به بهانه روز جهانی عکاس

وقتی همه عکاس‌اند فتوژورنالیست چه می‌کند؟

رضا صائمی
دبیر گروه فرهنگی
عکاسی مطبوعاتی از همان ابتدا چیزی بیش از ثبت یک تصویر بوده است؛ تلاشی برای دیدن واقعیت در لحظه‌ای که هنوز به روایت تبدیل نشده. عکس مطبوعاتی قرار بوده سند باشد، شاهد باشد و گاهی حتی جای هزار کلمه بنشیند. اما امروز، در روزگاری که هر شهروندی با یک تلفن همراه دوربین‌دار می‌تواند در چند ثانیه تصویری را ثبت و منتشر کند، این پرسش جدی‌تر از همیشه مطرح است: وقتی انحصار ثبت تصویر از دست عکاس حرفه‌ای خارج شده، فتوژورنالیست چه جایگاهی دارد؟
پاسخ شاید در تفاوت میان «عکس گرفتن» و «دیدن» باشد. شبکه‌های اجتماعی عکاسی را دموکراتیک کرده‌اند، اما لزوماً نگاه را دموکراتیک نکرده‌اند. امروز حجم عظیمی از تصاویر در گردش است؛ تصویری از جنگ، اعتراض، حادثه، فقر، زندگی روزمره، سیاست و حتی لحظه‌های خصوصی آدم‌ها. مسأله دیگر کمبود تصویر نیست، بلکه وفور تصویر است. ما با جهانی مواجهیم که در آن واقعیت پیش از آن‌که فهمیده شود، دیده می‌شود و پیش از آن‌که تحلیل شود، به تصویر درمی‌آید.در چنین شرایطی، کار فتوژورنالیست از «ثبت» به «انتخاب» و از «حضور» به «روایت» تغییر می‌کند. دوربین موبایل ممکن است لحظه‌ای را ثبت کند، اما فتوژورنالیست باید بداند چرا این لحظه اهمیت دارد، چه چیزی در قاب دیده نمی‌شود و این تصویر در کنار کدام تصویر یا متن معنا پیدا می‌کند. تفاوت اصلی، نه در ابزار، که در نوع نگاه و مسئولیت حرفه‌ای است.
شبکه‌های اجتماعی البته این موقعیت را پیچیده‌تر کرده‌اند. تصویر مطبوعاتی دیگر الزاماً از مسیر رسانه رسمی به مخاطب نمی‌رسد. ممکن است عکسی ابتدا در شبکه‌های اجتماعی منتشر شود و بعد رسانه‌ها آن را بازنشر کنند. به این معنا، مرز میان «عکس خبری» و «عکس شهروندی» تا حد زیادی مخدوش شده است. گاهی یک تصویر اتفاقی که با تلفن همراه ثبت شده، از صدها عکس حرفه‌ای تأثیرگذارتر است؛ چون صاحب دوربین درست در لحظه درست حضور داشته است.اما این وضعیت به معنای بی‌اعتبار شدن فتوژورنالیسم نیست؛ برعکس، در عصر تصویر، اهمیت آن بیشتر هم شده است. هرچه تصویر بیشتر می‌شود، نیاز به اعتبارسنجی، زمینه‌سازی و روایت بیشتر می‌شود. فتوژورنالیست امروز فقط عکاس نیست؛ بخشی از کار او تشخیص حقیقت تصویری از میان انبوه تصاویر جعلی، قدیمی، بریده‌شده یا خارج از زمینه است. او باید هم چشم عکاس داشته باشد و هم ذهن یک روزنامه‌نگار.
از سوی دیگر، شبکه‌های اجتماعی منطق تازه‌ای بر تصویر تحمیل کرده‌اند: سرعت، جذابیت و قابلیت وایرال شدن. این منطق می‌تواند عکاسی مطبوعاتی را نیز تحت تأثیر قرار دهد و آن را به سمت تصویرهای شوک‌آور، احساسی و کلیک‌خور سوق دهد. در اینجا یک خطر جدی وجود دارد: اینکه «تصویر مهم» با «تصویر پربازدید» اشتباه گرفته شود. هر عکسی که بیشتر دیده می‌شود، الزاماً تصویر بهتری از واقعیت نیست.فتوژورنالیست حرفه‌ای در برابر این منطق باید از استقلال نگاه خود دفاع کند. وظیفه او تولید هیجان نیست؛ تولید شاهد است. عکس خوب مطبوعاتی الزاماً زیباترین یا تکان‌دهنده‌ترین عکس نیست، بلکه تصویری است که چیزی را درباره جهان به ما نشان می‌دهد که بدون آن شاید نمی‌دیدیم یا نمی‌فهمیدیم.از این منظر، بحران امروز فتوژورنالیسم بیشتر «مرجعیت» است تا «کارکرد». مخاطب دیگر به‌سادگی نمی‌داند کدام تصویر را باید باور کند. بنابراین ارزش عکاس حرفه‌ای در توانایی او برای ساختن اعتماد است. اعتبار او نه فقط از مهارت تکنیکی، بلکه از شناخت سوژه، رعایت اخلاق حرفه‌ای، شناخت زمینه و شفافیت در شیوه تولید و انتشار تصویر می‌آید.جهان امروز بیش از هر زمان دیگری بصری شده است، اما این به معنای آن نیست که جهان را بهتر می‌بینیم. ممکن است برعکس، در ازدحام تصاویر، کمتر ببینیم. وظیفه فتوژورنالیست معاصر شاید دقیقاً همین باشد: ایجاد مکث در این سیلاب تصویر. اینکه از میان هزاران فریم، یک قاب را انتخاب کند و به ما یادآوری کند که پشت هر تصویر، واقعیتی انسانی وجود دارد.
در نهایت، شبکه‌های اجتماعی جای فتوژورنالیست را نگرفته‌اند، بلکه تعریف تازه‌ای از او ساخته‌اند. فتوژورنالیست امروز دیگر تنها کسی نیست که در محل حادثه حضور دارد و شاتر می‌زند. او کسی است که در جهانی پر از تصویر، مسئولانه انتخاب می‌کند، زمینه می‌دهد، روایت می‌سازد و به مخاطب کمک می‌کند میان «دیدن» و «فهمیدن» فاصله‌ای را که روزبه‌روز کمتر می‌شود، دوباره تجربه کند. شاید در عصر همه‌گیر شدن دوربین، ارزشمندترین سرمایه عکاس نه دوربین، بلکه نگاه او باشد.