محاکمه پسر جوان در پرونده مرگ مشکوک زن عمو

گروه حوادث/ کامران علمدهی: پسر جوانی که به اتهام قتل زن‌عمویش پای میز محاکمه ایستاده بود با انکار این اتهام مدعی شد او خودکشی کرده است.
به گزارش «ایران»، دو سال قبل پسر جوانی به نام خشایار، زنی را به بیمارستان منتقل کرد و گفت: «زن‌عمویم خودکشی کرده است.» پزشکان پس از معاینه این زن اعلام کردند که از فوت وی بیش از دو ساعت گذشته است. بنابراین موضوع به پلیس اعلام شد. خشایار در توضیح ماجرا گفت: «در محل کارم بودم که پیامکی از زن‌عمویم دریافت کردم که نوشته بود از زندگی خسته شده‌ام و می‌خواهم خودکشی کنم. بلافاصله خودم را به خانه عمویم رساندم و زن‌عمویم را داخل یکی از کمدها حلق‌آویزشده پیدا کردم و او را به بیمارستان رساندم.»
پس از اظهارات وی، عمویش شکایتی را علیه او ثبت کرد و گفت: «چرا همسرم باید به او خبر می‌داد که قصد خودکشی دارد، من اطمینان دارم برادرزاده‌ام موضوعی را مخفی کرده است.»
به این ترتیب خشایار بازداشت شد و تحت بازجویی قرار گرفت اما منکر هرگونه موضوع پنهانی شد، با این حال تحقیقات پلیس نشان داد که از مدت‌ها قبل میان او و زن‌عمویش تماس‌های تلفنی زیادی وجود داشته است. با تکمیل تحقیقات برای خشایار به اتهام ارتباط نامشروع و قتل عمدی پرونده تشکیل شد و یک پرونده به دادگاه کیفری دو استان تهران فرستاده شد و قضات خشایار را به شلاق محکوم کردند و حکم نیز اجرا شد. برای اتهام مباشرت در قتل عمدی نیز پرونده برای رسیدگی به شعبه 13 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
 
در دادگاه چه گذشت؟
در ابتدای جلسه پدر و مادر مقتول به عنوان اولیای‌دم خواستار قصاص متهم شدند. مادر مقتول به قضات گفت: «دخترم 4 میلیارد تومان پول در حسابش بود و خشایار به قصد تصاحب آن پول دست به جنایت زده است.»
پس از آن متهم به جایگاه رفت و گفت: «من هیچ‌کدام از اتهاماتم را قبول ندارم. با اینکه شلاق هم خوردم اما من هیچ ارتباط نامشروعی با زن‌عمویم نداشتم.»
قاضی از متهم پرسید: «اگر ارتباطی نداشتی چرا تماس‌های تلفنی مکرری با او برقرار کرده بودی؟»
متهم جواب داد: «من در یک مغازه به عنوان پیک کار می‌کردم. از آنجا که زن‌عمویم خیاط بود من وسایلی را که نیاز داشت تهیه می‌کردم و برایش می‌بردم، در واقع ارتباط ما کاری بود.»
قاضی سؤال کرد: «چطور کلید خانه عمویت را داشتی؟»
متهم گفت: «زن‌عمویم داده بود تا وقتی پارچه یا وسایلی را که خریده بودم آوردم و او در خانه نبود آن را در اتاقش بگذارم.»
قاضی پرسید: «چرا او باید به شما پیامک بدهد که می‌خواهد خودکشی کند؟»
متهم توضیح داد: «نمی‌دانم، شاید چون باهم ارتباط کاری داشتیم به من گفته بود. البته زن‌عمویم مدتی بود که به سرطان مبتلا شده و احساس ناامیدی می‌کرد. وقتی آن روز وارد خانه شدم چند دقیقه به دنبالش گشتم تا اینکه او را حلق‌آویزشده داخل کمددیواری پیدا کردم.»
قاضی گفت: «فاصله سقف کمددیواری تا زمین 180 سانتی‌متر تا 2 متر است، اگر کسی قصد خودکشی داشته باشد داخل کمددیواری این کار را نمی‌کند.»
اما متهم به تشریح حالتی پرداخت که زن‌عمویش را در کمد پیدا کرده بود. در ادامه نیز با پایان اظهارات متهم، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.
صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و نود و نه
 - شماره نه هزار و نود و نه - ۲۶ مرداد ۱۴۰۵