آیینهدار آرمان مردم
بررسی پیوند شعر و مشروطه در گفتوگو با اسماعیل امینی
۱۲۰ سال از روزی که فرمان مشروطه امضا شد میگذرد، روزی که ایران وارد عصر تازهای از تاریخ خود شد. در پس این تحولات سیاسی، ادبیات و قلم شاعران مشروطه نقش مهمی در آگاهیبخشی به مردم و پیشرفت مشروطه داشت. آثار به جا مانده از آن دوران نشان میدهد چگونه کلمات و شعر، در شکلگیری انقلاب مشروطه اثرگذار بودهاند. مشروطه تنها یک تحول سیاسی در میدانهای نبرد نبود بلکه پیش از آن، در صفحات روزنامهها و لابلای ابیات شعرا متولد شد. در گفتوگو با اسماعیل امینی، شاعر معاصر ایرانی و استاد دانشگاه سراغ واکاوی پیوند میان ادبیات، شعر و مشروطه رفتهایم.
غزل رضاییثانی
گروه کتاب
با توجه به اینکه شعر آیینهای برای بازتاب تحولات اجتماعی است از نظر شما تحولات سیاسی و اجتماعی چه اندازه در شعر مشروطه تأثیرگذار بوده است؟
شعر در دورهای هنر اصلی کشور و جایگزین رسانههای عمومی بود. قبل از مشروطه، رسانه عمومی به معنای امروز وجود نداشت اما با ورود صنعت چاپ و ایجاد یک شرایط تازه از جمله انتشار مطبوعات و شبنامهها، وضعیت تا حدی تغییر کرد. شعر بهدلیل سهولت انتقال، قابلیت حفظ شدن و تأثیرگذاری گسترده در جامعه، در طول تاریخ ما معمولاً بار رسانهای مهمی را بر دوش کشیده است. در دوره مشروطه نیز زبان شعر به زبان گفتار مردم نزدیکتر شد، یعنی از زبان ادیبانه و محدود به خواص فاصله گرفت و زبانی عمومیتر پیدا کرد.
چه مضامینی مانند میهن، وطن یا وطنپرستی و... در شعر مشروطه رایج شد؟
مفاهیمی چون آزادی، عدالت، قانون و مجلس، مفاهیمی تازه بودند که قبل از ادبیات مشروطه به معنای اجتماعی و سیاسی امروز در فرهنگ ما رواج چندانی نداشتند. به عنوان مثال واژه «آزادی» اگر بهکار میرفت، بیشتر به معنای رهایی از اسارت نفس، مفهومی عرفانی و فلسفی بود، نه معنای اجتماعی و سیاسی آن. البته این وضعیت تنها به ایران محدود نبود، در بسیاری از کشورهای جهان نیز چنین مفاهیمی هنوز به شکل امروزی تثبیت نشده بودند، چراکه این واژهها و مفاهیم، محصول دوران تجدد بودند و همه این مفاهیم در شعر مشروطه بازتاب یافتهاند. حتی واژههایی مانند «پارلمان» و «انتخابات» نیز در شعر مشروطه دیده میشوند، زیرا شعر فقط برای ثبت در کتاب سروده نمیشد. در دوره مشروطه، شعر میتوانست همان روز سروده و همان روز منتشر شود. برای مثال، بسیاری از شاعران این دوره، اشعار خود را در میان مردم و در میدانهای مشهور شهر مثل خیابان بهارستان میخواندند.
تأثیر روزنامهها و مطبوعات بر تغییر شعر مشروطه چقدر بود؟
به نظر میرسد مطبوعات سبب شدند شعر از سبکهای پیچیده و مسجع فاصله بگیرد و به زبان گفتار مردم نزدیکتر شود. البته این روند، پیش از مشروطه نیز، بهتدریج، هم در نثر و هم در شعر آغاز شده بود و زبان ادبی به زبان طبیعی گفتار مردم نزدیکتر میشد. یکی از دلایل این تغییر، دگرگونی مخاطبان ادبیات بود. در گذشته، مخاطبان اصلی ادبیات گروههای محدودی مانند ادیبان، شاعران و درباریان بودند؛ اما با فراهم شدن امکانهای تازه برای انتشار شعر، از جمله مطبوعات و کتابهای چاپی، شمار مخاطبان ادبیات افزایش یافت. این روند به گسترش سواد نیز کمک کرد و بهتدریج تعداد افراد باسواد بیشتر شد. تأثیر روزنامهها و شعر، تأثیری متقابل بود. نشریاتی داشتیم که سراسر شعر بودند، مانند نشریه «نسیم شمال» که نثر چندانی نداشت و همه شعر بودند. حتی در دیگر نشریهها که مطالب متنوعتری داشتند نیز بخش قابلتوجهی به شعر اختصاص پیدا میکرد زیرا زبان شعر با سهولت بیشتری از سوی مردم پذیرفته میشد. با این حال، هنگامی که از زبان شعر برای تحلیل رویدادهای روز استفاده میشد، دایره واژگان آن گسترش پیدا میکرد و فاصله میان زبان ادیبانه و زبان عمومی کمتر میشد.
ادبیات مشروطه چقدر موجب تغییر در زبان فارسی شد؟ این تغییرات چه مواردی بودند؟
شعر مشروطه تأثیر مستقیمی بر زبان و ادبیات روزمره مردم نگذاشت، بلکه برعکس، ادبیات مشروطه از زبان گفتار مردم تأثیر گرفت. دلیل این اتفاق، تغییر مخاطبان ادبیات بود. مخاطبانی که دیگر تنها ادیبان، شاعران و درباریان نبودند، بلکه عموم مردم بودند. از طرف دیگر، موضوعات تازهای در شعر و ادبیات مطرح شد که ارتباطی مستقیم با زندگی اجتماعی مردم داشت. دیگر شعر فقط به مضامینی مثل فلسفه و عرفان نمیپرداخت، بلکه مسائلی مانند آزادی، عدالت، قانون و رویدادهای روز را نیز بازتاب میداد. همین تغییر در موضوعات، باعث شد مردم با شعر احساس نزدیکی و انس بیشتری پیدا کنند.
دکتر شفیعی کدکنی معتقد است بعد از مشروطه ما یک شعر مطبوعات و یک شعر ادبیات داریم. نظر شما درباره این تقسیمبندی چیست؟ شعر مطبوعات و ادبیات چه مراودهای با یکدیگر داشتهاند؟
این موضوع در روزگار ما نیز مطرح است، برخی از شاعران ترجیح میدهند به زبانی شعر بگویند که متعلق به سنت هزارساله شعر فارسی است و مخاطب خاص را در نظر میگیرند، اما برخی ترجیح میدهند با زبانی شعر بگویند که نزدیک به زبان ساده گفتار مردم است. به هیچ عنوان نمیتوان ارزشگذاری کرد و گفت کدام یک از اینها بهتر است، به این دلیل که این دو گونههای مختلفی از شعر هستند. در یک دورهای برخی از شاعران با زبان ادیبانه شعر میگفتند و عقیدهای به بیان مسائل روزمره در شعر نداشتند. در مقابل عدهای هم ترکیب این دو شعر را پیش بردهاند مانند مرحوم ملک الشعرای بهار که هم اشعار باشکوه و ادیبانه دارد و هم شعرهای که موضوعات روزمره را مطرح میکند.
از نظر شما تأثیر ادبیات مشروطه روی شاعران و نویسندگان کشور ما چه بوده است؟
شعر مشروطه مجموعهای از تحولات گسترده را با خود به همراه آورد که فراتر از شعر و ادبیات بود. برای نمونه، با تحصیل گروهی از محصلان ایرانی در خارج از کشور، شیوههای نوین تعلیم و تربیت به ایران راه پیدا کردند. از سوی دیگر، تضعیف قدرت مرکزی در این دوره، پذیرش مشروطه را برای برخی به امری ناگزیر و فراتر از یک خواست شخصی تبدیل کرد. همه این دگرگونیها در نهایت به متنوعتر شدن ادبیات معاصر منجر شد. در گذشته، موضوعات شعری محدود و شمارشپذیر بودند، بهطوری که شاید در نهایت ۷ یا ۸ محور کلی را به عنوان موضوع شعر معرفی میکردند، اما امروزه این مرزها فروریخته و دایره موضوعات شعری به صدها عنوان و مسأله مختلف گسترش یافته است.
کدام شاعران برجسته مشروطه توانستند تأثیرگذاری بیشتری در آن زمان و پس از آن داشته باشند؟
نهضت مشروطه قهرمان یکتا یا بخصوصی در سطح اجتماعی نداشت بلکه قهرمانان آن، مجموعهای از افراد مختلف در زمینههای فرهنگی، اجتماعی و حتی نظامی بودند. بخش مهمی از پیشبرندگان این جنبش نیز ادیبان و اهل قلم بودند. ما معمولاً عادت داریم در دل تاریخ به دنبال قلهها و چهرههای استثنایی بگردیم، اما مشروطه قله خاصی ندارد، بلکه حاصل همافزایی و تکاپوی مجموعهای از انسانهاست که در کنار یکدیگر حرکت بزرگی انجام دادند. حتی بسیاری از این افراد تا امروز ناشناخته ماندهاند مثلاً در آن دوران فردی نشریهای طنز با نام «استبداد» منتشر میکرد، اقدامی انگیزهبخش که در اوج مبارزه مردم با نظام استبدادی همراه بود و این نشریه بیشتر اصل استبداد را به سخره میگرفت. افراد فراوانی در این مسیر تلاش کردند و ازاینرو نمیتوان نقش این حرکت عظیم را تنها به چند نام محدود تقلیل داد.
به طور کلی شعر در انقلاب مشروطه چه تأثیری داشته است؟
شعر در آن دوره نوعی رسانه غیررسمی بود. در برابر آن، رسانههای رسمی در اختیار حاکمیت قرار داشتند و آنچه حکومت اعلام میکرد، از سوی طرفداران استبداد با قدرت و اجبار تحمیل میشد. اما شعر به صورت زبان به زبان از سوی مردم منتقل میشد و گاه نیز در قالب شبنامهها، میان مردم توزیع میشد. شعر میان کسانی که همفکر بودند و از عدالت، آزادی و آرمانهای مشترک حمایت میکردند، احساس همبستگی و انسجام ایجاد میکرد.
نفوذ اندیشههای مشروطه چقدر توانست به مخاطبان شعر در این زمینه کمک کند؟
در آن زمان اینطور نبوده که شعر و ادبیات مشروطه توجه همه را به خود جلب کند، افراد زیادی هم با آن شیوههای شعری مخالف و معتقد بودند با شعر مشروطه، شعر از رسالت اصلی خود نازل شده، یا مثلاً چرا باید سبک شعر از اشعار باشکوه خاقانی به سمت و سوی اشعار مشروطه برود؟ در عین حال خواندن شعر مشروطه برای برخی از مردم هم خوشایند بوده است، برای مثال مردم در «نسیم شمال» این اشعار را خواندهاند: «آخ عجب سرماست امشب ای ننه / ما که میمیریم در هذا السنه» یا علامه دهخدا میگوید: «خاک به سرم بچه به هوش اومده / بخواب ننه یه سر دو گوش اومده.» مواردی از این قبیل باعث شد گونههای متعدد زبانی در دورههای مختلف وارد شعر شوند.
چه بخشهایی از شعر مشروطه تاریخ مصرف داشته و چه بخشهایی ماندگار شد؟
این معیار، معیار مناسبی برای ارزیابی شعر نیست. شعر ممکن است در دورهای مشخص پدید بیاید و کارکرد خود را همان زمان نشان دهد. برای مثال، هنگامی که کلنل محمدتقی پسیان (از نظامیان اواخر دوره قاجار) در خراسان کشته شد، عارف قزوینی به آنجا رفت و تصنیفی اجرا کرد که در آن میخواند: گریه کن که گر سیل خونگری ثمر ندارد/ نالهای که ناید ز دل، اثر ندارد. بیش از صد سال از سرودن این تصنیف میگذرد، اما هنوز هم در سوگ بسیاری از شهیدان خوانده میشود. شعرهایی مانند «از خون جوانان وطن لاله دمیده» از ملکالشعرای بهار نیز چنین جایگاهی دارند. بااینحال، نمیتوان گفت شعرهایی که تاریخ مصرف ندارند، لزوماً برجستهترند. بسیاری از شعرها در مقطع تاریخی خود اثرگذاری مهمی داشتهاند، حتی اگر بعدها نامی از آنها برده نشود؛ برای مثال ملکالشعرای بهار شعری درباره کابینه سید ضیاءالدین طباطبایی، مشهور به «کابینه سیاه»، سروده که در آن زمان تأثیر و کارکرد اجتماعی خود را نشان داد.

