بررسی ترکیب تسهیلات پرداختی شبکه بانکی در بهار ۱۴۰۵
تسهیلات خرد به خانوارها رسید، منابع بزرگتر به تولید
آمار تسهیلات پرداختی شبکه بانکی در سهماهه اول سال ۱۴۰۵ نشان میدهد بیش از ۸۵ درصد تسهیلات به خانوارها پرداخت شده است؛ با این حال، از نظر ارزش ریالی، بخش صنعت و معدن با سهمی بیش از ۳۲ درصد، بزرگترین دریافتکننده منابع بانکی بوده است.
این تفاوت نشان میدهد تعداد تسهیلات و حجم منابع اختصاصیافته، دو تصویر متفاوت از نحوه توزیع اعتبارات ارائه میکنند. خانوارها عمدتاً دریافتکننده تسهیلات خرد هستند، در حالی که تسهیلات پرداختی به بنگاهها معمولاً تعداد کمتر، اما مبالغ بسیار بزرگتری دارند.
صنعت؛ دریافتکننده بزرگترین
مبالغ تسهیلات
سهم بالای صنعت و معدن از منابع بانکی تا حد زیادی به سرمایهبر بودن فعالیتهای این بخش مربوط است. بنگاههای صنعتی برای خرید مواد اولیه، تأمین تجهیزات، نوسازی خطوط تولید و تأمین سرمایه در گردش به منابع مالی قابلتوجهی نیاز دارند. افزایش هزینه نهادههای تولید، طولانی بودن دوره بازگشت سرمایه و نیاز مستمر به نقدینگی نیز حجم منابع مورد نیاز این بخش را افزایش میدهد. به همین دلیل، حتی اگر تعداد تسهیلات پرداختی به صنعت و معدن در مقایسه با برخی بخشها کمتر باشد، مبلغ هر فقره تسهیلات در این بخش بالاتر است و در نهایت سهم بیشتری از منابع بانکی را به خود اختصاص میدهد.
پس از صنعت و معدن، بخش خدمات از نظر جذب منابع بانکی در جایگاه بعدی قرار دارد. گستردگی فعالیتهای خدماتی، سهم این بخش در اشتغال و تنوع بنگاههای فعال، تقاضا برای تسهیلات را در آن افزایش داده است. بنگاههای خدماتی، بویژه کسبوکارهای کوچک و متوسط، برای تأمین سرمایه در گردش، خرید تجهیزات، پرداخت هزینههای جاری و توسعه فعالیتهای خود به منابع بانکی نیاز دارند. از این منظر، بخش خدمات از نظر تعداد تسهیلات پرداختی به صاحبان کسبوکار، در جایگاه بالایی قرار دارد؛ هرچند میانگین مبلغ تسهیلات آن معمولاً با صنعت و معدن فاصله دارد.
تعداد بالای تسهیلات خانوارها
اما سهم کمتر از منابع
سهم بیش از ۸۵ درصدی خانوارها از تعداد فقرات تسهیلات، به معنای اختصاص بخش عمده منابع بانکی به این گروه نیست. بخش قابلتوجهی از تسهیلات خانوارها را وامهای خردی مانند تسهیلات ازدواج، فرزندآوری، قرضالحسنه، ودیعه مسکن و وام خرید یا تعمیر مسکن تشکیل میدهد.
این تسهیلات تعداد زیادی از متقاضیان را پوشش میدهند، اما مبلغ هر فقره آنها در مقایسه با تسهیلات پرداختی به بنگاههای اقتصادی پایینتر است. در نتیجه، خانوارها از نظر تعداد دریافتکنندگان وام سهم بالایی دارند، اما سهم آنها از ارزش کل تسهیلات کمتر از بخشهایی مانند صنعت و معدن است.
مقایسه میانگین مبلغ تسهیلات نیز این تفاوت را نشان میدهد.
میانگین تسهیلات پرداختی در بخش صنعت و معدن حدود ۸۶ میلیارد ریال بوده؛ رقمی که چندین برابر میانگین تسهیلات پرداختی به خانوارهاست. این اختلاف، بیشتر از آنکه به تفاوت در اولویتبندی اعتباری مربوط باشد، ناشی از تفاوت در نوع نیاز مالی است. خانوارها عمدتاً برای تأمین هزینههای مصرفی، مسکن یا نیازهای کوتاهمدت وام دریافت میکنند، در حالی که بنگاهها برای تأمین موجودی مواد اولیه، حفظ ظرفیت تولید، پرداخت هزینههای جاری و اجرای طرحهای توسعهای به منابع بزرگتری نیاز دارند.
تسهیلات بزرگتر در بخش بازرگانی
بخش بازرگانی نیز از نظر میانگین مبلغ هر فقره تسهیلات در جایگاه قابلتوجهی قرار دارد. فعالیتهای تجاری معمولاً به منابع مالی برای خرید و نگهداری موجودی کالا، تأمین مالی واردات و صادرات و مدیریت سرمایه در گردش نیاز دارند. به همین دلیل، حتی اگر تعداد تسهیلات پرداختی به این بخش از تعداد تسهیلات بخش خدمات یا خانوارها کمتر باشد، ارزش هر فقره تسهیلات در بازرگانی بالاتر است.
این وضعیت نشان میدهد در تحلیل تسهیلات بانکی، تعداد وامها بهتنهایی نمیتواند میزان دسترسی هر بخش به منابع را مشخص کند. ممکن است بخشی تعداد زیادی وام دریافت کرده باشد، اما به دلیل پایینبودن مبلغ هر فقره، سهم محدودی از ارزش کل تسهیلات داشته باشد. در مقابل، بخشی دیگر با تعداد کمتری تسهیلات، منابع ریالی بیشتری جذب کند.
الگوی متفاوت در کشاورزی و مسکن
در بخش کشاورزی نیز ترکیب تسهیلات با صنعت و بازرگانی تفاوت دارد. پراکندگی بهرهبرداران و کوچکبودن مقیاس بسیاری از واحدهای تولیدی باعث شده است تعداد تسهیلات این بخش نسبتاً بالا باشد، اما میانگین مبلغ هر فقره در سطح محدودتری قرار گیرد. بخشی از این تسهیلات برای تأمین نهادهها، خرید تجهیزات و تأمین هزینههای جاری فعالیتهای کشاورزی پرداخت میشود.
در بخش مسکن و ساختمان، شرایط بازار، طولانیبودن دوره بازگشت سرمایه و سهم تسهیلات خرد مرتبط با خرید، ساخت یا تعمیر مسکن، بر ترکیب اعتبارات اثر گذاشته است. به همین دلیل، میانگین مبلغ تسهیلات این بخش، با وجود اهمیت آن در اقتصاد، در سطحی پایینتر از صنعت و بازرگانی قرار گرفته است.
ضرورت بررسی
همزمان تعداد و ارزش تسهیلات
ترکیب تسهیلات پرداختی در سهماهه اول سال ۱۴۰۵ نشان میدهد توزیع اعتبارات بانکی را نمیتوان فقط با تعداد فقرات تسهیلات ارزیابی کرد. بیش از ۸۵ درصد تعداد تسهیلات به خانوارها اختصاص داشته، اما صنعت و معدن با سهمی بیش از ۳۲ درصدی از ارزش ریالی، بزرگترین دریافتکننده منابع بوده است.
این تفاوت، دو الگوی اصلی در بازار اعتبارات را نشان میدهد: پرداخت تعداد زیادی تسهیلات خرد به خانوارها و پرداخت تسهیلات کمتری با مبالغ بالاتر به بنگاههای اقتصادی. بنابراین، برای ارزیابی دقیقتر نحوه تخصیص منابع بانکی، باید تعداد تسهیلات، ارزش ریالی، میانگین مبلغ هر فقره و نوع نیاز دریافتکنندگان همزمان بررسی شود.
بر اساس این دادهها، خانوارها از نظر تعداد دریافتکنندگان وام سهم غالب را دارند، اما بخشهای اقتصادی، بویژه صنعت و معدن و بازرگانی، بخش بزرگتری از منابع ریالی را جذب کردهاند. این الگو بیش از هر چیز تفاوت میان تسهیلات خرد خانوارها و تسهیلات سرمایه در گردش یا سرمایهگذاری بنگاهها را منعکس میکند.


