محمدرضا دهشیری در گفت‌وگو با «ایران» از مسیر خروج از وضعیت «نه جنگ و نه صلح» گفت

مذاکره برای تثبیت دستاوردها سیگنال ضعف نیست

فاطمه غریبی/گروه دیپلماسی- تداوم وضعیت «نه جنگ و نه صلح» میان ایران و آمریکا، در شرایطی که دو طرف به گفته کارشناسان به «تعادل هزینه‌ها» رسیده‌اند، ضرورت یافتن راهی برای خروج از این بن‌بست را بیش از گذشته برجسته کرده است. دکتر محمدرضا دهشیری، رئیس دانشکده روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه در گفت‌وگو با «ایران» با تأکید بر اینکه مذاکره لزوماً نشانه ضعف نیست، بازگشت به تفاهمنامه اسلام‌آباد و اجرای مفاد آن را یکی از مسیرهای خروج از وضعیت کنونی دانست. او همچنین با اشاره به افزایش فاصله میان رویکردهای ترامپ و نتانیاهو، استفاده از ظرفیت کشورهای میانجی برای بازگشت طرفین به تفاهم و تسریع در اجرای تفاهم ایران و عمان درباره تنگه هرمز را ضروری ارزیابی کرد.

با توجه به شرایط کنونی و شکل‌گیری وضعیت «نه جنگ و نه صلح» میان ایران و آمریکا، ارزیابی شما از این وضعیت چیست؟ چه عواملی به شکل‌گیری این شرایط منجر شده و برای خروج از این بن‌بست، آیا همچنان می‌توان به مذاکره و راهکارهای دیپلماتیک امید داشت؟
شرایط کنونی به‌گونه‌ای است که هیچ‌یک از طرفین، آنچه را که در ادبیات سیاسی از آن به عنوان «گیم‌چنجر» یا تغییر‌دهنده بازی یاد می‌شود، در اختیار ندارند. آمریکا از تمامی اهرم‌های خود استفاده کرده، اما نتوانسته در چارچوب بازی هژمونیک خود برای اعمال سلطه بر منطقه و شکست دادن ایران به اهداف موردنظر دست پیدا کند. بنابراین، در عمل تمامی کارت‌های خود را بازی کرده است.
از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران نیز با رویکرد بستن تنگه هرمز تلاش داشت از طریق افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی، آمریکا را تحت فشار قرار دهد، اما قیمت نفت به میزانی که انتظار می‌رفت افزایش پیدا نکرد. در نتیجه، طرفین به وضعیتی رسیده‌اند که می‌توان از آن با عنوان «تعادل هزینه‌ها» یاد کرد؛ به این معنا که هر یک از طرفین تصور می‌کنند هر اقدام جدیدی که انجام دهند، هزینه‌های بیشتری را برای خود به همراه خواهد داشت.
در چنین وضعیتی، نیاز است یک بازیگر ثالث زمینه را برای ایجاد شرایطی باثبات‌تر فراهم کند. این مسأله بویژه برای کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس که خواهان ثبات در منطقه هستند، اهمیت دارد. با این حال، به دلایل مختلف، این کشورها چندان علاقه‌مند نیستند که در شرایط کنونی امتیازاتی به ایران بدهند و ترجیح می‌دهند در برابر سیاست‌های آمریکا، تا حدودی رویکردی مبتنی بر مماشات و گاه همکاری‌جویانه در پیش بگیرند.
تداوم وضعیت «نه جنگ و نه صلح» برای ایران نامطلوب است؛ چرا که محدودیت‌هایی را هم در زمینه صادرات نفت و هم در تأمین کالاهای مورد نیاز از طریق دریا ایجاد می‌کند. از سوی دیگر، این وضعیت برای آمریکا نیز غیرقابل تحمل است؛ زیرا جنگ فرسایشی شده و تداوم حضور در دریا مشکلات روانی برای نیروهای نظامی آمریکا ایجاد کرده است که نمونه آن را در مورد ناو «آبراهام لینکلن» شاهد هستیم.
از طرف دیگر، تلاش آمریکا برای تشدید جنگ با مخالفت شدید کشورهای منطقه، از ترکیه و مصر گرفته تا کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس و پاکستان، مواجه شده است. حتی قدرت‌های جهانی مانند چین نیز با هرگونه اقدام آمریکا برای تشدید تنش مخالفت کرده و واشنگتن را از چنین اقداماتی برحذر داشته‌اند.
همزمان، فشارهایی نیز بر ترامپ وارد شده است؛ چرا که وی وارد جنگی شده که نتیجه آن، از نگاه منتقدان، شکست آمریکا بوده و این جنگ دستاورد مشخصی برای واشنگتن نداشته است. علاوه بر این، راهبرد آمریکا نیز تغییر کرده است. این راهبرد پیش‌تر به‌نوعی بر تغییر نظام سیاسی ایران، از بین بردن توانایی هسته‌ای یا تضعیف توان موشکی ایران متمرکز بود، اما اکنون به باز کردن تنگه هرمز تغییر یافته؛ در حالی که این تنگه پیش از این نیز باز بوده است.
از سوی دیگر، این نگرانی مطرح است که ترامپ به عنوان عامل شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای آتی مطرح شود. همچنین گفته می‌شود امتیازاتی که در تفاهمنامه میان ایران و آمریکا با میانجیگری پاکستان به ایران داده شده، بیش از حد تلقی شده و ترامپ به دلیل پذیرش این امتیازات مورد سرزنش قرار گرفته است. بنابراین، به نظر می‌رسد ترامپ به دنبال یافتن راهی برای خروج آبرومندانه از این جنگ است.
در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد لازم است از این وضعیت تعلیق‌گونه، یعنی شرایط «نه جنگ و نه تفاهم» و نبود صلح میان طرفین، خارج شویم و راهی برای خروج منطقی طرفین از این بن‌بست پیدا کنیم. بنابراین، معتقدم تداوم شرایط «نه جنگ و نه صلح» نه برای ایران مطلوب است و نه برای آمریکا.

برخی معتقدند مذاکره در شرایط کنونی نشانه ضعف است. آیا می‌توان مذاکره را در وضعیت فعلی، بخشی از قدرت ایران برای مدیریت بحران و گامی رو به جلو دانست؟
در شرایط کنونی، تبادل پیام میان ایران و آمریکا در جریان است که می‌توان آن را نوعی مذاکره غیررسمی دانست. به نظر من، مذاکره زمانی اقدامی مثبت است که با هدف تثبیت دستاوردهای جنگ، بازگشت به تفاهمنامه اسلام‌آباد و اجرای مفاد آن انجام شود، اما اگر مذاکره به معنای اعطای امتیاز یا تدوین تفاهمنامه‌ای جدید باشد، می‌تواند از سوی طرف مقابل به عنوان سیگنال ضعف تلقی شود.
ایران در جنگ بقا پیروز شده است، مفاد تفاهمنامه اسلام‌آباد نیز در مجموع مثبت ارزیابی می‌شود و اختلاف اصلی بیشتر به تفسیر متفاوت دو طرف درباره نحوه عبور و مرور از تنگه هرمز بازمی‌گردد.

دولت چگونه می‌تواند همزمان پیام آمادگی برای صلح و توافق را منتقل کند و در عین حال نشان دهد که در دفاع از حقوق و منافع ایران کوتاه نخواهد آمد؟
آنچه تاکنون انجام شده، تأمین نیازهای عمومی و معیشت مردم بوده و دولت در این زمینه، بویژه در تأمین کالاهای اساسی، عملکرد مناسبی داشته است. آمریکا برای تغییر مفاد تفاهمنامه به نفع خود، به چند مسأله چشم دوخته است؛ یکی ایجاد نارضایتی داخلی و دیگری تشدید اختلافات میان جناح‌های سیاسی. بنابراین، حفظ انسجام و وحدت ملی اهمیت زیادی دارد. این مسأله صرفاً متوجه دولت نیست و گروه‌های سیاسی با دیدگاه‌های متفاوت نیز باید به ضرورت حفظ وحدت و انسجام ملی، که رهبر انقلاب بر آن تأکید کرده‌اند، پایبند باشند. موضوع دیگر، تلاش برای ایجاد برخی تحرکات قوم‌گرایانه یا اقدامات ایذایی در مرزهای ایران، چه در مرزهای شرقی و چه در مرزهای غربی و شمال‌غربی، است. آمریکا می‌تواند از طریق برخی گروه‌های مسلح و ایجاد ناامنی، تلاش کند جبهه درگیری را از جنوب به سایر مناطق منتقل و ایران را تضعیف کند. بنابراین، همکاری و انسجام میان تمامی گروه‌های سیاسی، حمایت از نیروهای مسلح برای حفظ تمامیت ارضی کشور و تأمین معیشت و نیازهای اساسی مردم، باید در اولویت‌های دولت قرار داشته باشد.

برخی تحلیلگران معتقدند فاصله میان ترامپ و نتانیاهو افزایش یافته است. آیا این گزاره درستی است؟ با توجه به نقش اسرائیل در تحولات اخیر، ارزیابی شما از این اختلاف و فرصت‌های پیش‌رو برای ایران چیست؟
ترامپ جنگ را بر اساس سناریویی که نتانیاهو برای او طراحی کرده بود، آغاز کرد، اما در ادامه مشخص شد تصویری که نتانیاهو ارائه کرده بود، با واقعیات تطابق کامل نداشته است. مردم ایران برای حفظ تمامیت ارضی کشور خود حاضرند برخی کمبودها و دشواری‌ها را بپذیرند، اما بر حفظ وحدت و تمامیت ارضی کشور تأکید دارند و از نظام سیاسی حمایت می‌کنند.  همچنین اطلاعات نادرستی که نتانیاهو در جریان حضور ترامپ در آنکارا و اجلاس ناتو درباره تلاش ایران برای ترور رئیس‌جمهوری آمریکا ارائه کرد، نشان می‌دهد اسرائیل تلاش دارد با دور نگه داشتن خود از پیامدهای مستقیم این ماجرا، ترامپ را به انجام اقدامات بیشتر علیه ایران تحریک کند. 
حتی برخی اقدامات موسوم به «عملیات پرچم دروغین» در کشورهای دیگر نیز، از جمله ماجرایی که در کردستان برای دفتر بارزانی رخ داد، از نگاه من در همین چارچوب قابل ارزیابی است. مجموعه این تحولات نشان می‌دهد اسرائیل به دنبال آن است که دامنه جنگ علیه ایران گسترش پیدا کند. حمله اوکراین به یک کشتی تجاری ایران در دریای خزر نیز می‌تواند از این منظر به عنوان تلاشی برای گسترش حوزه درگیری به شمال ایران مورد توجه قرار گیرد.
در مجموع، رویکرد اسرائیل را می‌توان تحریک ترامپ برای انجام اقداماتی علیه ایران، بدون تحمل هزینه و پیامدهای مستقیم آن، ارزیابی کرد. البته از نظر راهبردی، آمریکا و اسرائیل در قبال ایران دیدگاه‌های مشترکی دارند و هر دو بر موضوعاتی مانند برچیدن برنامه هسته‌ای و موشکی ایران و تضعیف محور مقاومت تأکید دارند. با این حال، در روش‌های دستیابی به این اهداف اختلاف نظرهایی شکل گرفته است.
آمریکا به این نتیجه رسیده که اقداماتی که تحت تأثیر سیاست‌های نتانیاهو انجام داده، هزینه‌های سنگینی برای واشنگتن به همراه داشته است. این مسأله موجب شده آمریکا دریابد که پیروی از تحریکات نتانیاهو، جز افزایش هزینه‌های جنگ و کاهش محبوبیت ترامپ نتیجه دیگری ندارد. از آنجا که میزان محبوبیت برای ترامپ اهمیت زیادی دارد و با توجه به روند کاهشی آن، طبیعی است که تمایلی به انجام اقداماتی که شرایط را وخیم‌تر می‌کند نداشته باشد.
بهترین گام در شرایط کنونی این است که از طریق میانجی‌های مختلف، ترامپ به بازگشت به تفاهمنامه اسلام‌آباد و اجرای مفاد آن تشویق شود. این میانجی‌گری لزوماً نباید تنها از مسیر پاکستان انجام شود و کشورهایی مانند روسیه، عمان و برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز می‌توانند در این زمینه نقش‌آفرینی کنند. همچنین تسریع در اجرای تفاهم میان ایران و عمان درباره تنگه هرمز می‌تواند تا حدودی روند موجود را تسهیل و به رسیدن سریع‌تر به یک شرایط نسبی مثبت کمک کند.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و یک
 - شماره نه هزار و صد و یک - ۲۸ مرداد ۱۴۰۵