در حافظه موقت ذخیره شد...
دوختن کت تازه
چند سال پیش مصاحبهای خواندم از یکی از معماران درجه یک کشور که مصاحبهکننده از علتهای موفقیت او پرسیده بود و او دو استدلال داشت؛ دلیل اول گفته بود که مطلقاً به پول فکر نمیکند و دوم اینکه به اندازه سه برابر مبلغ حقالزحمه به مشتریهایش خدمات ارائه میدهد. آن خانم گزارشگر بیشتر از دلیل یک از دلیل دو تعجب کرده بود که ایشان مجدداً توضیح داده بود شریکی داشتند که مثل او فکر میکرده است و معتقد بود اگر به اندازه مبلغ حقالزحمهمان کار کنیم، کافی است. شریک او الان یک واحد دارد در مرکز شهر و او دویست پلاک داشت در منطقه یک و دو تهران.
این مثال را برای اصناف مختلف میتوان ادامه داد اما چه دلیلی میتواند وجود داشته باشد برای اینکه بهترین کارمان را در زمان تحویل انجام نمیدهیم؟ مثلاً در صنعت ساختمان قبول دارم که گاهی استفاده از مرغوبترین مصالح و متبحرترین نیروی انسانی علاوه بر بالاتر رفتن هزینههای بالاسری پروژه و مخفی ماندن عایدی، به چشم کارفرما هم نمیآید و متأسفانه در شرایطی که بسیاری در این صنف کمفروشی میکنند و از ابتدا و انتهای کار میزنند، سخت میتوان صاحب کار را قانع کرد بر اینکه کیفیت و کمیت ساخت شما با دیگران متفاوت است.
مجدداً یاد جناب خیاط افتادم. نقل است جوانی پارچهای را نزد رجبعلی خیاط، عارف معاصر برد و از او خواست با آن پارچه کت و شلوار برایش بدوزد. اجرت کار ۱۵ تومان مشخص شد، جوان چند روز بعد برای تحویل لباسش آمد و مبلغ را پرداخت کرد. پیرمرد با لبخند ۵ تومان پس داد وقتی جوان علت را جویا شد، گفت: «ما طی نمودیم اجرت ۱۵ تومان باشد و من راضی هستم چرا ۵ تومان پس دادید؟ پیرمرد خیاط گفت گمان میکردم این کت و شلوار یک روز و نیم کار میبرد ولی یک روزه تمام شد، دستمزد من در یک روز 10 تومان کافی است. جوان هنگام خروج متوجه شد بدون اینکه او گفته باشد جناب رجبعلی خیاط به رایگان هم زیپ را درست کرده است و هم اتویی جانانه زده بود.


