روایت رئیس شرکت ملی پست از روزهای سخت جنگ و تابآوری در گفتوگو با «ایران»:
وقتی پستچی، پیامآور امید شد
مینا حسینی
جنگ که شروع میشود، شهر رنگ دیگری میگیرد؛ خیابانها، خانهها، کسبوکارها و حتی معنای خدمت عوض میشود اما در همان روزهایی که بسیاری در جستوجوی راهی برای بازگشت به امنیت و آرامشاند، برخی همچنان باید در مسیر بمانند؛ در دل همان خیابانها، میان اضطراب و نگرانی مردم، نامهها و مرسولهها را به مقصد برسانند. برای شرکت ملی پست، جنگ آزمونی سخت برای ادامه خدمت بود؛ آزمونی که در آن نام سه نفر از کارکنانش در زمره شهدای خدمت این مجموعه ماندگار شد.
محمد احمدی، رئیس شرکت ملی پست وقتی از جنگ سخن میگوید، پیش از هر چیز تأکید میکند که «جنگ اصلاً خوب نیست»؛ اما معتقد است همین شرایط سخت، فرصتی ایجاد کرد تا ظرفیتهایی از شبکه پست که در روزهای عادی کمتر دیده میشوند، در میدان عمل خود را نشان دهند.
اما جنگ برگ دیگری از خدمترسانی را برای این شرکت رقم زد. درواقع در شرایط جنگ، این شجاعت، همدلی و ایستادگی بود که در کنار صداقت و سختکوشی کارکنان، نمود داشت.
2.1همت، عدم النفع پست در شرایط جنگی
رئیس شرکت ملی پست با اشاره به ماهیت شبکه پستی اظهار میکند:« پست در حقیقت یک «شریان نامریی ارتباطات» است چراکه مردم سالهاست با آن زندگی کردهاند و در شرایط مختلف، از کرونا گرفته تا گرما، سرما، بارندگی و آلودگی هوا، در محل کار حاضر بودهاند و خدمترسانی را متوقف نکردهاند و در شرایط جنگ نیز همین روند ادامه پیدا کرد.»احمدی با اشاره به تأثیر قطعی اینترنت و جنگ بر فعالیتهای اقتصادی شرکت ملی پست میگوید: «در سال گذشته حدود ۵۰ روز قطعی اینترنت وجود داشت که این موضوع به صورت مستقیم بر فعالیت کسبوکارها و در نتیجه، بر درآمد پست اثر گذاشت. برآورد شرکت ملی پست این است که به دلیل قطعی اینترنت و جنگ، حدود ۲.۱ همت نسبت به درآمدی که باید محقق میشد، عدمالنفع داشتهایم. ما در این شرایط نهتنها از پا درنیامدیم، بلکه امروز موفقتر و قویتر از گذشته درحال فعالیت هستیم.»
۱۵.۵ میلیون خدمت در روزهای جنگ
رئیس شرکت ملی پست یکی دیگر از آثار حضور کارکنان پست در روزهای جنگ را ایجاد حس امید در جامعه میداند و میگوید: «برخی مردم تصور نمیکردند در شرایط بحرانی جنگ، پستچی در خانه آنها را بزند، اما حضور پستچیها و حرکت خودروهای پست در شهرها، به نوعی روح امیدواری را به جامعه منتقل میکرد.» او با اشاره به اینکه حدود ۱۵.۵ میلیون فقره خدمت در دوران جنگ در شرکت ملی پست انجام شد، ادامه میدهد که این شرکت برای حمایت از کسب و کارهای کوچک هم در دوران جنگ برنامههایی داشت و حتی برای کمک به شرکتهای رقیب و اپراتورهای پستی خصوصی و حل مشکلات احتمالی آنها نیز گام برداشت تا کار مردم بر زمین نماند.همین حضور فعالان کارکنان پست به کسبوکارهای کوچک نیز انگیزه داد تا فعالیت خود را از سر بگیرند. این مقام مسئول نقبی هم به میزان ترافیک مرسولات پستی میزند و میگوید: «در هفته اول جنگ، ترافیک مرسولات پستی ۹۰ درصد کاهش یافت، اما به تدریج و با حضور مؤثر کارکنان پست، این روند برگشت. احمدی البته تأکید میکند که درمجموع در دوره
39 روزه جنگ، پست حدود ۴۷ درصد کمتر از پیشبینیها به درآمدزایی رسید.» احمدی البته با اشاره به شرایط استانهای جنوبی کشور گفت: «حتی پس از آتشبس نیز مردم در برخی مناطق با مشکلات دستوپنجه نرم میکردند و کارکنان پست در استانها و جزایر جنوبی، در گرمای تابستان و زیر سایه تهدیدات، به کار خود ادامه دادند. موضوع جالب این است که در استانهایی مانند بوشهر، ترافیک مرسولات پستی حدود هشت درصد نسبت به قبل از جنگ افزایش یافت که این موضوع نشان میدهد هم شرکت ملی پست باعبور از بحرانهای متعدد تابآورتر شده و هم مردم به تدریج با شرایط جدید سازگار و به زندگی عادی بازگشتند.»
رئیس شرکت ملی پست همچنین اشارهای به تلاشها برای حل مشکلات مردم در طول جنگ دارد و میگوید: «در جریان جنگ، پس از توقف پروازها، حدود هزار و ۱۰۰ مرسوله برای ارسال به خارج از کشور وجود داشت که برخی از آنها هم فاسدشدنی بودند. برای حل این مشکل، طی تماس با فرستندگان این مرسولهها را به آنها برگرداندیم و این مشکل، مدیریت شد.» او یکی دیگر از خدمات مؤثر ارائه شده به مردم در دوران جنگ را سیستم بازتوزیع میداند که مشکلات مردم را تا حد زیادی حل کرد. این سرویس در شرایطی راه افتاد که به عنوان مثال بسیاری از مردم شهر تهران را ترک کرده بودند و درحالی منتظر دریافت مرسولههای خود بودند که در نشانی مشخص شده، حضور نداشتند. این سیستم درواقع با گرفتن نشانی جدید از مشتری، مرسوله را به نشانی جدید میفرستاد. برای راحتی بیشتر کاربران، این سرویس در قالب دستیار پستی من ارائه شد و این خدمت همچنان ادامه دارد. رئیس شرکت ملی پست ایران تأکید میکند که برای کمک به کسب و کارهای کوچک تهران، سرویس جمعآوری از مبدأ فعال شد. این کسب و کارها در صورت داشتن مرسوله، طی تماس با شماره 193، پست به آنها مراجعه میکرد تا مرسولهها را تحویل بگیرد. درحالی که عملکرد این سامانه در روزهای معمولی حدود 95درصد بود در شرایط جنگ با ظرفیت 100درصدی عمل کرد و همکاران دورکار دائم مشغول پاسخگویی به مشتریان بودند.
از بحران تا بازتعریف تابآوری
رئیس شرکت ملی پست با اشاره به تابآوری بالای پست برای ارائه خدمات به مردم در دوران جنگ، این مقاومت را نتیجه اندیشیده شدن تمهیداتی مشخص قبل از جنگ میداند و میگوید: «پس از جنگ ۱۲ روزه، سند پایداری کسبوکار تهیه شد که در آن دستورالعملهایی برای تأمین آب، برق، سوخت و حفظ پایداری شبکه پیشبینی شده است به همین دلیل هم برای موضوعی همچون بنزین حتی در بازه کوتاهی که به دلیل هدف قرار گرفتن پتروشیمیها مشکلاتی ایجاد شده بود، ما هیچ چالشی نداشتیم. به گفته احمدی، در روزهای جنگ هم بیش از 8 جلسه کمیته بحران برگزار شد تا همه موارد مورد بررسی قرار بگیرد.»
او همچنین نگاهی هم به موضوع قطعی اینترنت دارد و دراین باره اظهار میکند:« خوشبختانه زیرساخت شبکه ما چندین سال است که کاملاً مستقل است. به همین دلیل هم اینترانت داخلی پایدار داریم و حتی همکاران پستچی ما هم ازطریق سیمکارتهای APN به شبکهای مستقل متصل هستند و میتوانند خدمات مناسب به مردم ارائه دهند حتی اگر شرایط، بحرانی و جنگی باشد.»
کاهش ۶۰ درصدی فروش کسبوکارهای مجازی
رئیس شرکت ملی پست ایران البته قطعی اینترنت را بر وضعیت کسب و کارها بیتأثیر نمیداند و میگوید: «تجارت الکترونیک در سالهای اخیر به بخش مهمی از زندگی مردم تبدیل شده و قطعی اینترنت قطعاً تأثیر مستقیمی بر این حوزه دارد.»
احمدی درباره تأثیر جنگ و قطعی اینترنت بر کسبوکارهای اینترنتی گفت: «شاید نتوان آمار دقیقی در این زمینه ارائه کرد چراکه برخی کسب و کارها فروش خود را بر پلتفرمهای خارجی یا داخلی انجام میدهند اما فرآیند ثبت مرسولات نظام مند نیست. به گفته او، درحال حاضر درمجموع در پست 3حوزه تجارت الکترونیک وجود دارد. حوزه اول، شرکتهای بزرگ است که پست با آنها قرارداد دارد. دومین حوزه سامانه E-bazar و گیت وی خود پست یعنی فروشگاههای مربوط به پست و همچنین شرکتهای واسط است. گروه سوم نیز کسب و کارهایی هستند که روی شبکههای اجتماعی داخلی و خارجی فروش دارند و پس از آماده کردن مرسوله پستی، آن را تحویل پست میدهند.» او ادامه میدهد:« در دو گروه اول به راحتی میتوانیم برآوردی از وضعیت فروش آنها در دوران جنگ داشته باشیم ولی در گروه سوم اطلاعاتی نداریم. با این حال برآورد ما این است که کسب و کارها حدود 60درصد کاهش فروش داشتهاند.»
احمدی معتقد است:« بخشی از کاهش فروش کسب و کارها مستقیماً به قطعی اینترنت و بخشی هم به فضای اقتصادی کشور و عدم قطعیت برمی گردد چراکه محصولات این شرکتها غالباً نیاز ضروری مردم نیست به همین دلیل هم برخی از کسب و کارها فروش را متوقف کردند که مجموعه این موارد، بر تجارت الکترونیک در دوران جنگ تأثیرگذار بود.»
روایت رئیس شرکت ملی پست از روزهای جنگ، در نهایت روایت یک سازمان صرفاً خدماتی نیست؛ روایت شبکهای است که در روزهای آرام، شاید کمتر دیده شود، اما وقتی بحران از راه میرسد، اهمیت حضورش آشکارتر میشود؛ شبکهای که در میان افت ۹۰ درصدی ترافیک مرسولات، قطعی اینترنت، آسیب به دفاتر و از دست دادن سه همکار، همچنان ایستاد.
«صدای موتور پستچی که میآید، درد ما کمتر میشود»
در میان این روایتها یکی از خاطرات احمدی از همه انسانیتر است؛ خاطرهای درباره کودکانی که یک بسته پستی میتواند برای آنها به معنای زندگی باشد.
احمدی با اشاره به همکاری شرکت ملی پست با خانه «ایبی»(بیماران پروانه ای) گفت: «این مجموعه برای هزار و ۲۱ کودک مبتلا به بیماری ایبی در سراسر کشور، بستههای درمانی ارسال میکند و در شرایط جنگ رساندن این بستهها برای آنها به یک دغدغه تبدیل شده بود.»
یک جمله گلپایگانی، مؤسس خانه «ایبی»، احمدی را بسیار تحت تأثیر قرار داد. به گفته گلپایگانی، شنیدن صدای موتور پستچی، برای کودکان «ای بی» به منزله خداحافظی با درد و سوزش بدن است و این صدا درواقع مرهمی بر زخم آنان و کاهش دردشان است. همین موضوع باعث شده حالا دیگر پست به مسئولیت اجتماعی به صورت جدیتر نگاه کند و در مواردی مانند تأمین شیر خشک و.. هم ورود کند.
برش
سه نام که در میان مرسولهها ماندگار شد
اما پشت این روایت از تابآوری، یک حقیقت تلخ نیز وجود دارد؛ شرکت ملی پست در جریان جنگ، سه نفر از همکاران خود را در حین خدمت از دست داد.
احمدی با اشاره به شهادت سه نفر از کارکنان پست میگوید: «حمید میرزایی میانرود در تهران، حامد سعیدی در دیواندره کردستان و مهدی موسیپور در آذرشهر آذربایجان شرقی، در جریان خدمت به شهادت رسیدند.»
وی درباره شهادت موسیپور گفت: «او برای برداشتن کارت سوخت یکی از مشتریان به اداره بازگشته بود که ساختمان پست مورد اصابت قرار گرفت و او در همان حادثه به شهادت رسید.» روایت حامد سعیدی نیز روایتی است که حتی گذشت زمان هم نمیتواند تلخی آن را کمرنگ کند.خانواده این شهید یک ساعت قدیمی «سیکو ۵» از او داشتند که پس از اصابت موشک شکسته بود. برگه آخرین کاری که برای او ثبت شده، ساعت ۱۰ و ۱۶ دقیقه را نشان میداد، در حالی که ساعت شکسته او روی ۱۰ و ۲۱ دقیقه متوقف شده بود.پنج دقیقه؛ فقط پنج دقیقه فاصله میان آخرین ثبت خدمت و توقف عقربههای ساعتی که برای خانوادهاش، دیگر تنها یک ساعت نبود؛ نشانی از آخرین لحظات مردی بود که در حال انجام وظیفه، جان خود را از دست داد.


