شبکههای اجتماعی و جامعه تکینگیها
نمایش منحصربهفرد بودن
جامعهشناس فرهنگی
با نگاهی به شبکههای اجتماعی تعداد بسیاری از انسانها و سبکهای زندگی را میبینیم که هر یک در حال ارائه روایت و داستان خود هستند. روایتهایی از زندگی روزمره، سفر، ورزش، کافهگردی، فعالیتهای شغلی و بخشهای متعدد و متنوعی از زیست جهانی که در آن قرار دارند. اما در پشت صحنه این نمایش، چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ برای فهم این تغییر، باید از سطح رفتارهای فردی فراتر رفت و به منطق اجتماعی ارزشگذاری در جامعه امروزی توجه کرد. به نظر میرسد هدف افراد از به اشتراک گذاشتن سبک زندگی یا تجربه زیستهشان فقط میل یا جلب توجه نباشد. آنچه در شبکههای اجتماعی میبینیم و هر یک از ما به شیوهای در این بازی سهیم هستیم میتواند بازنمایی از تغییری عمیقتر در منطق اجتماعی جامعه معاصر باشد. در اینجا نظریه «آندریاس رکویتز» جامعهشناس آلمانی، درباره «جامعه تکینگیها» که در سالهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است، میتواند به تشریح نظری این پدیده کمک کند.
نظریه رکویتز: جامعه تکینگیها و منطق اجتماعی امر خاص
آندریاس رکویتز در کتاب «جامعه تکینگیها» بر این باور است که در جامعه مدرن، از زمان پیدایش آن در اواخر قرن هجدهم به بعد، دو الگوی مسلط ارزشگذاری با یکدیگر در رقابت بودهاند: منطق اجتماعی امر عام و منطق اجتماعی امر خاص یا امر تکین. منطق اجتماعی امر عام در پی آن است که موجودیتهای جهان اجتماعی را بهمثابه صورتهای عام مورد ستایش و ارزشگذاری قرار دهد: از کالاهای صنعتی گرفته تا کارگزاران بوروکراتیک، اما منطق اجتماعی امر خاص بر ارجگذاری یگانگی، استوار است: از فردیت سوژه گرفته تا اصالت اثر هنری و یگانگی یک مکان.
با این حال، در سراسر تحول تاریخی مدرنیزاسیون، وزن این دو منطق اجتماعی و همچنین رابطه میان آنها دستخوش تغییر شده است. در مدرنیته کلاسیک، یعنی مدرنیته بورژوایی، و بهویژه در مدرنیته صنعتی قرن بیستم، منطق اجتماعی امر عام غالب بود و منطق امر خاص تنها بهصورت فرعی و در حوزههای خاصی از جامعه وجود داشت؛ در همان حال، این دو اصل با یکدیگر در تعارض بودند. اما در مدرنیته متأخر، فرآیندهای تکینسازی، قدرت فزایندهای برای شکلدادن به ساختار اجتماعی به دست آوردهاند و به نقشی مسلط دست یافتهاند. البته منطق امر عام ناپدید نشده است؛ بلکه اکنون بیشتر به شکل زیرساختی از امر عام در میآید که در پسزمینه عمل میکند و فرآیندهای تکینسازی را امکانپذیر میسازد (Reckwitz,2022).
در جامعه صنعتی، تأکید بیشتر بر استانداردسازی، تولید انبوه، عقلانیت، نظم، طبقات اجتماعی و کالاهای یکسان بود اما در جامعه متأخر، ویژگیهای دیگری برجسته شدهاند شامل منحصربهفردبودن، تفاوت و تمایز، خلاقیت، تجربه و خودبیانگری. یعنی جامعه از منطق «یکسانسازی» به سمت منطق «تفاوت و خاص بودن» حرکت کرده است.
شبکههای اجتماعی در جامعه تکینگیها
در جامعهای که «منحصر به فرد بودن» به یکی از منابع مهم ارزش اجتماعی تبدیل شده است، شبکههای اجتماعی به عنوان بستر و یا ویترین نمایش هویت انسانها میتوانند نقشی مهم ایفا کنند. در شبکههای اجتماعی افراد جامعه میتوانند با خلاقیت و خودبیانگری نوآورانه حتی از زندگی بسیار عادی خود، روایت و تصویری منحصربهفرد به نمایش بگذارند. بنابراین اگر در واقعیت، افرادی، هویت یا تجربههای «خاص» ندارند، در شبکههای اجتماعی میتوانند بخشهایی از زندگی خود را انتخاب، برجسته و روایت کنند و از کنار هم قراردادن این انتخابها، تصویری متمایز از خود بسازند. روایتی که در شبکه اجتماعی کاربران به نمایش گذاشته میشود لزوماً با واقعیتی که در آن زندگی میکنند همخوانی ندارد. آنچه در شبکههای اجتماعی وجود دارد، واقعیت روتوش شده و دستکاری شده توسط افراد است که مطابق با تصویر خود منحصربهفردشان، انتخاب و نمایش داده شده است.
در این فضا، فرد نه تمام زندگی خود، بلکه آن بخشهایی را نمایش میدهد که میتوانند چیزی درباره «خاصبودن» او بگویند. سفر، کتاب، موسیقی، ورزش، غذا، لباس، محل کار، کافه، شیوه گذراندن اوقات فراغت و حتی نوع مواجهه با مسائل روزمره، همگی میتوانند به عناصر یک روایت هویتی تبدیل شوند. فرد تلاش میکند حتی تجربههای عادی خود را در قالب روایتی عرضه کند که نشان دهد این تجربه، «نسخه مخصوص به خود او» است. تصویر فردی در یک سفر به یک مقصد کمتر شناختهشده، صرفاً ثبت یک خاطره نیست؛ میتواند نشانهای از روحیه ماجراجویی، استقلال یا متفاوتبودن او باشد.
کاربران با هر پست، استوری یا تصویر، میکوشند هویتشان را بازتولید کنند. تکرار این انتخابها در طول زمان، مجموعهای از نشانهها را میسازد که هویت فرد را برای دیگران قابل تشخیص میکند. به این ترتیب، شبکه اجتماعی از محلی برای ثبت زندگی فراتر میرود و به فضایی برای بازتولید یا بازطراحی، تثبیت و نمایش یک روایت منحصربهفرد از خود تبدیل میشود.


