در حافظه موقت ذخیره شد...
روزنامه، شهرت و فساد
بالزاک نشان میدهد که چگونه آرمان هنری میتواند در برخورد با بازار شهرت، تحریف شود. شعر، نقد، چاپ، امتیاز، رفاقتهای محفلی، ستایشهای تصنعی و رقابتهای نهان، همگی از ادبیات مکانی برای داد و ستد میسازند. این رمان هنوز هم برای خواننده امروزی زنده است، چون منطقش بهطرز ناراحتکنندهای آشناست؛ اینکه در جهانی که دیده شدن ارزش است، هنر نیز در معرض تبدیل شدن به کالا قرار میگیرد. اما «آرزوهای بربادرفته» فقط رمان شکست هنرمند نیست؛ رمان فساد رویاست. آرزو در اینجا نه در برابر واقعیت، بلکه درون واقعیت فرسوده میشود و شاید دردناکترین نکته این باشد که این فرسایش تدریجی است، نه ناگهانی. آدمها آرامآرام به ساز و کارها خو میگیرند و بالزاک همین خو گرفتن را هولناک
میبیند.


