‌سازی معادله قدرت را فراهم آورده است. اگرچه بخشی از فرآیند یاد شده، تابعی از ضرورت‌های دوران بحران، تهدید و منازعه می‌باشد، اما بخش دیگر آن را می‌توان ناشی از ویژگی‌های شخصیتی رئیس‌جمهوری دانست که دارای انگاره عام‌گرا و انسجام‌گرا با رویکرد معطوف به همکاری‌های چندجانبه است.
در مقطعی که فضای سیاسی و امنیتی کشور تحت تأثیر جنگ رمضان بود، امکان بازگشت به میز مذاکره کار ساده‌ای نبود. چه شد که درنهایت زمینه برای تفاهم اسلام‌آباد فراهم شد؟ گفته شده است که شخص آقای پزشکیان و اولین گفت‌و‌گویی که با رهبری داشتند در این تصمیم مؤثر بود. نظر شما چیست؟
الگوی رفتار سیاسی پزشکیان بیانگر این واقعیت است که هیچ‌گاه تلاش ندارد تا انگاره سیاسی و ساختاری خود را به‌عنوان وجه مسلط کنش سازمانی مورد تأکید قرار دهد. پزشکیان به این موضوع واقف است که ساخت سیاسی ایران، ماهیت موزائیکی داشته و از منطق «دولت‌های کنگلومرایی» پیروی می‌کند. در چنین شرایطی طبیعی است که هر بازیگر و کارگزاری می‌تواند نقش خاصی را در روند تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری راهبردی عهده‌دار شود.
الگوی کنش رفتاری پزشکیان در دوران رهبر شهید و پس از جنگ رمضان همواره به گونه‌ای بوده است که نسبت به نقش سازمانی و بوروکراتیک خود واقف بوده و هیچ‌گاه تلاش نداشته تا رهبران سیاسی و مقام‌های اجرایی را در وضعیت «ابهام بوروکراتیک» قرار دهند. در چنین شرایطی طبیعی است که میزان اعتماد متقابل کارگزاران نسبت به یکدیگر افزایش یابد. پزشکیان در تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری اجرایی هیچ‌گاه بر اساس الگوی کنش یکجانبه تأکید و اصرار نداشته است، نسبت به واقعیت‌های ساختار سیاسی و توزیع قدرت در ایران واقف بوده و در نتیجه توانست از طریق همکاری با رئیس مجلس و رهبری، زمینه لازم برای توافق اسلام‌آباد را فراهم آورد.
توافق اسلام‌آباد در نگرش پزشکیان و بسیاری از تحلیلگران مسائل سیاسی و راهبردی کشور با نیازهای راهبردی و واقعیت‌های ساختاری ایران پیوند همه‌جانبه داشته است. اگر دولت ترامپ از «سیاست آتش‌بیاری معرکه» برای نادیده گرفتن توافق اسلام‌آباد بهره گرفت و در نتیجه ساختار نظامی ایران ناچار شد تا از سازوکارها و الگوی کنش پر شدت برای عبور از توافق استفاده نماید، به هیچ وجه اعتبار توافق اسلام‌آباد و حمایت همه‌جانبه پزشکیان و سایر ارکان حکومتی ایران را تحت‌الشعاع قرار نمی‌دهد.
 
آیا می‌توان گفت یکی از مهم‌ترین دستاوردهای این دولت، تبدیل «مقاومت و مذاکره» از دوگانه‌ای ظاهراً متضاد به دو ابزار مکمل سیاست خارجی بود؟
واقعیت‌های سیاست پزشکیان بر «همزیستی مسالمت‌آمیز» در حوزه سیاست خارجی و «همکاری‌های سازنده» در حوزه سیاست داخلی قرار داشته است. هر یک از دو انگاره یاد شده، از قابلیت لازم برای صلح‌سازی و بهینه‌سازی امنیت ملی ایران برخوردار می‌باشد. الگوی کنش ارتباطی پزشکیان با ساخت اجتماعی، نهادهای نظامی و مجموعه‌های امنیتی به گونه‌ای است که موضوع مربوط به «تقسیم کار بوروکراتیک» را همواره مورد توجه قرار می‌دهد.
چنین انگاره‌ای به مفهوم آن است که پزشکیان نسبت به ضرورت‌های ساخت سیاسی ایران واقف بوده و به همان‌گونه‌ای که دیپلماسی را به‌عنوان بخشی از ضرورت‌گذار از بحران می‌داند، مقاومت و نظامی‌گری را نیز بخش دیگری از عرصه کنش راهبردی تلقی می‌کند که می‌تواند پشتیبان حوزه دیپلماسی باشد. اگرچه ایران در زمره کشورهای منطقه‌ای محسوب می‌شود، ولی یکی از دلایل اصلی موفقیت ایران برای مقاومت در برابر سیاست تهاجمی و خشونت‌آمیز آمریکا و اسرائیل را می‌توان ناشی از همبستگی دو حوزه راهبردی کشور دانست که در این فرآیند، پزشکیان توانست نقش «بازیگر موازنه‌گر» را در ساختار داخلی ایران ایفا نماید.

 

 برش 

اگر بخواهید از عملکرد سیاست خارجی دولت پزشکیان در فاصله انتخابات تا جنگ و سپس مذاکرات اسلام‌آباد دفاع کنید، مهم‌ترین واقعیتی که منتقدان این دولت نمی‌بینند چیست؟
منتقدان دولت پزشکیان را می‌توان گروه‌هایی در ساخت سیاسی و بوروکراتیک کشور دانست که اولاً نسبت به ضرورت‌های مقاومت در برابر تهدیدات واقف می‌باشند. این گروه از کارگزاران سیاسی و گروه‌های اجتماعی اگرچه از ادبیات انتقادی نسبت به دولت و سیاست‌های پزشکیان بهره می‌گیرند، اما واقعیت آن است که چنین انگاره‌ای می‌تواند بخش دیگری از پشتوانه سیاسی و ساختاری رئیس‌جمهوری و گروه‌های مذاکره‌کننده ایرانی در روند دیپلماسی را نیز منعکس سازد.
ایران در دوران جنگی پرمخاطره قرار دارد. هر کشوری که حوزه امنیت ملی آن تحت‌الشعاع کنش عملیاتی و الگوی رفتار نظامی قدرت‌های بزرگ قرار گیرد، طبیعی است که انگاره‌های مختلفی را برای دفاع از خود در دستور کار قرار می‌دهد. چگونگی متوازن‌سازی حوزه دیپلماسی و نظامی در هر کشوری و هر دوران تاریخی، کاری مشکل می‌باشد. چنین واقعیتی حتی در آمریکای دوره «هری ترومن» نیز مشاهده می‌شود. هری ترومن رئیس‌جمهوری آمریکا مبادرت به برکناری «مک آرتور» فرمانده نظامی جنوب شرق آسیا در روند جنگ کره نمود.
چنین الگوی رفتاری، ماهیت کنش سازمانی دولت‌های بوروکراتیک را نشان می‌دهد. در ایران که ساخت قدرت، نشانه‌هایی از تمایز، موازنه، همکاری و رقابت را منعکس می‌سازد، طبیعی است که الگوی کنش ارتباطی رهبری، ریاست‌جمهوری، عرصه نظامی و حوزه امنیتی مبتنی بر نشانه‌هایی از همکاری و توجیه دیگری می‌باشد. در این فرآیند هیچگونه تعارض معناداری ایجاد نمی‌شود. اگرچه برخی از جابه‌جایی‌ها در حوزه امنیت ملی ایران شکل گرفت، اما این امر را می‌توان انعکاس ساخت سیاسی و معادله قدرت در ایران دانست که هیچگونه تأثیر معناداری در حوزه تصمیم‌گیری راهبردی و سیاست‌گذاری امنیتی به‌جا نمی‌گذارد. هرگاه اندیشه رئیس‌جمهوری به‌عنوان شخص دوم اجرایی کشور مبتنی بر همکاری و انسجام‌بخشی باشد، طبیعی است که زمینه درهم‌تنیدگی حوزه میدان و دیپلماسی برای نیل به ثبات، تعادل، مقاومت و صلح حاصل می‌شود.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و هشت
 - شماره نه هزار و صد و هشت - ۰۵ شهریور ۱۴۰۵