صحنه، روح نمایش
چرایی تألیف طراح و طراحی صحنه در تئاتر
غلامرضا (فرشاد) یاری
نویسنده و استاد دانشگاه
من سالها در فضای تئاتر، چه در مقام کارگردان و طراح صحنه و چه در جایگاه مدرس و پژوهشگر، با این واقعیت تلخ و در عین حال محرک روبهرو بودم که زبان فارسی، در مواجهه با تاریخ و تحول طراحی صحنه، از فقر منابع مستقل، جامع و پژوهشی رنج میبرد. در اکثر سرفصلهای آموزشی و منابعی که در اختیار دانشجویان هنر قرار میگیرد، طراحی صحنه اغلب در حاشیه است؛ گویی تنها ابزاری است تزئینی برای پر کردن فضای خالی صحنه یا ساختن دکوری که صرفاً محل رویداد نمایش باشد. این نگاه، نادیده گرفتن ظرفیتهای عظیم هنری است که در قرن بیستم، تئاتر را از یک هنر کلاممحور، به هنری «دیدار-محور» بدل کرد. همین خلأ بنیادین و فقدان متنی که بتواند پیوندی میان تاریخ تحول بصری در جهان و نیازهای اجرایی امروز ما ایجاد کند، یکی از مهمترین انگیزههای من برای تألیف کتاب «طراح و طراحی صحنه در تئاتر؛ معرفی طراحان صحنه جهان از ۱۸۶۵ تا ۲۰۲۱» بود. معتقدم طراحی صحنه هرگز به معنای «ساخت دکور» نیست. این رویکرد، تقلیل یکی از والاترین هنرهای تئاتر به نجاری صحنه است. طراحی صحنه، در نگاه من، زبان بصری نمایش و یکی از اصلیترین ارکان روایتگری در تئاتر است. وقتی از طراحی صحنه یا همان سونوگرافی سخن میگوییم، در واقع از «فضا» صحبت میکنیم؛ فضایی که قرار است تضادها، درگیریهای روانی و جهان ذهنی نمایشنامه را به کالبدی فیزیکی و ملموس بدل کند. به همین دلیل، تلاش کردم در این کتاب، فراتر از معرفی صرف طراحان صحنه برجسته جهان، سیر تاریخی تحول این هنر را نیز کالبدشکافی کنم. میخواستم تصویری روشن از روند شکلگیری و تکامل سنوگرافی در بیش از یکونیم قرن اخیر ارائه دهم؛ از دوران ناتورالیسم دقیقگرا که در آن صحنه، بازتولید موشکافانه واقعیت بود، تا انتزاعگرایی مدرن و پسامدرن که مرزهای میان صحنه و واقعیت را در هم میشکند و با «نور» و «حجم»، فضاهای انتزاعی ذهنی میسازد. این کتاب حاصل بیش از سه دهه تجربه حرفهای، تدریس دانشگاهی و پژوهش مستمر در حوزه هنرهای نمایشی است. از اوایل دهه ۱۳۷۰ که فعالیتهای اجرایی را آغاز کردم، همواره دغدغه «پیوند تئوری و اجرا» همراهم بوده است. تدریس در دانشگاههای مختلف کشور از جمله دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه کاشان، لاهیجان، صومعهسرا و رامسر، این فرصت را داد تا با نسلهای گوناگون دانشجویان تئاتر مواجه شوم. در این کلاسها و همچنین در کارگاههای تخصصی در استانهای مختلف، همیشه با این پرسش بنیادی مواجه بودم که: «چگونه میتوان ایده دراماتیک را به تصویر بدل کرد؟». دریافتم دانشجویان تئاتر ما اغلب در دام تقلید از فرمهای بصری رایج میافتند، بیآنکه بدانند هر خط، هر رنگ و هر حجم در صحنه، چه بار نشانهشناختیای را حمل میکند. این کتاب، پاسخ به همین پرسش بنیادین است و امیدوارم بتواند برای دانشجویان، استادان، پژوهشگران و کارگردانان جوان، منبعی آموزشی و پژوهشی باشد. تئاتر به مثابه هویت؛ از کمپانی فوژان تا آزمایشگاه تئاتر در کنار فعالیتهای دانشگاهی، برای من، نه یک فعالیت اجرایی ساده، که یک «آزمایشگاه تئاتر» بود. گروهی که در سالهای گذشته، در تولید آثار نمایشی، برگزاری کارگاههای آموزشی و ایجاد همکاریهای فرهنگی داخلی و بینالمللی نقش فعالی داشته، همواره در جستوجوی زبانی نو بوده است. ما کوشیدیم تئاتر را در بستری از گفتوگو پیش ببریم؛ گفتوگوی میان متن، بازیگر و طراحی. چراکه تئاتر محلی برای تمرین اندیشه است، نه صرفاً ویترینی برای نمایش. طی این سالها، من و گروه همرام با چالشهای بیشماری در تولید تئاتر خصوصی روبهرو بودیم، اما همین چالشها باعث شد خلاقیت ما در طراحی صحنه دوچندان شود و آموختیم چگونه با کمترین امکانات، بیشترین معنا را خلق کنیم؛ تجربه زیستهای که در لابهلای صفحات این کتاب نیز رسوخ کرده است. نمیخواستم کتابی بنویسم که تنها ترجمهای از متون غربی باشد؛ بلکه کوشیدم خوانش خود را از طراحی صحنه، با توجه به بستر فرهنگی و امکانات تئاتر ایران، پیوند بزنم. در حال حاضر، مشغول نگارش کتاب تخصصی دیگری با عنوان «نشانهشناسی؛ بنیاد کارگردانی در خلق میزانسن» هستم. این کتاب در دست تألیف، ادامه منطقی همان مسیر پژوهشی است که با طراحی صحنه آغاز کردم. اگر در کتاب پیشین (طراحی صحنه)، بر «مکان» تمرکز داشتم، در اثر (کتاب) جدید بر کارگردانی و عناصر کلیدی مرتبط به کارگردان در مسیر خلق میزانسن در خدمت موقعیت دراماتیک تمرکز بیشتری دارم. باور من این است که کارگردانی، فراتر از هدایت بازیگر، نظمبخشی به نشانههاست. در این کتاب، به بررسی دقیق مبانی نشانهشناسی در کارگردانی و نقش حیاتی آن در شکلگیری میزانسن میپردازم؛ اینکه چگونه هر حرکت، هر سکون و هر زاویه بدن، حامل معنایی است که تماشاگر در ناخودآگاه خود رمزگشایی میکند. معتقد هستم که جدایی نظریه از عمل، بزرگترین آسیب تئاتر دانشگاهی ماست. کارگردانی که تاریخ هنر و نشانهشناسی نداند، در دام تقلیدهای سطحی گرفتار میشود و پژوهشگری که صحنه را از نزدیک لمس نکرده باشد، در برج عاج تئوریهای انتزاعی باقی میماند. کتاب «طراح و طراحی صحنه در تئاتر»، تلاشی است برای اینکه طراحی صحنه را نه به عنوان عنصری فرعی، که بهعنوان بخشی جدی از اندیشه و روایت معرفی کنم. در تاریخ تئاتر جهان، طراحان صحنهای که تنها تکنسین بودند، به فراموشی سپرده شدند؛ اما آنانی که اندیشمند صحنه بودند، تاریخ را تغییر دادند. از آدولف آپیا و ادوار گوردون کری که با نور و فضا، تئاتر را از بند دکورهای نقاشیشده رئالیستی آزاد کردند، تا طراحان معاصر که با استفاده از تکنولوژیهای دیجیتال، فضای نمایش را دگرگون ساختهاند؛ همه و همه نشان میدهند طراحی صحنه، روح نمایش است. طراح صحنه، پیش از آنکه دکوراتور باشد، یک تحلیلگر دراماتیک است. اوست که باید پیش از کارگردان، ضرباهنگ حرکت بازیگر را در فضا ببیند و فضایی بسازد که در آن، کنش بازیگر به کمال برسد. نوشتن این سطور، برای من بازنگری مسیری است که از اوایل دهه ۷۰ آغاز شد؛ مسیری که در آن، هر نمایش، هر جلسه درس، و هر ساعت پژوهش در کتابخانه، تکهای از پازل بزرگتری بود که امروز در قالب این کتابها به ثمر نشسته است. معتقدم تئاتر هنر اکنون است؛ هنری که در لحظه خلق میشود و در لحظه از بین میرود. اما آنچه باقی میماند، دانش و تجربهای است که به نسلهای بعد منتقل میشود. امیدوارم کتاب «طراح و طراحی صحنه در تئاتر»، سهم کوچک من در اعتلای این هنر کهن و پرشور در سرزمینمان
باشد.


