واکاوی کاهش آمار ازدواج
امید به آینده کلید قفل ازدواج است
رشد تجرد قطعی در کنار کاهش نرخ باروری، ایران را به سمت یکگذار اجتماعی بیبازگشت سوق داده است. بسیاری این پدیده را صرفاً به تغییرات فرهنگی یا دگرگونی در نگرش جوانان نسبت میدهند. اما علی نوری، جامعهشناس مسائل خانواده و آموزش، نگاهی متفاوت به این چالش دارد. او اگرچه تغییرات فرهنگی را بیتأثیر نمیداند، اما عامل اقتصادی را موتور اصلی این کاهش عنوان میکند.
نوری برای اثبات ادعای خود به یک برهه تاریخی اشاره میکند و توضیح میدهد: «در مقطع زمانی امضای توافقنامه برجام، با وجود اینکه تغییرات زیربنایی آنی در اقتصاد رخ نداده بود، اما به دلیل افزایش امید به آینده، آمار ازدواج به شکل محسوسی رشد کرد. این اتفاق نشان میدهد که امیدواری نسبت به بهبود شرایط، حتی از خود ثروت لحظهای، برای تصمیم به ازدواج حیاتیتر است.»
او استدلال میکند که جوانان برای شروع زندگی مشترک، وضعیت خود را با وضعیت خانه پدری مقایسه میکنند. نوری دراینباره میگوید: «جوانان تمایل دارند زندگی خود را در سطحی آغاز کنند که فکر کنند وضعیت بهتری نسبت به خانه پدری دارند. اگر جوانی در منزل پدری در یک خانه دوخوابه زندگی میکند، شروع زندگی در یک سوئیت کوچک، انگیزهای برای او باقی نمیگذارد و ترجیح میدهد ازدواج را به تأخیر بیندازد.»
این پژوهشگر جامعهشناسی معتقد است که مسأله اصلی، فقر مطلق نیست، بلکه درک وضعیت نسبی است. او درباره اینکه چرا در جوامع بهمراتب محرومتر، نرخ ازدواج بالاست، توضیح میدهد: «در آن جوامع، جوانان خود را با وضعیت جامعه خود و والدینشان مقایسه میکنند. بنابراین، وقتی جوان ایرانی تصور کند که وضعیت معیشتیاش پس از ازدواج نسبت به خانه پدری افول خواهد کرد، تصمیمگیری برای ازدواج بهشدت دشوار میشود.»
نوری با اشاره به تفاوت میزان ازدواج در استانهای مختلف میگوید: «در این زمینه قطعاً عوامل متعددی اثرگذار است؛ از جمله فرهنگ هر استان، مذهب، شرایط اقتصادی و ویژگیهای اجتماعی و جمعیتی آن منطقه. بهطور مثال، هرچه استانها به تهران نزدیکتر میشوند، معمولاً تحتتأثیر فرهنگ کلانشهری قرار میگیرند و این موضوع میتواند بر کاهش فرزندآوری و همچنین تغییر الگوی ازدواج اثر بگذارد. در مقابل، در برخی استانهای دورتر یا مناطق کمتر برخوردار، به دلیل تداوم بیشتر فرهنگ سنتی، سن ازدواج پایینتر است و میزان ازدواج هم بیشتر دیده میشود؛ مانند برخی استانها از جمله سیستان و بلوچستان و بوشهر.»
بحران جمعیت
از پیامدهای کوچک شدن خانوادهها
نوری با اشاره به پیوند ناگسستنی میان ازدواج و فرزندآوری در رفتار فرهنگی ایران، نسبت به پیامدهای افزایش سن ازدواج هشدار میدهد و میگوید: «هرچه تعداد ازدواجهای رسمی کاهش یابد، بحران جمعیت بغرنجتر میشود. با روند فعلی کاهش ازدواج، این آمار در سالهای آتی حتی شاید کمتر هم شود.» این جامعهشناس با ارائه آماری میگوید: «در سال ۱۴۰۴ شاهد کمتر از ۹۰۰ هزار تولد بودهایم، در حالی که این رقم نسبت به ۳۰ سال گذشته، به یکسوم کاهش یافته است؛ یعنی از حدود ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار موالید در سال، به زیر یک میلیون رسیدهایم.»
نوری در تشریح تبعات این وضعیت، از دو منظر اقتصادی و اجتماعی نگاه میکند و توضیح میدهد: «کاهش جمعیت، شور و نشاط را از جامعه میگیرد و با کاهش نیروی کار فعال، چرخهای تولید اقتصادی را با چالش جدی مواجه میکند.»
او به تغییر ساختار خانواده اشاره میکند و میگوید: «میانگین بعد خانوار در ایران که در دهه شصت بالای ۶ نفر بود، اکنون به حدود ۳.۲ رسیده است؛ این یعنی کوچک شدن بیش از حد هسته خانواده.»
این پژوهشگر خانواده توضیح میدهد: «کوچک شدن بعد خانوار، فقط یک عدد نیست، این اتفاق به این معناست که فرزندان نسل آینده از حیث روابط اجتماعی و شبکههای حمایت فامیلی، دچار انزوا خواهند شد. فقدان پیوندهایی مثل خاله، عمه، دایی و عمو، نه تنها ساختار روابط عاطفی را تغییر میدهد، بلکه سرمایههای اجتماعی خانوادهمحور را در آیندهای نزدیک بشدت تحلیل
خواهد برد.»
نوری درباره اقدامات دولت برای افزایش اعتماد جوانان به آینده اقتصادی میگوید: «مشوقهای دولت برای ازدواج باید کافی و بهطور مشخص متناسب با جامعه هدف در نظر گرفته شود. جامعه هدف، جوانانی هستند که شغل دارند و برای تأمین مسکن و فراهمکردن حداقل امکانات زندگی آماده هستند. افزایش مبلغ وام ازدواج میتواند بهعنوان یک راهکار کوتاهمدت عمل کند، اما راهحل اصلی برای آنها نیست. راهکار اساسی، فراهمکردن زمینه اشتغال، تسهیل راهاندازی کسبوکار، مقابله با تورم و تدوین برنامهای بلندمدت برای حمایت اقتصادی از ازدواج جوانان است. از سوی دیگر، باید به فضای فرهنگی و آموزشی هم توجه شود؛ یعنی آموزشهای لازم باید بهصورت برنامهریزیشده و صحیح ارائه شود تا جوانان، پیش از رسیدن به سن ازدواج، برای تشکیل زندگی آماده باشند. نظام آموزشی، بویژه در دورههای ابتدایی و متوسطه، باید علاوه بر انتقال محفوظات و اطلاعات، کارکرد تربیتی خود را هم ایفا کند و مهارتهای زندگی و مهارت خوب زندگیکردن را به دانشآموزان آموزش بدهد.»


