روزنامه، شهرت و فساد

در میان رمان‌های بالزاک، «آرزوهای بربادرفته» (1837-1843) شاید مدرن‌ترین و تلخ‌ترین نگاه را به دنیای فرهنگ و رسانه دارد. این رمان از شاعری جوان سخن می‌گوید که وارد پاریس می‌شود با رویای شهرت، اما به‌تدریج در دستگاه پیچیده‌ روزنامه‌نگاری، روابط، پول و معامله فرومی‌رود. اگر در آثار دیگر بالزاک پول عمدتاً در سطح خانواده یا اشراف دیده می‌شود، در اینجا پول به سراغ ادبیات و فرهنگ می‌آید و این همان جایی‌ست که رمان به‌طرزی شگفت‌انگیز پیش‌گویانه به نظر می‌رسد.
بالزاک نشان می‌دهد که چگونه آرمان هنری می‌تواند در برخورد با بازار شهرت، تحریف شود. شعر، نقد، چاپ، امتیاز، رفاقت‌های محفلی، ستایش‌های تصنعی و رقابت‌های نهان، همگی از ادبیات مکانی برای داد و ستد می‌سازند. این رمان هنوز هم برای خواننده امروزی زنده است، چون منطقش به‌طرز ناراحت‌کننده‌ای آشناست؛ اینکه در جهانی که دیده شدن ارزش است، هنر نیز در معرض تبدیل شدن به کالا قرار می‌گیرد. اما «آرزوهای بربادرفته» فقط رمان شکست هنرمند نیست؛ رمان فساد رویاست. آرزو در اینجا نه در برابر واقعیت، بلکه درون واقعیت فرسوده می‌شود و شاید دردناک‌ترین نکته این باشد که این فرسایش تدریجی است، نه ناگهانی. آدم‌ها آرام‌آرام به ساز و کارها خو می‌گیرند و بالزاک همین خو گرفتن را هولناک 
می‌بیند.
صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و دو
 - شماره نه هزار و صد و دو - ۲۹ مرداد ۱۴۰۵