محسن زنگنه، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس در گفت‌و‌گو با «ایران»:

ادعای اختلاف دولت و نیروهای نظامی واقعیت نداشت

دولت از عهده مدیریت لجستیکی جنگ ۱۲ روزه و رمضان به نحو شایسته‌ای برآمده است

مهراوه خوارزمی / گروه سیاسی - جنگ، تنها در میدان نبرد تعیین تکلیف نمی‌شود؛ پشت خطوط مقدم، شبکه‌ای از تصمیم‌های اقتصادی، بودجه‌ای، لجستیکی و اجرایی قرار دارد که می‌تواند توان ایستادگی یک کشور را تقویت یا تضعیف کند. دولت چهاردهم در حالی دومین سال فعالیت خود را پشت سر گذاشت که در این مدت، ابتدا جنگ ۱۲روزه و سپس جنگ تمام‌عیار رمضان را تجربه کرد؛ شرایطی که آزمونی کم‌سابقه برای هماهنگی میان دولت، مجلس و نیروهای مسلح بود. در چنین وضعیتی، نحوه تأمین منابع مالی، تخصیص به‌موقع اعتبارات، استفاده از ظرفیت‌های نفتی و زیرساختی کشور و پشتیبانی از نیروهای مسلح، بخشی از مسئولیت‌هایی بود که در کنار مدیریت امور جاری کشور بر دوش دولت قرار گرفت. محسن زنگنه، نماینده مجلس و عضو کمیسیون برنامه و بودجه، در گفت‌وگو با «ایران» عملکرد دولت در این عرصه را قابل قبول ارزیابی می‌کند و از تصمیم دولت برای مستثنی کردن نیروهای مسلح از پرداخت یک‌دوازدهمی بودجه و اولویت دادن به تأمین نیازهای آنان سخن می‌گوید. او در عین حال، از ضرورت بازسازی مراکز نظامی و پدافندی آسیب‌دیده و تقویت معیشت نیروهای مسلح می‌گوید و تأکید دارد که برخلاف برخی ادعاها، در جریان جنگ، میان دولت و نیروهای نظامی شکاف یا اختلاف راهبردی وجود نداشته است. زنگنه همچنین رمز موفقیت کشور در این شرایط را در «هماهنگی، همدلی و وحدت» میان ارکان مختلف حاکمیت می‌داند.

دولت چهاردهم در دو سال اول مسئولیت خود با جنگ ۱۲روزه و سپس جنگ تمام‌عیار رمضان مواجه شد. عملکرد دولت را از حیث مدیریت اجرایی جنگ و نوع حمایت از نیروهای مسلح چگونه دیدید و تا چه حد موفق ارزیابی می‌کنید؟
در کلیت امر، دولت به‌عنوان قوه اجرایی، به معنای واقعی کلمه مدیریت لجستیکی جنگ را در هر دو مقطع بر عهده داشته و به باور من، از عهده این مسئولیت پشتیبانی به نحو شایسته‌ای برآمده است.
از نظر تأمین منابع مالی می‌دانیم که بودجه دستگاه‌ها و نهادهای مختلف به‌صورت یک‌دوازدهم پرداخت می‌شود. بنابراین، یکی از تصمیمات بهنگام دولت، بویژه در مواجهه با جنگ رمضان، این بود که نیروهای مسلح را از این قاعده مستثنی و با وجود همه محدودیت‌ها، ردیف‌های بودجه‌ای نیروهای مسلح را به‌موقع تأمین و پرداخت کرد.
نکته دوم، در مورد تخصیص منابع نفتی بود. می‌دانید که بخشی از بودجه از محل منابع تهاتری تأمین می‌شود؛ یعنی در بودجه رقم مشخصی نیست، بلکه مقدار مشخصی از نفت استحصال‌شده تعیین می‌شود و به آن میزان پرداخت می‌کنیم. در حوزه‌های مختلف، از حوزه راه و شهرسازی تا تأمین بودجه نظامی، با اجازه امام شهیدمان به همین ترتیب عمل می‌شود. در اینجا نیز نیروهای نظامی را برای تهاتر نفت و تأمین بخشی از مایحتاج آنها در اولویت قرار دادیم.
حمایت لجستیکی دیگر دولت از نیروهای مسلح، در اختیار قرار دادن همه امکانات کشور، بویژه در حوزه‌های جاده‌ای و ریلی بود؛ به‌نحوی که در استان‌هایی که حجم بیشتری از درگیری وجود داشت، بویژه استان‌های جنوبی، دولت به نیروهای نظامی در بخش‌های مختلف برای استفاده از امکانات و زیرساخت‌ها حق تقدم داد.

رویکرد حمایتی دولت پس از امضای تفاهمنامه و در وضعیت آتش‌بس متزلزلی که جریان داشت، به چه ترتیب بود؟
در این دوره، اگرچه درگیری به نحوی جریان داشت و به‌طور مشخص نیروهای نظامی ما در حوزه دریایی برای پاسداری و صیانت از حق حاکمیتی ایران و تأمین امنیت تنگه هرمز هوشیار و فعال بودند، اما بحث مهمی که در دستور کار قرار داشت، بازسازی و بازآرایی نظامی، بویژه در مورد مراکز پدافندی و راداری نیروهای نظامی بود.
علاوه بر این، در این مدت هم در مجلس و هم در دولت این تلاش مشترک انجام شده است که بتوانیم معیشت نیروهای نظامی و خانواده‌هایشان را بهبود بدهیم. هرچند واقعاً در این زمینه مجموعه حاکمیت شرمنده است، چون نتوانستیم منابع زیادی اختصاص بدهیم، اما تلاش کردیم در حد امکانات، از نگرانی‌های معیشتی نیروهای نظامی که در صف اول جانفدایان ایران ایستاده‌اند، بکاهیم. در این زمینه دولت تلاش‌هایی کرده است. اینها اقداماتی است که متمرکز شده و رقم خورده است؛ جدا از اینکه بالاخره فرماندهی و مدیریت کشور هم در شرایط جنگ، بخش عمده‌اش با نظر نیروهای ستاد مشترک و نیروهای نظامی ما انجام می‌شود. البته در ادامه، قطعاً باید بویژه در بحث بازسازی، اقدامات بیشتری انجام شود؛ چون در این جنگ، بخش عمده‌ای از اهداف دشمن، ساختمان‌های نظامی و مراکز تجمع نیروهای نظامی و امنیتی و نیز تجهیزات موشکی و پدافندی نیروهای مسلح ما بوده است. حتماً ما باید در زمینه بازسازی، بویژه با اصلاحاتی که ان‌شاءالله در لایحه بودجه از سوی دولت اعمال خواهد شد، اقدامات و اولویت‌هایی را تعریف کرده و برای تأمین منابع مورد نیاز برنامه‌ریزی کنیم. ان‌شاءالله بتوانیم بازسازی و برگشتن به وضعیت قبل از جنگ و چه‌بسا رسیدن به وضعیتی مطلوب‌تر از آن را پیش رو داشته باشیم.
 
جز حمایت لجستیکی دولت که اشاره کردید، ارزیابی‌تان از حمایت دولت از نیروهای مسلح در حوزه سیاستی چیست؟
ببینید، بالاخره جلسات مستقیم به دلیل شرایط جنگی کمتر شده است، اما در آن حدی که من مطلع هستم، دولت در حمایت از نیروهای نظامی و امنیتی و هماهنگی با آنها نمره قابل قبولی دارد. یعنی ما حداقل تا الان نکته‌ای نداشتیم که در این زمینه گلایه‌ای از سوی نیروهای نظامی و اینها مطرح شده باشد.
فرایند این است که بالاخره دولت و مجلس در هر حوزه‌ای بتوانند به نیروهای نظامی کمک کنند؛ حالا چه از حیث معنوی و چه از حیث مادی. من فکر می‌کنم که یک تعامل و ارتباط خوب بین نیروهای نظامی و مجموعه حاکمیت، اعم از دولت، مجلس و قوه قضائیه وجود دارد. در مسائل نظامی هم درست همین است؛ زیرا آنها از جنگ و الزامات آن سررشته بیشتری دارند. ما سیاسیون یا اقتصادی‌ها، بالاخره نوع نگاهمان به یک گونه است، اما در شرایط جنگ، یک‌سری شرایط حاکم است که قطعاً نیروهای نظامی می‌توانند آن را درک کنند و در برابر آن کنش مناسب داشته باشند. لذا در مجموع، این را هم همه پذیرفتند. یعنی مثلاً اقداماتی که نیروهای نظامی ما در تنگه هرمز و در جاهای دیگر انجام می‌دهند، همه ارکان نظام صددرصد از آن اقدامات حمایت و پشتیبانی کردند و نگذاشتند خدای‌نکرده تفرقه‌ای ایجاد شود.
چند باری هم بالاخره دشمنان تلاش کردند به نوعی میدان را از صحنه سیاسی و تصمیم‌سازی و اجرایی جدا کرده و اختلاف ایجاد کنند؛ مثلاً گاهی ادعا کردند که اینجا دولت یا دستگاه‌های سیاسی مخالف بودند و آنجا موافق بودند، یا یک اقدامی خلاف نظر دولت یا دیگر نهادهای سیاسی انجام شده است. اما واقعاً من با اطلاع عرض می‌کنم که این‌طور نبوده است. البته بحث‌های کارشناسی همه‌جا هست، ولی الحمدلله تصمیماتی که نیروهای نظامی گرفتند، تمام‌قد هم مجلس و هم دولت از آن حمایت کردند.
 
اگر اشتباه نکنم، شما جایی گفته بودید که با شهید سید عبدالرحیم موسوی، رئیس وقت ستاد کل نیروهای مسلح، هر بار که جلسه داشتید، ایشان از حمایت دولت صحبت می‌کردند. صحبت‌های ایشان مبتنی بر چه بود و چه نوع حمایت‌هایی را مطرح می‌کردند؟
 بعد از جنگ ۱۲روزه، بحث‌ها و ادعاهایی مطرح شد مبنی بر اینکه مثلاً نیروهای نظامی قصد داشتند اقداماتی انجام بدهند یا حتی جنگ را ادامه بدهند، یا جاهایی تصمیماتی گرفتند که دولت همراهی نکرده و نیروهای نظامی مجبور شدند به تصمیم سیاسیون تن بدهند و حمایت‌های لازم انجام نشده است.
در جلسه‌ای که شهید موسوی در صحن مجلس آمدند، که البته به‌صورت غیرعلنی بود، این مسائل و ادعاها مطرح شد. آنجا هم آقای عراقچی عنوان کردند که ما کاملاً هماهنگ با نیروهای نظامی هستیم. امیر موسوی هم وقتی پشت تریبون رفتند، چون اعتراضاتی نسبت به این قضیه انجام شد، آنجا تأکید کردند که ما کاملاً داریم هماهنگ عمل می‌کنیم.
حتی آنجا، بعد از جنگ ۱۲روزه گفتند که ما بر اساس اطلاعاتی که داریم، رخ دادن مجدد جنگ را قطعی می‌دانیم. ایشان گفتند با وجود قطعی بودن شروع مجدد جنگ، دستگاه دیپلماسی برای ما دارد وقت می‌گیرد و هر یک روز وقتی که دستگاه دیپلماسی برای ما نظامی‌ها بگیرد، به اندازه چند ماه دست ما را باز می‌کند که بتوانیم لجستیک خودمان را در حوزه پدافند و موشکی تقویت کنیم.
در جلسه خصوصی هم که من و تنی چند از دیگر نمایندگان برای بحث بودجه با ایشان داشتیم، من آنجا این موضوع را مطرح کردم که بالاخره این شبهه خیلی شدید است که می‌گویند دولت همراهی نمی‌کند. همان‌طور که در آن ویدیو هم منتشر شده و گفته‌ام، در آنجا شهید موسوی فرمودند: «من شهادت می‌دهم که در همه جلسات شورای عالی امنیت ملی اصلاً بحث‌های اصلی را ما نظامی‌ها می‌کنیم. بین ستاد مشترک، سپاه و ارتش تبادل نظر می‌شود و در نهایت به تصمیمی که می‌رسیم، آقای رئیس‌جمهوری جمع‌بندی می‌کنند و همان نظر ما را به‌عنوان مصوبه جلسه به معاونین‌شان، مخصوصاً سازمان برنامه که متکفل بحث بودجه است، دستور می‌دهند که این مسائل انجام شود.»
 
یکی از موضوعاتی که حتماً در همه مسائل و بویژه در وضعیت جنگی اهمیت پیدا می‌کند، انسجام میان ارکان مختلف جامعه و حاکمیت است. آیا از این حیث، فارغ از وجه شعاری، آن انسجام لازم میان دولت و دیگر ارکان حاکمیت وجود داشته است؟
علت اینکه ما توانستیم واقعاً در این جنگ ـ که به نظر من، با اطلاع عرض می‌کنم ـ در جنگی که فناورانه‌ترین، پرهزینه‌ترین و پیشرفته‌ترین جنگ بود موفق باشیم، همین انسجام و هماهنگی بود. این جنگ در مقیاس طرف‌های درگیر، هشت یا ۹ کشور را دربرمی‌گرفت و در مقیاس جغرافیایی نیز وسعتش خیلی زیاد بود. حداقل در ۱۰۰ سال اخیر چنین جنگی واقع نشده بود. حتی جنگ اعراب و اسرائیل نهایتاً این بود که مثلاً پنج، شش کشور را شامل می‌شد و چنین وسعت جغرافیایی درگیر جنگ نبود. ما اگر این وحدت و هماهنگی را نداشتیم، قطعاً نمی‌توانستیم موفق شویم. با همه مشکلات و گرانی‌ها و مسائلی که وجود دارد، بالاخره این وسط شاید عده‌ای سوءاستفاده کردند یا ناکارآمدی‌هایی هم وجود داشته، ولی بالاخره کشور مسیرش را دارد پیش می‌برد. ما در همه حوزه‌های نظامی، معیشتی، ارزاق و کالاهای اساسی، همه داریم تلاش می‌کنیم که مسیر جلو برود.
اگر این وحدت نبود، پیروزی اتفاق نمی‌افتاد. حالا بالاخره ممکن است یک جایی یک عزیزی نظری داشته باشد و یک کارشناس یا یک فردی آن نظر را نقد کند، اما در نهایت فرآیند، فرآیند هماهنگی و همدلی و وحدت بوده است. البته من خدمت شما بگویم که ما واقعاً در جلسات خصوصی خودمان با هم، خیلی کارشناسی و خیلی جدی بحث می‌کنیم. 
مجلس و دولت گاهی اوقات بالاخره با دستگاه‌های متولی امور نظامی و امنیتی، بحث‌های خیلی جدی و سنگین دارند. اما در نهایت، آن تصمیمی که اتخاذ می‌شود، همه هماهنگ هستند و به‌اصطلاح با یک وحدت پیش می‌روند.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و سه
 - شماره نه هزار و صد و سه - ۳۱ مرداد ۱۴۰۵