تصویری از آخرین اثر کریستوفر نولان
هبوط اودیسه به جهان لیبرال
نویسنده: گری روزن
مترجم: امیر فرشباف
فیلم «اودیسه» کریستوفر نولان (2026)، از نگاه بسیاری از کلاسیکپژوهان، قهرمان اصلی هومری را از میان برده است. اودیسئوس هومر شخصیتی زیرک، حیلهگر، سرکش و استاد سخن بود؛ اما در روایت نولان به مردی جدی، گرفتار عذاب وجدان و فاقد پیچیدگی تبدیل شده است. منتقدان معتقدند فیلم نه از هوشمندی و شوخطبعی اودیسئوس هومری بهره برده و نه از جذابیت فریبکارانه او. حتی امیلی ویلسون، مترجم مشهور اودیسه، معتقد است شخصیتی که نولان ساخته با مفهوم مرد پیچیدهای که هومر معرفی میکند فاصله دارد.
یکی از مهمترین انتقادها این است که فیلم، جهان اخلاقی اودیسه را تغییر داده است. در جهان هومر، ویژگیهایی مانند فریب، جنگطلبی، خشونت و میل به افتخار بخشی از نظام ارزشی قهرمانان بودند؛ اما در نسخه نولان این عناصر به رفتارهایی منفی تبدیل شدهاند. به همین دلیل، اودیسئوس جدید بیشتر شبیه انسان معاصر است تا یک جنگجوی عصر برنز؛ شخصیتی که میتواند نماینده گروههای مختلف امروز باشد: انسانی گرفتار وجدان، مدافعی از ارزشهای غربی، فردی با حساسیتهای لیبرال مدرن، پدری غرق در کار که خانوادهاش را فراموش کرده، یا سربازی آسیبدیده که مشکلات روانی خود را در قالب درمان بازگو میکند. محور اخلاقی این نسخه از اودیسئوس، «قاعده زرین» (طوری عمل کن که دوستداری با تو رفتار کنند) است و رنجهای او نتیجه فاصله گرفتن از این اصل اخلاقی است.
با این حال، حذف عناصر هومری توسط نولان سابقهای تاریخی دارد. افلاطون نیز در جمهوری به شکلی آگاهانه با هومر درگیر میشود. او معتقد بود حماسههای هومر با برانگیختن احساساتی مانند خشم، اندوه و شهوت، انسانها را از مسیر عقل و خودآگاهی دور میکنند. در «نزاع دیرینه میان فلسفه و شعر» از نگاه افلاطون، شعر باید زیر نظر عقل قرار گیرد؛ در غیر این صورت، جایی در شهر آرمانی فلسفه نخواهد داشت.
افلاطون در عین حال تصویری از هومر اصلاحشده ارائه میکند؛ هومری که قهرمانانش از میل به شهرت و افتخار فاصله گرفتهاند و به زندگی سادهتر و تأملگرایانه روی آوردهاند. در پایان جمهوری، اودیسئوس در جهان زیرین فرصتی برای انتخاب زندگی تازه پیدا میکند و دیگر به دنبال افتخار و قدرت نیست، بلکه خواهان زندگی آرام مردی عادی است که تنها به امور خودش میپردازد.
از این منظر، اودیسئوسی که در فیلم نولان شکل میگیرد، با چنین تصویری شباهت دارد: مردی پشیمان، دروننگر و خسته از گذشته جنگاورانه که سرانجام تلاش میکند زندگی شخصی خود را سامان دهد و از غرور و خشونت گذشته فاصله بگیرد! او شاید دیگر قهرمان کلاسیک هومری نباشد، اما بهعنوان چهرهای اخلاقی که انتخابهای خود را بررسی میکند و از اشتباهاتش درس میگیرد، همچنان شخصیتی قابلباور است.


