ماندگار و مؤثر
نهمین دوره جایزه ابوالحسن نجفی با معرفی آثار برگزیده به کار خود پایان داد
گروه کتاب
نهمین دوره جایزه ابوالحسن نجفی با معرفی آثار برگزیده و شایسته تقدیر، به کار خود پایان داد. در این رویداد رقابتی که با گرامیداشت یاد و خاطره زندهیاد موسی اسوار، مترجم نامدار و یار دیرین این جایزه همراه بود، هیأت داوران از میان ۱۶۲ اثر ارسالی در حوزه ترجمه رمان و داستان کوتاه، کتاب «فابیان» نوشته اریش کستنر با ترجمه اژدر انگشتری را بهعنوان اثر برگزیده انتخاب کردند؛ همچنین رمان «سه سیب از آسمان افتاد» نوشته نارینه آبگاریان با ترجمه یلدا بیدختینژاد، عنوان شایسته تقدیر این دوره را از آن خود کرد. این جایزه که طی ۹ دوره برگزاری، جایگاه خود را بهعنوان رویدادی معتبر در عرصه ترجمه تثبیت کرده، بار دیگر با تأکید بر کیفیت متن و استقلال رأی داوران، کوشید تا با معرفی استعدادهای جوان، چراغ راهی برای پویایی جریان ترجمه در ادبیات فارسی باشد.
گرامیداشت یاد استاد اسوار
علیاصغر محمدخانی، دبیر نهمین دوره جایزه ابوالحسن نجفی، اختتامیه این رویداد ادبی را با شرح مختصری درباره چرایی تأخیر در برپایی مراسم اهدای جوایز این دوره آغاز کرد؛ اینکه قرار هر ساله شورای سیاستگذاری جایزه به برپایی اختتامیه در ماه بهمن و همزمان با سالروز درگذشت زندهیاد ابوالحسن نجفی است؛ قراری که حوادث سال گذشته و وقوع جنگ تحمیلی سوم مانع تحقق آن شد. محمدخانی در ادامه یاد و خاطره زندهیاد موسی اسوار، یکی از همراهان همیشگی برپایی این رویداد ادبی را گرامی داشت و گفت:«نهمین دوره جایزه استاد نجفی را به یاد استاد موسی اسوار به پایان میبریم؛ یکی از ستونهای اصلی در برپایی این رویداد ادبی که از نخستین دوره همراهیمان کرد. استاد اسوار چهره شناختهشدهای برای همگان است؛ یکی از بهترین مترجمان زبان و ادبیات عربی که ایشان را سوم شهریور سال گذشته از دست دادیم؛ ترجمههای ارزندهای از شعر و ادبیات عرب به همت ایشان در دست است. زندهیاد اسوار از جهات بسیاری شبیه استاد نجفی بود، هم به لحاظ حساسیت فراوانی که نسبت به کتابها و زبان فارسی داشت و هم تنهاییاش در زندگی شخصی. شباهتهای بسیار عجیبی داشتند؛ بهخصوص در دقت و نکتهسنجیشان. کتاب «اکنون… اینجا بار دیگر شرق مدیترانه» نوشته عبدالرحمن منیف، آخرین ترجمه استاد اسوار است که نشر «هرمس» آن را منتشر کرده؛ کتابی که بعد از درگذشت ایشان منتشر شد و اختتامیه نهمین دوره این جایزه به یاد و خاطره اسوار گره
خورده است.»
محمدخانی با اشاره به اینکه جایزه ابوالحسن نجفی به رویدادی اثرگذار در جریان ترجمه تبدیل شده و اعتبار خوبی پیدا کرده است، گفت:«این رویداد رقابتی با هدف پاسداشت یاد ابوالحسن نجفی در عرصه ترجمه و برای تشویق جوانان برگزار میشود و تمرکز آن صرف معرفی مترجمان جوان و آثارشان است.» به گفته دبیر علمی نهمین دوره جایزه ابوالحسن نجفی، 162 ترجمه در حوزههای رمان و داستان کوتاه در مرحله نخست داوری مورد بررسی قرار گرفتهاند؛ آثاری از ناشران مختلف که در سال 1403 منتشر شدهاند. عبدالله کوثری، ضیاء موحد، حسین معصومی همدانی، امید طبیبزاده، آبتین گلکار، محمدرضا ترکتتاری، مهستی بحرینی، نرگس قندیلزاده و فرزانه دوستی، هیأت داوران نهمین دوره جایزه ابوالحسن نجفی بودند که محمدخانی در ادامه صحبتهایش از آنها قدردانی کرد و گفت:«هماکنون در اختتامیه نهمین دوره جایزه استاد نجفی، از تمامی اساتیدی که در جمع هیأت داوران همراهیمان کردند، قدردانی میکنم؛ اساتیدی که بهرغم شرایط دشوار یک سال اخیر در جلسات حضوری و مجازی شرکت داشتند. از جمله مهمترین چالشهای هیأت داوران در بررسی آثار ارسالی به دبیرخانه این دوره میتوان به نزدیک بودن سطح آثار، چه از نظر سطح ترجمهها و چه محتوای کتابها اشاره کرد. در نهایت از میان یازده اثر راه یافته به مرحله نیمهنهایی داوری، یک کتاب بهعنوان برگزیده بخش ترجمه و یک کتاب نیز بهعنوان اثر تشویقی انتخاب شدند. طی 9 دورهای که از برگزاری جایزه استاد نجفی میگذرد، هشتاد-نود عنوان کتاب بهعنوان نامزدهای مرحله نیمهنهایی معرفی شدهاند که همگی در زمره آثار شاخص و خواندنی هستند. امیدوارم کاری برای معرفی خوب این کتابها به خوانندگان ادبیات انجام شود تا بیشترین بهره را از نتیجه کار هیأت داوران دورههای مختلف ببرند. اکنون که کار نهمین دوره به اتمام رسیده، طی دو سه هفته آینده، فراخوان دهمین دوره جایزه را اعلام عمومی خواهیم کرد تا اگر اتفاق تازهای رخ ندهد، در بهمن امسال اختتامیه آن را طبق روال هر ساله برگزار کنیم.»
علی جعفرآبادی، مدیرعامل شهر کتاب، سخنران بعدی این اختتامیه بود که آشنایی با زندهیاد اسوار را یکی از خوشاقبالیهای زندگی کاری خود و فقدان او را ضایعهای بزرگ برای اهالی کتاب و ادبیات عنوان کرد؛ او با تأکید برآنکه جایزه استاد نجفی یکی از اقدامات ماندگار شهر کتاب طی یک دهه گذشته به شمار میآید، افزود:«برگزاری این جایزه حتی اگر تنها به یک دوره محدود میشد، همچنان اتفاق شکوهمندی بود؛ با وجود این مفتخریم که برگزاری آن به همت همراهی بزرگانی همچون آقایان محمدخانی و مهدی فیروزان استمرار یافته است. به لطف برگزاری دورههای مختلف جایزه استاد نجفی، شاهد برخاستن نسل جدیدی از ادیبان و فاضلان در کشورمان هستیم، جمعی که پاسداری زبان پارسی و تمدن کهنمان را به عهده خواهند
گرفت.»
ایستاده در میانه دو فرهنگ
مهدی فیروزان، مؤسس و رئیس هیأت مدیره شهر کتاب، سخنان خود را با خاطراتی از چگونگی آشنایی و آغاز همکاریاش با زندهیاد اسوار در اوایل دهه شصت آغاز کرد و با بیان اینکه زندگی استاد اسوار از وجوه مختلفی قابل بررسی است، گفت: «زندگی اسوار دو بخش دارد؛ زندگی شخصی و زندگی علمی-فرهنگی و دانشگاهی ایشان. اسوار در زندگی خصوصی اهل فتوت بود؛ جوانمردی و پاکی، وفای به عهد، راستگویی، تحمل و شکیبایی ویژگیهای اهل فتوت است که مصادیق آن را میتوان در تذکرههای مختلف دید. شخصیت اسوار برخوردار از استانداردهایی مبتنی بر این سه ویژگی است؛ در رفتار شخصی مهربان و راستگو بود و اهل صبوری و تأمل بسیار. از سوی دیگر بسیار سخاوتمند بود و همواره دغدغه نزدیکان و مظلومان را داشت. اینکه سراغ ترجمههایی از زبان عربی و شعرای عرب رفت نیز به دغدغه همیشگیاش درخصوص ظلمی بازمیگردد که به ملت فلسطین شده است. اسوار همچون پلی میان اعراب و ایرانیان، پلی میان زبان عربی و زبان فارسی و پلی میان فرهنگ عربی و فرهنگ فارسی بود. او در میانه این دو فرهنگ ایستاد. اسوار درون فرهنگ میزیست و مشتاق و عاشق آموختن بود. زبان عربی را به همان شیرینی، خوبی و فصاحت میدانست که زبان فارسی را بلد بود. او پلی میان گذشته و امروز زد و اشعار عربی سعدی را به فارسی آسان ترجمه کرد. همچنین همایشی در لبنان برای زبان فارسی برگزار کرد و در همین شهر کتاب، بانی برپایی اصولیترین برنامه در دفاع از مردم فلسطین
شد.»
فیروزان بخشی از سخنان خود را به تشریح نقش راهبردی اسوار در سالهای همکاریاش با انتشارات سروش پرداخت؛ به گفته فیروزان، تقریباً از بدو ورود به سروش و قبول مدیریت این مؤسسه انتشاراتی، از اسوار برای همکاری دعوت میکند و زندهیاد اسوار نیز راهبردی در شکلگیری و دعوت به همکاری از بزرگان عرصه کتاب همچون سمیعی گیلانی، رضا سید حسینی، اسماعیل سعادت، اکبر عالمی و حسین معصومیهمدانی برای همکاری با شورای کتاب انتشارات سروش ایفا میکند؛ جمعی که با تأسیس فرهنگستان زبان و ادب، نقش مؤثری در شکلگیری آن نیز ایفا میکنند. به گفته فیروزان، زندهیاد موسی اسوار با طراحی و راهاندازی شورایعالی ویرایش صداوسیما، در رسانه ملی نیز منشأ اقدامات مهمی میشود. مهدی فیروزان از جایزه ابوالحسن نجفی نیز بهعنوان یک رویداد ملی یاد کرد که افتخاری برای نشر ایران نیز به شمار میآید، جایزهای که طی سالهای برگزاریاش توانسته به رویدادی اثرگذار و جریانساز در عرصه نشر تبدیل شود.
معجزه تداوم جایزه نجفی
حسین معصومی همدانی، استاد دانشگاه و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی که در جمع هیأت داوران جایزه ابوالحسن نجفی نیز حضور دارد، سخنان خود را با بیان خاطراتی از نیم قرن دوستی و همکاری با ابوالحسن نجفی و دوستی چهل ساله با موسی اسوار آغاز کرد و گفت: «بارها درباره ابوالحسن نجفی و آثار ارزشمندی که از او به یادگار مانده سخن گفتهام و شاید به تکرار مکرراتی که بر کسی پوشیده نیست نیازی نباشد. بنابراین امروز درباره یکی از خصوصیات زندهیاد نجفی صحبت میکنم که کمتر کسی به آن اشاره کرده، اینکه رابطه او با شاگرانش برخلاف آن چیزی است که در ایران شاهد هستیم. رابطه شاگرد و استادی در کشور ما اغلب رابطه مرید و مرادی است، خصوصیتی برخلاف شیوه شاگردپروری ابوالحسن نجفی! نجفی شاگردان زیادی داشت اما تقریباً مریدی نداشت. هریک از شاگردان او در حوزه کاری خود، چهرههای برجستهای شدند؛ افرادی همچون بهرام صادقی، تقی مدرسی، هوشنگ گلشیری، ضیاء موحد و محمد حقوقی از جمله افرادی بودند که در حلقه مشهور به جُنگ اصفهان با آقای نجفی دمخور بودند. با وجود این هیچکدام کپی نجفی نشدند و این هنری است که در کمتر کسی دیده میشود. نجفی با عوالمی آشنا بود که آشنایی با آنها برای جوانانی که به خصوص در شهرستان زندگی میکردند، غنیمت بود؛ جوانان در تعامل با نجفی، هم گوش شنوایی پیدا میکردند و هم احساس ایمنی میکردند چراکه او در صدد صیدشان نبود و هرگز به دنبال مرید پروری نبود. از سوی دیگر نجفی حریم مستحکمی داشت و از آن نمیشد، جلوتر رفت. کار و روابط نجفی با اشخاص، بر اساس این حریم تنظیم
میشد.»
معصومی همدانی در بخش دیگری از سخنانش به اهمیت برگزاری جایزه ابوالحسن نجفی و استمرار 9 ساله آن پرداخت و گفت: «برگزاری جایزهای که به نام یکی از اساتید گره خورده و تداوم برپایی 9 ساله آن در کشورمان یک معجزه است. با آنکه از ابتدا همراه این جایزه بودم اما گمان نمیکردم برپایی آن بیش از چند سال دوام داشته باشد. استمرار این جایزه شاید به این دلیل باشد که برگزاریاش هیچ منفعتی برای هیأت داورانش ندارد. هیچ یک از آنان داستاننویس نیستند، برخی از داوران جایزه حتی مترجم داستان هم نیستند و بیشتر در زمره خوانندگان کتاب هستند، خوانندگانی که به هیچ حلقه خاصی وابستگی ندارند. متأسفانه یکی از آفتهای رایج در برگزاری جوایز ادبی در کشورمان، محفلی شدن و تبعیتشان از جریانهای روز است؛ آفتی که تا به امروز سبب از میان رفتن برخی جوایز ادبی شدهاند؛ البته درخصوص برخی از آنها نمیتوان منکر عوامل بیرونی شد، منتهی مسأله اصلی آن است که عوامل درونی هم نقش مهمی در حذف آنها ایفا کردهاند؛ دلایل درونی از جمله آنکه خواهان پیشرو نشان دادن خود بودند. با چنین نگاهی اغلب به آثاری جایزه اعطا میکردند که صفت عمومیشان آوانگاردی بود. این درصورتی است که کتابهای غیرآوانگارد نیز حق حیات دارند. با چنین نگاهی یکی از مهمترین ویژگیهای جایزه نجفی آن است که منعکسکننده تنوع آثاری است که به فارسی ترجمه میشوند. انتخاب آثار بررسی شده در نهمین دوره جایزه کار دشواری بود. خوشبختانه کارهایی که جوانها انجام میدهند، گاهی برجستهتر از کارهایی است که بزرگان در دوران جوانیشان کردهاند. پرورده شدن زبان فارسی در آثار این جوانان گاهی آنچنان چشمگیر است که حیرت میکنم. گاهی با خود میگویم اگر بزرگان نسل پیشین بودند، میتوانستند چنین کتابهایی را ترجمه کنند؟»
معصومی همدانی در پایان سخنان خود، دو کتاب برگزیده و شایسته تقدیر نهمین دوره جایزه استاد نجفی را آثار در خور توجه خواند، او خصوصیت مشترک هر دو کتاب را در آن دانست که بهرغم روایت بر بستر دورانهای تاریخی، «سیاست» تقریباً در هر دو آنها غایب است و تأکید کرد هیچ کدام بر محیط فاجعه بار سیاسی متمرکز نشده و زندگی آدمها برای آنان در اولویت است.
در ستایش امید
در بخش دیگری از اختتامیه، نرگس قندیلزاده، مترجم زبان عربی نیز به شرح نکاتی درباره آخرین ترجمه زندهیاد اسوار پرداخت؛ کتاب «اکنون اینجا... بار دیگر شرق مدیترانه» نوشته عبدالرحمان منیف که چندی پیش از سوی انتشارات هرمس منتشر شده است. به گفته محمدخانی، دبیر علمی نهمین جایزه ابوالحسن نجفی، شورای سیاستگذاری این جایزه طی سالهای اخیر برای بهرهمندی از حضور مترجمان جوان در جمع هیأت داوران این رویداد ادبی کوشیده است. بر همین اساس چند سالی است که از برخی نفرات برگزیده دورههای گذشته برای همکاری دعوت میشود. محمدرضا ترک تتاری یکی از همین داوران جوان است که پیشتر موفق به کسب عنوان ترجمه برگزیده شده است. او به شرح نکاتی درباره کتاب «فابیان» اثر برگزیده این دوره پرداخت و گفت: «نثر ترجمه این کتاب نه بیش از اندازه آراسته و ادیبانه است که تندی و برندگی متن را بپوشاند و نه آنقدر خشن و بیرنگ و بو که ویژگیهای سبکی نویسنده از میان برود. مترجم توانسته، دو وجه ظاهراً متضاد اما در هم تنیده «فابیان» را که از یک سو تراژدی و اندوه عمیق جهانی را که در آن مدام زیر پای شخصیتها خالی میشود و از سوی دیگر طنز سرد را که تلخ و گاه بیرحم است منتقل کند. این طنز همانطور که به خوبی به فارسی هم درآمده است، وسیلهای برای شوخی کردن با سبک کردن مصیبت نیست؛ بلکه کارکرد مهمتری هم دارد و طنز تراژدی را برجستهتر میکند که ترجمه این تعادل دشوار را حفظ کرده است. خواننده نیز هم لبخند تلخ زمان و هم تهمزه اضطراب شکست و نومیدی را که پشت این لبخند پنهان است، حس
میکند.»
اژدر انگشتری، مترجم کتاب فابیان که موفق به کسب عنوان برگزیده نهمین دوره جایزه استاد نجفی شده، از دیگر سخنرانان این مراسم بود که با تأکید بر نقش این جایزه در ارتقای ترجمه گفت: «ما مترجمان رقیب هم نیستیم؛ زیرا از کار یکدیگر خبر نداریم، رقیبمان کار قبلیمان است که میخواهیم یک قدم جلوتر برویم. اما درباره چرایی ترجمه کتاب فابیان باید تأکید کنم یکی از مهمترین شاخصهای من در انتخاب این کتاب، نسبت آن با شرایط اجتماعی جامعه است. این اثر درباره اواخر دهه 1920 در آلمان است که با مشکلات و رکود اقتصادی و بیکاری، اضطراب جنگ و آشفتگی فرهنگی همراه است. به گمانم ترجمه فابیان مهم است، چون تجربه زیسته ما را به آن تجربه تاریخی پیوند میزند و یادآوری میکند در بحرانها تنها نیستیم و جوامع دیگری از آن عبور کردهاند. این رمان امید را به ناامیدان انتقال میدهد.»
آخرین بخش این مراسم به سخنرانی کوتاه یلدا بیدختینژاد، مترجم اثر تقدیری «سه سیب از آسمان افتاد» اختصاص یافت، او تأکید کرد نقطه عطف رمانی که ترجمه کرده، رنج است، رنجی که به شکلی در سراسر جهان جریان دارد. با این حال در نهایت کورسوی امیدی نیز در آن به چشم میخورد که قابل توجه است و قوت نویسندهاش را نشان میدهد.
نامزدهای نهمین دوره
فهرست ۱۱ کتاب راهیافته به مرحله نهایی نهمین دوره جایزه ابوالحسن نجفی به شرح زیر است:
زوجه مارتَن گر نوشته جنت لوئیس، ترجمه وحید طباطبایی، نشر ماهی
سه سیب از آسمان افتاد نوشته نارینه آبگاریان، ترجمه یلدا بیدختینژاد، نشر مولیان
فابیان نوشته اریش کستنر، ترجمه اژدر انگشتری، نشر بیدگل
بچه آهو نوشته ماگدا سابو، ترجمه نصرالله مرادیانی، نشر بیدگل
یخبندان نوشته توماس برنهارت، ترجمه زینب آرمند، نشر بیدگل
مسیر زندگی نوشته میگل دلیبس، ترجمه علیرضا شفیعینسب، نشر نی
یکجور اشتباه نوشته یوسف ادریس، ترجمه سیدمحمدحسین میرفخرایی، نشر نی
اولکر آبلا نوشته سرای شاهینر، ترجمه مژده الفت، نشر برج
همرنگ جماعت نوشته آلبرتو موراویا، ترجمه هاله ناظمی، انتشارات دیدآور
شب به خیر غریبه نوشته مکایا بیگالت، ترجمه آرش افراسیابی، نشر بیدگل
هفت قمر معالی آلمیدا نوشته شهان کاروناتیلاکا، ترجمه فاطمه تناسان، نشر رایبد


