تأملی بر حضور «پیتر شومان» و گروه «نان و عروسک» در جشنواره تهران ـ مبارک

عروسک‌هایی که علیه فراموشی به صحنه آمدند


گاهی عروسک‌ها دیگر برای بازی کردن روی صحنه نمی‌آیند؛ می‌آیند تا سوگواری کنند، شهادت بدهند و چیزی را به یادمان بیاورند که جهان پرهیاهو می‌کوشد پرواز کودکان معصوم را به یک «عدد» تقلیل دهد. حضور پیتر شومان، بنیانگذار ۹۱ ساله گروه «نان و عروسک»، در بیست‌ویکمین جشنواره بین‌المللی نمایش عروسکی تهران ـ مبارک، از همین منظر اتفاقی فراتر از یک اجرای نمایشی است؛ مواجهه‌ای میان تئاتر و واقعیتی که دیگر نمی‌توان از کنار آن بی‌تفاوت گذشت. 
عروسک در ذهن ما معمولاً با کودکی، بازی و خیال گره خورده است؛ اما تاریخ تئاتر عروسکی نشان داده که این هنر می‌تواند از مرزهای سرگرمی عبور کند و به زبانی برای بیان اعتراض تبدیل شود. شومان از همان هنرمندانی است که عروسک را نه وسیله‌ای برای گریز از واقعیت، بلکه ابزاری برای مواجهه با آن می‌داند.
اجرای او در تهران، با یادکردن از قربانیان مدرسه شجره طیبه میناب و همچنین روزنامه‌نگاران کشته‌شده در غزه، بیش از هر چیز بر یک مفهوم مهم تأکید دارد: «حافظه».
جنگ فقط انسان‌ها و ساختمان‌ها را نابود نمی‌کند؛ حافظه را هم تهدید می‌کند. وقتی قربانیان به آمار تبدیل می‌شوند، اولین چیزی که از آنان گرفته می‌شود، فردیت و نام آنهاست. هنر می‌تواند در برابر این فراموشی بایستد؛ نام‌ها را دوباره صدا بزند، چهره‌ها را به یاد آورد و اجازه ندهد مرگ انسان‌ها در هیاهوی اخبار روزانه گم شود.
شومان با روشن کردن شمع برای قربانیان و همراه کردن نام آنها با موسیقی، در واقع آیینی نمایشی برای یادآوری خلق می‌کند. اینجا تئاتر نه در پی بازسازی میدان جنگ، بلکه در تلاش برای بازگرداندن «انسان» به متن جنگ است. مسأله دیگر فقط این نیست که چه کسی کشته شده؛ مسأله این است که چه انسانی از میان رفته و چه رؤیاها و امکان‌هایی همراه او دفن شده است.
اما پرسش دشوار همچنان باقی است: تئاتر در برابر خشونت چه می‌تواند بکند؟ یک عروسک نمی‌تواند جلوی جنگ را بگیرد و یک نمایش نمی‌تواند ماشین جنگ را متوقف کند. با این حال، هنر در میدان دیگری عمل می‌کند؛ میدان وجدان، حافظه و معنا. قدرت می‌تواند یک ساختمان را ویران کند، اما نمی‌تواند به‌سادگی خاطره آن ساختمان و آدم‌هایش را از ذهن جامعه پاک کند؛ اگر هنری وجود داشته باشد که آن خاطره را روایت کند. استعاره «شمشیرهای کاغذی» شومان نیز از همین‌جا اهمیت پیدا می‌کند. شاید ابزار هنرمند در برابر سازوکارهای عظیم قدرت، شکننده و ناکافی باشد، اما همین ابزار ظاهراً کوچک می‌تواند پرسشی ایجاد کند که از بسیاری از سلاح‌ها ماندگارتر است: «تا کجا می‌توان کشت و همچنان خود را مدافع انسانیت دانست؟»
شاید ارزش حضور شومان در جشنواره تهران ـ مبارک نیز در همین پرسش نهفته باشد. او یادآوری می‌کند که تئاتر عروسکی الزاماً تئاتر کودکان نیست؛ گاهی تئاتری است درباره جهانی که کودکان را قربانی می‌کند. عروسک‌ها این بار برای بازی نیامده‌اند؛ آمده‌اند تا نام مردگان را زنده نگه دارند و در برابر فراموشی، کوچک اما روشن بایستند. در جهانی که صدای بمب‌ها بلندتر از صدای انسان‌هاست، شاید همین شمع کوچک، همین عروسک خاموش و همین نام‌های تکرارشده، سهم تئاتر از مقاومت باشد.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و نود و چهار
 - شماره نه هزار و نود و چهار - ۱۸ مرداد ۱۴۰۵