در حافظه موقت ذخیره شد...
«ایران» ضرورت بازنگری در زمانبندی مسابقات فوتبال در شرایط ناترازی انرژی را بررسی میکند
لیگ برتر علیه برق!
البته در این میان، ملاحظات اقتصادی و تبلیغاتی را نیز نمیتوان نادیده گرفت. به نظر میرسد محدودیت برخی نمایشگرهای تبلیغاتی پیرامون زمین و عملکرد ضعیف آنها در روشنایی روز، یکی از عواملی است که تمایل به برگزاری مسابقات در ساعات شب را تقویت میکند. پرسش اینجاست که آیا در شرایط فعلی نمیتوان با بازنگری در شیوه زمانبندی مسابقات وهمزمان، اصلاح زیرساختهای تبلیغاتی، میان منافع فوتبال و ضرورت مدیریت مصرف انرژی، تعادل منطقیتری ایجاد کرد؟
برگزاری مسابقه فوتبال در ورزشگاههای بزرگ، بویژه در ساعات پر مصرف شب، مستلزم استفاده از تعداد زیادی پروژکتور پرقدرت است. شاید مصرف برق یک مسابقه بهتنهایی رقم تعیینکنندهای برای شبکه سراسری توزیع برق نباشد، اما وقتی این میزان مصرف در دهها مسابقه و در طول ماههای گرم سال تکرار میشود، نمیتوان بهسادگی از کنار آن گذشت. پرسش اساسی برای افکار عمومی این است؛ در شرایطی که کشور با محدودیت تولید و تأمین برق مواجه است، آیا واقعاً ضرورت دارد همه مسابقات فوتبال در ساعات شب و زیر نور مصنوعی برگزار شوند؟
البته نمیتوان شرایط اقلیمی شهرهای مختلف را نادیده گرفت. در شهرهایی مانند اهواز و آبادان، گرمای شدید در ماههای گرم سال میتواند سلامت و عملکرد بازیکنان را تحت تأثیر قرار دهد و انتقال مسابقه به ساعات خنکتر شب، تصمیمی منطقی است. در شهرهای مرطوب شمالی نیز صرفاً دمای هوا معیار مناسبی نیست و رطوبت و شاخص گرمایی باید در تصمیمگیری لحاظ شود.
اما درمقابل، شهرهایی مانند تبریز، اراک، کرمان و حتی تهران، شیراز و اصفهان در برخی روزها و ساعات شرایطی دارند که امکان برگزاری مسابقه در روشنایی طبیعی وجود دارد. بنابراین، این پرسش مطرح میشود که چرا باید برای شهرهایی با شرایط اقلیمی متفاوت، نسخه زمانی یکسانی تجویز شود؟
اگر دما، رطوبت، شاخص گرمایی و شرایط زمین اجازه دهد و نور طبیعی نیز برای برگزاری مسابقه کافی باشد، برگزاری بازی در ساعات عصر میتواند تصمیمی منطقی باشد؛ تصمیمی که با حفظ استانداردهای مسابقه، مصرف نورافکنها را نیز کاهش میدهد.
در این میان، یک موضوع کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ وضعیت فرسوده و قدیمی سیستمهای تبلیغات محیطی ورزشگاهها. بخش قابلتوجهی از نمایشگرهای پیرامون زمین در ورزشگاههای ایران از فناوریهایی استفاده میکنند که عملکرد آنها در روشنایی روز با شرایط مسابقه شبانه قابل مقایسه نیست. براین اساس، برگزاری مسابقات در شب برای تبلیغات محیطی مزیت دارد و نمایشگرها نیز در تاریکی عملکرد بهتری ارائه میکنند. بنابراین، اگر بخش مهمی از درآمد تبلیغات محیطی به این نمایشگرها وابسته باشد، طبیعی است که تغییر ساعت مسابقات با مقاومت مواجه شود. اما اگر واقعاً یکی از دلایل اصلی مخالفت با برگزاری مسابقات در روز، محدودیت همین نمایشگرهای قدیمی است، سؤال مهمتری مطرح میشود که آیا منطقیتر نیست به جای تغییر ساعت مسابقه و تحمیل مصرف بیشتر برق، خود زیرساخت تبلیغات محیطی را تغییر دهیم؟
فوتبال حرفهای جهان سالهاست از نمایشگرهای LED با روشنایی بالا، کنترل دیجیتال شدت نور و قابلیت نمایش محتوای تبلیغاتی در شرایط مختلف نوری استفاده میکند. تبلیغات محیطی دیگر الزاماً به تاریکی و نور مصنوعی وابسته نیست. فناوریهای جدید امکان نمایش محتوای تبلیغاتی با کیفیت مناسب در روشنایی روز و حتی تغییر آنی پیامهای تبلیغاتی را فراهم کردهاند. بنابراین، اگر هدف حفظ درآمد تبلیغات محیطی است، راهحل لزوماً برگزاری شبانه مسابقات نیست. میتوان زیرساخت تبلیغات را بهروز کرد و آن را با نیازهای امروز فوتبال و شرایط کشور هماهنگ ساخت.
در واقع، اگر یک فناوری قدیمی باعث شده است مسابقهای که میتواند در روشنایی طبیعی برگزار شود به ساعات شب منتقل شود، مسأله اصلی نه گرمای هوا و نه کمبود نور طبیعی، بلکه عقبماندگی زیرساخت است. انتخاب میان «مصرف بیشتر برق» و «حفظ سیستم تبلیغاتی قدیمی»، انتخابی نیست که بتوان در بلندمدت از آن دفاع کرد. نوسازی نمایشگرهای محیطی ممکن است در ابتدا هزینهبر باشد، اما یک سرمایهگذاری زیرساختی است؛ در حالی که مصرف اضافی برق در هر مسابقه تکرار میشود و هزینه آن در نهایت به کل اقتصاد کشور تحمیل خواهد شد.
البته نباید اهمیت درآمد تبلیغات محیطی برای فوتبال را نادیده گرفت. باشگاهها و سازمان لیگ برای ادامه فعالیت حرفهای به منابع مالی نیاز دارند و تبلیغات محیطی یکی از منابع مهم درآمدی فوتبال است. اما حفظ درآمد به معنای حفظ فناوری قدیمی نیست. اتفاقاً نمایشگرهای مدرن میتوانند فرصتهای تازهای برای توسعه تبلیغات ایجاد کنند؛ از امکان استفاده در روز گرفته تا ارائه محتوای متنوعتر، تغییر سریع پیامها و افزایش ارزش تجاری تبلیغات. مسأله فوتبال ایران در شرایط فعلی، انتخاب میان فوتبال و صرفهجویی برق نیست؛ نکته کلیدی، یافتن نقطه تعادل میان سلامت بازیکنان، شرایط اقلیمی، منافع اقتصادی فوتبال و ضرورت مدیریت انرژی است. طبیعی است که در اهواز یا آبادان، در روزهای بسیار گرم، بازی باید در ساعات خنکتر برگزار شود. اما نمیتوان همین نسخه را بدون بررسی شرایط واقعی برای تبریز، اراک یا حتی برخی روزهای تهران، شیراز، اصفهان و کرمان نیز اجرا کرد.
سازمان لیگ میتواند به جای تعیین یک ساعت یکسان، نظامی شناور و مبتنی بر شرایط ایجاد کند؛ مسابقات شهرهای خنکتر یا روزهایی که شرایط آبوهوایی مناسب است، در ساعات عصر و با استفاده حداکثری از نور طبیعی برگزار شوند و در شهرهای بسیار گرم، بازیها به ساعات دیرتر شب منتقل شوند. همزمان، فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ میتوانند برنامهای برای نوسازی تدریجی سیستمهای تبلیغات محیطی تدوین کنند تا فناوری قدیمی، تعیینکننده زمان برگزاری مسابقات نباشد.
بدون تردید، راهحل منطقی، اصلاح زیرساخت است، نه افزایش مصرف انرژی. فوتبال ایران برای حرفهایتر شدن تنها به زمین بهتر و بازیکن بهتر نیاز ندارد؛ به مدیریت بهتر و فناوری بهروزتر نیز نیازمند است.


