نگاهی به مدیریت تولید، انتقال و ذخیرهسازی گاز و رکورد مصرف ۷۳۷ میلیون مترمکعبی که شکسته شد
عبور گاز از زمستان جنگی
جنگ، پیش از آنکه در آسمان و میدانهای درگیری دیده شود، در شبکههای زیرساختی خود را نشان میدهد؛ در خطوطی که انرژی را از جنوب به مرکز و شمال کشور میرسانند، در ایستگاههایی که فشار گاز را تنظیم میکنند، در مخازنی که باید برای روز مبادا پر باشند و در نیروگاههایی که نباید حتی در اوج بحران، از تأمین سوخت بازبمانند.
عملکرد صنعت گاز در سال ۱۴۰۴ و بویژه در مقاطع جنگی، در چنین بستری قابل ارزیابی است. کشور همزمان با تجربه دو دوره جنگی ۱۲روزه و ۴۰روزه رمضان، با فصل سرد، رشد مصرف و ناترازی تاریخی انرژی نیز مواجه بود. در این شرایط، موضوع فقط افزایش تولید گاز نبود؛ مسأله اصلی، رساندن پایدار انرژی از سرچاه و پالایشگاه تا خانهها، صنایع، نیروگاهها و جایگاههای سوخت بود؛ آن هم در شرایطی که بخشی از تأسیسات انرژی هدف قرار گرفت و محدودیتهای عملیاتی و امنیتی افزایش یافت.
تصویر کلی از عملکرد شرکت ملی گاز ایران نشان میدهد که شبکه، با وجود فشارهای کمسابقه، توانست مسیر خدمترسانی را حفظ کند. رکورد مصرف گاز خانگی و تجاری در زمستان ۱۴۰۴ به ۷۳۷ میلیون مترمکعب در روز رسید، اما در همین دوره، قطعی گزارششدهای در بخش خانگی وجود نداشت. پشت این یک گزاره کوتاه، مجموعه بزرگی از عملیات در میدانهای گازی، پالایشگاهها، خطوط انتقال، ایستگاههای تقویت فشار، مراکز دیسپچینگ، مخازن ذخیرهسازی و همچنین شبکه تأمین سوخت نیروگاهها قرار دارد.
این گزارش، روایت این زنجیره است؛ زنجیرهای که در سختترین روزهای سال، نباید قطع میشد.
وقتی مصرف به ۷۳۷ میلیون مترمکعب رسید
زمستان ۱۴۰۴ برای شبکه گاز کشور، تنها یک فصل سرد نبود؛ فصل آزمون ظرفیت و تابآوری بود. با افت دما در نقاط مختلف کشور، مصرف گاز در بخش خانگی و تجاری بالا رفت و در اوج خود به ۷۳۷ میلیون مترمکعب در روز رسید؛ عددی که نشان میدهد بخش عمدهای از گاز تولیدی کشور در روزهای سرد، مستقیماً در اختیار خانوارها و کسبوکارهای کوچک قرار گرفته است.
در چنین وضعیتی، هر اختلالی در تولید، انتقال یا توزیع میتوانست به سرعت در زندگی مردم نمایان شود. اما آمار ثبتشده از زمستان ۱۴۰۴، از صفر بودن موارد گزارششده قطعی گاز خانگی حکایت دارد. این موضوع به معنای نبود فشار بر شبکه نیست؛ بلکه نشان میدهد صنعت گاز توانسته فشار واردشده را با مدیریت لحظهای شبکه، اولویتبندی مصرف، آمادهسازی تأسیسات و تقویت پشتیبانهای انرژی کنترل کند.
اهمیت این عملکرد زمانی بیشتر روشن میشود که همزمانی چند بحران را در نظر بگیریم: افزایش مصرف خانگی، ضرورت تأمین پایدار گاز برای بخشهای حیاتی، نیاز نیروگاهها به سوخت برای حفظ برق کشور و شرایطی که جنگ و تهدید علیه زیرساختها، ضریب ریسک عملیات را بالا برده بود.
در واقع، آنچه در خانهها به شکل روشن ماندن بخاری و جریان داشتن گاز دیده شد، محصول یک عملیات گسترده و شبانهروزی در سراسر زنجیره انرژی بود.
رکوردهایی برای عبور از پیک
تکیهگاه اصلی شبکه گاز کشور همچنان میدان مشترک پارس جنوبی است؛ میدانی که هر افزایش یا کاهش در تولید آن، میتواند بر تراز انرژی کشور اثر مستقیم بگذارد. در سال ۱۴۰۴، برداشت روزانه گاز از پارس جنوبی به رکورد ۷۳۰ میلیون مترمکعب در روز رسید. این رکورد فقط یک دستاورد تولیدی نیست. در دورهای که مصرف داخلی در اوج قرار داشت و حفظ پایداری انرژی به دغدغه اصلی تبدیل شده بود، افزایش برداشت از این میدان مشترک نقش مهمی در پاسخگویی به نیاز کشور ایفا کرد. بخش بزرگی از گاز تولیدی پس از فرآورش در پالایشگاههای جنوب، باید وارد مسیر انتقال میشد؛ مسیری بلند و پیچیده که از جنوب کشور تا نقاط مختلف ایران امتداد دارد. در روزهای اوج مصرف، میزان ورود گاز شیرین به شبکه سراسری از ۸۸۶ میلیون مترمکعب در روز فراتر رفت. این عدد، ظرفیت عملیاتی بالای زنجیره تولید و انتقال را نشان میدهد. گاز شیرین، پس از فرآورش، باید با فشار و کیفیت مناسب وارد خطوط شود تا بتواند مسیر صدها و گاه هزاران کیلومتری را تا مراکز مصرف طی کند.
در شرایط جنگی، حفاظت از این جریان تنها به حفاظت فیزیکی از تأسیسات محدود نمیشود. پایداری شبکه به معنای آماده بودن تجهیزات، سرعت عمل در رفع اشکال، مدیریت فشار در خطوط و داشتن سناریوهای جایگزین برای شرایط اضطراری است. از این منظر، رکورد ورود گاز شیرین به شبکه را باید یکی از نشانههای آمادگی عملیاتی صنعت گاز در سال ۱۴۰۴ دانست.
ستون فقرات تامین انرژی
شبکه انتقال گاز، ستون فقرات تأمین انرژی کشور است. اگر تولید گاز را قلب زنجیره بدانیم، خطوط انتقال رگهایی هستند که این انرژی را به سراسر کشور میرسانند. در دورهای که کشور با افزایش مصرف و شرایط ویژه جنگی مواجه بود، توسعه و نگهداری این شبکه اهمیتی دوچندان یافت.
بر اساس آمار عملکرد سال گذشته، ۷۲۴ کیلومتر خط لوله جدید وارد مدار شد. اضافه شدن این میزان خط لوله، فقط توسعه جغرافیایی شبکه نیست؛ بلکه به معنای افزایش انعطافپذیری برای انتقال گاز، تقویت برخی مسیرهای حساس و کاهش احتمال ایجاد گلوگاه در زمان اوج مصرف است.
در کنار توسعه خطوط، بیش از ۱۱۰۰ نقطه حساس شبکه انتقال گاز تحت عملیات بهسازی قرار گرفت. این نقاط میتوانند شامل بخشهایی از مسیر، تأسیسات، ایستگاهها و اجزایی باشند که از نظر فنی یا عملیاتی نیازمند ارتقا و مراقبت ویژهاند. چنین اقداماتی شاید در روزهای عادی کمتر دیده شود، اما در روزهای بحران، تفاوت میان پایداری و اختلال را رقم میزند.
عملیات نشتیابی نیز در ۳۹ هزار کیلومتر از خطوط انتقال انجام شد؛ عددی که از گستردگی مراقبت از شبکه حکایت دارد. نشتیابی، اقدامی پیشگیرانه است؛ یعنی پیش از آنکه یک نقص کوچک به افت فشار، توقف انتقال یا خطر ایمنی تبدیل شود، باید شناسایی و رفع شود. در کشوری با شبکه گسترده انتقال گاز و در سالی با فشار عملیاتی بالا، این عملیات یکی از پایههای امنیت انرژی محسوب میشود.
همزمان، ۴۳ توربین نیز تعمیر اساسی شد. توربینها در ایستگاههای تقویت فشار نقشی کلیدی دارند، زیرا گاز در مسیر طولانی انتقال، برای ادامه حرکت به حفظ و تقویت فشار نیاز دارد. تعمیر اساسی این تجهیزات، بویژه پیش از فصل سرد و در شرایطی که امکان اختلال در تأسیسات اهمیت مضاعف پیدا میکند، بخشی از برنامه پیشگیرانه شرکت ملی گاز بود.
جنگ و ضرورت آمادهباش دائمی
تجربه جنگ نشان داد که زیرساخت انرژی باید با منطق «آمادهباش دائمی» اداره شود. در وضعیت عادی، تعمیرات، پایش و نگهداری برنامهریزیشدهاند؛ اما در شرایط تهدید، سرعت واکنش، توان جابهجایی منابع و داشتن مسیرهای پشتیبان اهمیت بیشتری پیدا میکند.
برخی پالایشگاههای گازی در پارس جنوبی در مقاطعی آسیب دیدند و تا ۲۳۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت فرآورش گاز طبیعی از مدار خارج شد. این رخداد، آزمونی جدی برای صنعت گاز بود؛ زیرا هر افت ظرفیت در این منطقه میتواند در زنجیره تأمین گاز کشور اثر بگذارد. با این حال، مدیریت تولید، بازآرایی عملیات، استفاده از ظرفیتهای موجود و کنترل دقیق شبکه انتقال کمک کرد تا آثار این آسیبها به اختلال فراگیر در مصرف خانگی تبدیل نشود. در چنین روزهایی، عملیات صنعت گاز فقط به تولید بیشتر محدود نبود. اولویتبندی مصرف، هماهنگی میان بخشهای تولید و انتقال، پایش برخط شرایط شبکه و اتخاذ تصمیمهای لحظهای برای حفظ فشار و تداوم جریان گاز، بخشی از مدیریت بحران به شمار میرفت.
شرکت ملی گاز ایران در این دوره، با اتکا به ظرفیت نیروی انسانی متخصص و تجربه سالهای گذشته، تلاش کرد شبکه را از وضعیت واکنشی خارج کند و با اقدامات پیشگیرانه، احتمال وقوع اختلال را کاهش دهد. تعمیرات اساسی توربینها، نشتیابی هزاران کیلومتر خط لوله و بهسازی نقاط حساس، همه پیش از آنکه آمار فنی باشند، نشانهای از همین رویکرد هستند.
ذخیره برای روزی که مصرف
اوج میگیرد
پایداری شبکه گاز تنها با اتکا به تولید روزانه حاصل نمیشود. در روزهای بسیار سرد، زمانی که مصرف خانگی ناگهان افزایش پیدا میکند یا بخشی از ظرفیت تولید و انتقال تحت فشار قرار میگیرد، ذخیرهسازی گاز به یکی از ابزارهای مهم مدیریت ناترازی تبدیل میشود. مخازن زیرزمینی سراجه و شوریجه در این میان نقشی راهبردی دارند. گاز در دورههای کممصرفتر به این مخازن تزریق و در روزهای اوج مصرف برداشت میشود. این سازوکار، مانند پشتوانهای برای شبکه عمل میکند؛ پشتوانهای که کمک میکند اختلاف میان تولید و مصرف در مقاطع حساس، به اختلال در خدمترسانی تبدیل نشود.
افزایش تزریق گاز به مخازن ذخیرهسازی و آمادهسازی برای برداشت در روزهای سرد، بخشی از برنامه صنعت گاز برای عبور از زمستان ۱۴۰۴ بود. اگرچه ذخیرهسازی به تنهایی پاسخگوی ناترازی نیست، اما در کنار افزایش تولید پارس جنوبی، توسعه خطوط انتقال و مدیریت مصرف، به شبکه امکان میدهد انعطاف بیشتری در برابر شوکهای ناگهانی داشته باشد.
نیروگاهها؛ ضلع دیگر پایداری گاز
نیروگاهها برای ادامه تولید برق، نیازمند سوخت جایگزین هستند؛ بویژه
نفتگاز. به همین دلیل، تقویت ذخایر سوخت مایع نیروگاهها به یکی از اقدامات مکمل و مهم دولت چهاردهم در مدیریت انرژی تبدیل شد. در ابتدای شهریور ۱۴۰۳، ذخیره نفتگاز نیروگاهها حدود یک میلیارد و ۸۱۰ میلیون لیتر بود. این ذخیره در آبان ۱۴۰۴ برای اولین بار از ۳ میلیارد و ۴۰۰ میلیون لیتر عبور کرد؛ سطحی که بیش از ۹۰ درصد ظرفیت مخازن نیروگاهی را پوشش میداد.
این افزایش ذخایر، در شرایط جنگی صرفاً یک اقدام فنی یا آماری نبود؛ بلکه نوعی ایجاد حاشیه امن برای برق کشور محسوب میشد. هرچه نیروگاهها ذخیره بیشتری در اختیار داشته باشند، در روزهایی که محدودیت گازرسانی به آنها افزایش مییابد، توان بیشتری برای ادامه تولید برق خواهند داشت.
مقایسه این ذخیره با رکوردهای پیشین نیز گویای تغییر مقیاس آمادگی است: ذخایر نفتگاز نیروگاهی در آبان ۱۴۰۴ نسبت به بیشینه ذخیره ثبتشده در سال ۱۴۰۳، ۸۶ درصد و نسبت به بالاترین رقم سال ۱۴۰۲، ۶ درصد بیشتر بود. پر بودن مخازن تنها بخشی از ماجراست؛ بخش دیگر، توان رساندن سوخت به نیروگاهها در روزهای اوج مصرف است. در دیماه ۱۴۰۴، متوسط تحویل روزانه نفتگاز به نیروگاهها به حدود ۵۸ میلیون لیتر رسید. این میزان نسبت به متوسط تحویل روزانه دیماه ۱۴۰۳ که ۵۴ میلیون لیتر بود، بیش از ۷ درصد افزایش داشت.
اما اهمیت این عدد در مقایسهای دیگر بیشتر نمایان میشود. بالاترین متوسط تحویل روزانه نفتگاز به نیروگاهها در دولت سیزدهم، ۴۲ میلیون لیتر در آذر ۱۴۰۱ بود. بنابراین، تحویل روزانه ۵۸ میلیون لیتر در دیماه ۱۴۰۴، حدود ۳۸ درصد بالاتر از آن رکورد است.
فشار بر شبکه سوخت در دهه سوم آذرماه نیز به اوج رسید؛ زمانی که مصرف روزانه نفتگاز نیروگاهی به ۱۱۲ میلیون لیتر رسید. تأمین چنین حجمی بدون برخورداری از ذخایر پیشینی و هماهنگی میان تولیـــــــد، حملونقل، انبارش و تحویل، ممکن نبود. اینجاست که پیوند صنعت گاز و صنعت پالایش و پخش آشکار میشود: گازرسانی پایدار به خانوارها، مستلزم آن است که نیروگاهها در مواقع لازم، سوخت جایگزین کافی در اختیار داشته باشند.
تقویت پشتوانه فرآورده
برای پشتیبانی از نیاز نیروگاهها، ظرفیت تولید فرآوردههای نفتی نیز باید تقویت میشد. در این راستا، خوراک نفت خام و میعانات گازی پالایشگاهها با ۴ درصد افزایش به حدود ۲ میلیون و ۳۷۰ هزار بشکه در روز رسید.
نتیجه این افزایش خوراک، در تولید نفتگاز نیز نمایان شد. تولید نفتگاز در ۱۶ ماه اول دولت چهاردهم، در مقایسه با ۱۶ ماه پایانی دولت سیزدهم، ۴ درصد، معادل حدود ۴ میلیون لیتر در روز افزایش یافت. این رشد شاید در نگاه اول محدود به نظر برسد، اما در مقیاس تأمین سوخت نیروگاهی و در روزهایی که مصرف به بیش از ۱۰۰ میلیون لیتر میرسد، هر میلیون لیتر تولید اضافه، بخشی از ریسک کمبود را پوشش میدهد.
برش
پایداری، محصول یک زنجیره هماهنگ
مرور شاخصهای عملکرد سال ۱۴۰۴ نشان میدهد پایداری شبکه گاز و انرژی کشور، محصول یک تصمیم یا یک اقدام منفرد نبود. رکورد ۷۳۰ میلیون مترمکعبی برداشت از پارس جنوبی، ورود بیش از ۸۸۶ میلیون مترمکعب گاز شیرین به شبکه، بهرهبرداری از ۷۲۴ کیلومتر خط جدید، بهسازی بیش از ۱۱۰۰ نقطه حساس، نشتیابی ۳۹ هزار کیلومتر خط انتقال و تعمیر اساسی ۴۳ توربین، اجزای یک نقشه بزرگتر برای حفظ جریان انرژی بودند. در سمت دیگر این زنجیره، عبور ذخیره نفتگاز نیروگاهها از مرز ۳.۴ میلیارد لیتر و رشد تحویل روزانه سوخت مایع به نیروگاهها، کمک کرد تا در زمان اولویت یافتن گازرسانی به بخش خانگی، تولید برق نیز متوقف نشود. این عملکرد البته به معنای پایان ناترازی یا رفع همه آسیبپذیریهای بخش انرژی نیست. مصرف بالای گاز در بخش خانگی، ضرورت توسعه ظرفیت ذخیرهسازی، نیاز به بهینهسازی مصرف و تداوم سرمایهگذاری در تولید و انتقال، همچنان از مسائل اصلی اقتصاد انرژی ایران است. اما تجربه زمستان و جنگ در سال ۱۴۰۴ نشان داد که با آمادگی پیشینی، هماهنگی میان دستگاهها و مدیریت دقیق شبکه، میتوان شدت اثر بحرانها بر زندگی روزمره مردم را کاهش داد. شاید مهمترین دستاورد این دوره در یک تصویر ساده خلاصه شود: در روزهایی که کشور زیر فشار جنگ، سرما و افزایش مصرف قرار داشت، گاز در خانهها جریان داشت، شبکه انتقال از حرکت نایستاد و نیروگاهها نیز با پشتوانه سوخت مایع به کار خود ادامه دادند. این همان معنای عملی تابآوری در صنعت گاز است.


