گفتوگوی بی واسطه با ویرجینیا
سید حسام فروزان
مترجم کتاب در جستوجوی صدای زنان در ادبیات
از همان دوران تحصیل زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه، علاقه خاصی نسبت به ویرجینیا وولف پیدا کرده بودم. به نظرم شخصیت و آثار او با دیگر نویسندگان اوایل قرن بیستم متفاوت بود. این نویسنده انگار «آن» خاصی داشت. نوشتهها و رمانهای او را خوانده بودم و وقتی نشر عینک، مجموعه مقالات و جستارهای وولف را به من پیشنهاد کرد، احساس کردم با ترجمه مجموعه مقالات و جستارهایش میتوانم کاری کنم که خوانندگان فارسیزبان با جنبههای دیگری از شخصیت، ذهنیت و طرز فکر این نویسنده آشنا شوند.
به نظر من، اهمیت عاطفی کتاب «در جستوجوی صدای زنان در ادبیات» در این است که بیواسطه با ویرجینیا وولف به گفتوگو مینشینیم و بدین سبب، واسطه قصه و روایت از میان برداشته شده است. مهمترین ویژگی این کتاب این است که خواننده وارد کارگاه اندیشه نویسنده میشود؛ در نتیجه به این درک میرسد که چه تفکراتی در ویرجینیا وولف منجر به نوشتن کتاب «اتاقی از آن خود» یا آثار دیگرش شده است.
در این مقالات، ویرجینیایی را میبینیم که بیمحابا راجع به موضوعاتی از قبیل رمان، داستان، زنان نویسنده و حتی موقعیت اجتماعی و مشاغل زنان در آن روزگار نظریهپردازی میکند. در واقع با وجه روشنفکری وولف بیشتر آشنا میشویم و با او و آثارش بهتر ارتباط میگیریم.
تفاوت نگارش کلاسیک و مدرن
کتاب «در جستوجوی صدای زنان در ادبیات» ویژگیهای بسیاری دارد تا مخاطب امروز را به خود جذب کند. در وهله اول نام ویرجینیا وولف است که به هر حال باعث کنجکاوی اهالی ادبیات خواهد شد. بعد از آن فکر میکنم مجموعه جستارهای یک نویسنده مهم، میتواند انتخاب خوبی برای اهل کتاب باشد. مقوله «جستار» در سالهای اخیر در میان فارسیزبانان جایگاه ویژهای پیدا کرده و مجموعه جستارهای متنوع و خواندنی نیز به بازار آمده است.
در نهایت، کتاب «در جستوجوی صدای زنان در ادبیات» میتواند برای کتابخوانهای حرفهای و علاقهمندان جدی ادبیات بسیار مناسب باشد. قطعاً دانشجویان هنر و ادبیات نیز نکات خواندنی و کاربردی در این کتاب پیدا خواهند کرد. بهخصوص برای کسانی که رمانهای وولف را خواندهاند و آثارش را دوست دارند به نوعی این کتاب، تکمیلکننده مطالعات ادبی آنها خواهد بود.
در عین حال، نثر کتاب ساده و روان است و برای عموم خوانندگان میتواند انتخاب خوبی باشد. وولف بهطور مشخص در سه مقاله «نوشتار زنانه در داستان»، «زنان رماننویس» و «زنان و داستان» به مسأله نویسندگی زنان و نقش آنها در تاریخ ادبیات میپردازد.
او به ویژگیهای نوشتار زنانه اشاره میکند و تفاوت آن را با نوشتار مردانه میسنجد. وولف به «سافو»، شاعر روم باستان و جین آستن بهعنوان نمونه نویسندگان بزرگ زن اشاره میکند که جزئیات عالی را با حس عالی هنری ترکیب میکنند.
او نویسندگان زن را دارای قدرت «تحلیل موشکافانه» و نبوغ در تحلیلهای روانشناسی میداند.
در هر صورت، بیشتر مقالات این کتاب و نوشتههای ویرجینیا وولف برای من جذابیت داشت، اما جستار «داستان مدرن» به نظرم بسیار جالبتر بود؛ آنجایی که نویسنده به تفاوتهای سبک نگارش کلاسیک و مدرن میپردازد و از نویسندگان بزرگی مانند هنری فیلدینگ، توماس هاردی و جوزف کنراد نام میبرد.
استاد کلمات
هر ترجمهای چالشهای خاص خود را دارد. ویرجینیا وولف استاد کلمات است، برای همین برای من مهم بود که معنا و مفهوم واژگان او به بهترین شکل به فارسی منتقل شود. کلمات علاوه بر معنا، دارای بار تاریخی و اجتماعی هم هستند، پس باید در معادلیابی دقت فراوانی صورت گیرد. مثلاً اگر شما به جای «مقاله» بگذارید «جُستار»، سابقه و زمینه تاریخی متفاوتی را وارد متن نویسنده میکنید. مهمترین چالش من این بود که لحن و ریتم درونی جملات نویسنده بهدرستی و تمام و کمال در زبان مقصد بنشیند و منتقل شود. این کتاب در میان کارهای دیگرم، جایگاه خیلی ویژهای دارد، چون به نوعی، آغاز دوران تازهای برای من محسوب میشود.
من پیش از این، چندین کتاب در حوزههای ادبیات کودک و نوجوان، خودیاری و روانشناسی مثبتگرا به چاپ رساندهام، اما ترجمه ادبی همیشه علاقه اصلیام بوده است. با ویرجینیا وولف وارد عرصهای شدم که احساس میکنم بیش از همه به آن تعلق خاطر دارم.
به نظرم تأثیر ذهن، زبان و پیشینه مترجم در متنی که ترجمه میکند، ناخودآگاه است و تا جایی هم نمیتوان جلوی آن را گرفت.
اگر مترجم دیگری این متن را ترجمه میکرد، شاید انتخابهای دیگری داشت. من معمولاً تا حدودی که معنا و منظور نویسنده فدا نشود، سعی میکنم ترجمه با دستور و ساختار زبان فارسی همخوانی داشته باشد. از استادان بزرگ ترجمه فارسی این نکات را یاد گرفتهایم؛ ترجمهای خوب است که انگار خود نویسنده به زبان مقصد آن را نوشته باشد.
من معمولاً سعی میکنم سراغ کتابهایی بروم که نادیده گرفته شدهاند و جایشان خالی است. خیلی اهل گرایشهای روز یا ترجمه آثار پرفروش به قصد همراهی با جریانهای پرطرفدار دنیا نیستم. به نظرم بسیاری از آثار مهم و خواندنی ادبیات معاصر چه در حوزه داستان و چه نقد و نظریه ادبی هنوز ترجمه نشدهاند و خواننده فارسیزبان از داشتن آنها محروم است.
همین مجموعه مقالات ویرجینیا وولف وقتی به من پیشنهاد شد، تعجب کردم که چرا تا به حال ترجمه نشده بود؟! چون وولف، نویسنده مهم و تأثیرگذاری است و در میان خوانندگان فارسی نیز هوادار دارد.
اگر ناشران از ترجمههای تکراری کتابهای معروف دست بردارند و به سراغ کارهای کمتر دیده شده بروند، حرکت مثبتی خواهد بود.
خوشبختانه هنوز بعضی ناشران مثل نشر عینک هم هستند که دیدگاه فرهنگی دارند و از این آثار حمایت میکنند؛ امری که در شرایط بسیار سخت نشر و پخش کشورمان واقعاً ارزشمند است.

