«ایران» چالش‌های انتقال دربی پایتخت به خارج از تهران را بررسی می‌کند

کوچ اجباری قـــرمـــز و آبـــی

سینا حسینی/ دربی‌ها در فوتبال جهان تنها یک مسابقه میان دو تیم نیستند؛ بخشی از هویت شهرها هستند. در مادرید، تقابل رئال و اتلتیکو فراتر از جدول لیگ و سه امتیاز است. در منچستر، رویارویی یونایتد و سیتی سال‌هاست که روایت دو قطب بزرگ یک شهر را بازتعریف می‌کند و در میلان، جدال اینتر و میلان چنان با تاریخ و فرهنگ شهر درهم‌ تنیده شده که تصور این مسابقه در جایی جز خانه همیشگی فوتبال این شهر دشوار است.
دربی، به معنای واقعی کلمه، «مسابقه‌ای در خانه» است؛ مسابقه‌ای که جغرافیا بخشی از داستان آن محسوب می‌شود. برای همین است که وقتی از دربی مادرید، منچستر یا میلان صحبت می‌کنیم، نام شهر بلافاصله در کنار نام مسابقه قرار می‌گیرد. دربی، بدون شهر، بخشی از هویت خود را از دست می‌دهد.
در فوتبال ایران نیز داستان کم‌ و بیش به همین شکل است. دربی تهران، بزرگ‌ترین نمونه این پدیده اجتماعی است؛ مسابقه‌ای که طی دهه‌ها، فراتر از فوتبال، به بخشی از زندگی شهری تهران تبدیل شده است. ولی در فصل‌های اخیر، مسابقات دربی تهران به دلیل نبود ورزشگاه استاندارد، از پایتخت خارج شده و در شهرهای دیگر برگزار می‌شود؛ اتفاقی که طبیعتاً از جذابیت و حال‌ و هوای خاص این مسابقه می‌کاهد.
ماجرای برگزاری دربی خارج از تهران البته اتفاق جدیدی نیست. بازسازی ورزشگاه آزادی و نبود ورزشگاه جایگزین مناسب، پیش از این نیز دربی را از تهران خارج کرده است. دیدار برگشت دو تیم در سال ۱۳۸۱ در تبریز برگزار شد. در سال ۱۴۰۳ نیز هر دو مسابقه رفت و برگشت به اراک منتقل شد و در دیدار رفت سال ۱۴۰۴ هم دو تیم در همین شهر به مصاف هم رفتند. حالا در آستانه دور رفت دربی سال ۱۴۰۵، بار دیگر بحث برگزاری این مسابقه خارج از تهران مطرح است.
در نگاه نخست، شاید این تصمیم صرفاً یک راه‌حل اجرایی به نظر برسد؛ ورزشگاه آزادی آماده نیست، ورزشگاه مناسب دیگری در تهران وجود ندارد و بنابراین مسابقه باید در شهر دیگری برگزار شود. اما مسأله از همین‌جا پیچیده می‌شود؛ چراکه دربی را نمی‌توان صرفاً یک «بازی معمولی» تلقی کرد که محل برگزاری آن با چند خط در صورتجلسه تغییر کند. دربی تهران علاوه بر بسیاری از مؤلفه‌های ورزشی، یک رویداد شهری است و انتقال آن، فقط جابه‌جایی آدرس ورزشگاه نیست؛ انتقال یک پدیده اجتماعی از محیطی است که طی چند دهه شکل گرفته است.
فرض کنیم مسابقه به اراک یا هر شهر دیگری منتقل شود؛ این تصمیم ممکن است روی کاغذ بسیار ساده باشد و با چند امضا به تصویب برسد، اما در دنیای واقعی، هزاران هوادار باید خود را به شهر دیگری برسانند.
برای هوادار تهرانی یا شهرستانی، تماشای دربی در پایتخت بخشی از یک تجربه ورزشی و شهری است؛ اما سفر به شهری دیگر مستلزم هزینه، زمان و برنامه‌ریزی است. هزینه بلیت سفر، رفت‌وآمد شهری، احتمال اقامت و سایر مخارج، در نهایت می‌تواند بخشی از جامعه هواداری را از حضور در ورزشگاه محروم کند.
این مسأله فقط به معنای کاهش تعداد تماشاگر نیست؛ ترکیب جمعیتی حاضر در ورزشگاه نیز تغییر می‌کند. دربی‌ای که باید نماینده بخش بزرگی از جامعه هواداری دو باشگاه باشد، ممکن است به مسابقه‌ای تبدیل شود که تنها بخشی از هواداران توان حضور در آن را داشته باشند.
در این میان، یک پرسش ساده اما مهم مطرح می‌شود؛ چرا هوادار باید هزینه ضعف زیرساختی فوتبال باشگاهی ایران را پرداخت کند؟
برگزاری دربی خارج از پایتخت، فقط هواداران دو تیم استقلال و پرسپولیس را از تماشای یک بازی مهیج محروم نمی‌کند؛ تهران نیز با انتقال دربی، یکی از مهم‌ترین رویدادهای ورزشی خود را از دست می‌دهد. دربی برای پایتخت، یک رویداد اقتصادی و اجتماعی است. هزاران نفر در اطراف ورزشگاه، مسیرهای حمل‌ونقل، رستوران‌ها، فروشگاه‌ها و دیگر بخش‌های خدماتی با این رویداد درگیر می‌شوند. رسانه‌ها، خبرنگاران و کسب‌وکارهای مختلف نیز از این اتفاق بهره می‌برند.
البته شهری که میزبان مسابقه می‌شود نیز از فرصت اقتصادی و اجتماعی آن برخوردار خواهد شد؛ اما پرسش اساسی‌تر این است که چرا پایتخت، به دلیل ناتوانی در تأمین زیرساخت، باید از میزبانی مهم‌ترین مسابقه باشگاهی کشور محروم شود؟
انتقال دربی به شهری دیگر، یک پیامد فوتبالی مهم نیز برای کادر فنی دو تیم دارد؛ تغییر شرایط مسابقه. در فوتبال حرفه‌ای، هر ورزشگاه مختصات خاص خود را دارد. ابعاد و کیفیت زمین، امکانات تمرینی، رختکن‌ها، نحوه استقرار تیم‌ها، مسیر دسترسی هواداران، امکانات رسانه‌ای و شرایط امنیتی، همگی بخشی از تجربه برگزاری یک مسابقه بزرگ هستند. وقتی بازی از خانه اصلی خود خارج می‌شود، مجموعه‌ای از این عوامل نیز تغییر می‌کند.
شاید مهم‌ترین بخش ماجرا دقیقاً همین‌جا باشد. مشکل واقعی فقط این نیست که استقلال و پرسپولیس یک روز در اراک، اصفهان یا تبریز به مصاف یکدیگر بروند. مسأله این است که فوتبال ایران برای برگزاری مهم‌ترین مسابقه باشگاهی خود در پایتخت کشور، با کمبود زیرساخت مواجه است.
اگر انتقال دربی یک اتفاق استثنایی باشد، می‌توان آن را به‌عنوان «راهکاری موقت» پذیرفت. اما اگر این اتفاق تکرار شود، دیگر نمی‌توان به‌سادگی از «موقت» بودن آن سخن گفت. آن زمان، پرسش جدی‌تری پیش روی متولیان فوتبال و ورزش کشور قرار می‌گیرد؛ چرا برای یکی از مهم‌ترین رویدادهای ورزشی کشور، هنوز یک راه‌حل پایدار و قابل اتکا پیدا نشده است؟
صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و سه
 - شماره نه هزار و صد و سه - ۳۱ مرداد ۱۴۰۵