شبکه‌های اجتماعی و دستکاری فرهنگ سلامت

وقتی سلامت «امری رسانه‌ای» می‌شود

رضا صائمی
دبیر گروه فرهنگی

زمانی سلامت را با مراجعه به پزشک، نتیجه آزمایش یا وضعیت جسمانی می‌سنجیدیم. امروز اما پیش از آنکه بدن ما واقعاً سالم یا بیمار باشد، تصویری از آن ساخته می‌شود؛ تصویری که در شبکه‌های اجتماعی، ویدیوهای سبک زندگی، صفحات اینفلوئنسرها و انبوه توصیه‌های آنلاین شکل می‌گیرد.
سلامت دیگر فقط یک وضعیت زیستی نیست، به یک روایت تبدیل شده است؛ روایتی که باید دیده شود، به اشتراک گذاشته شود و از سوی دیگران تأیید شود. بدن سالم در عصر دیجیتال، فقط بدنی نیست که کارکرد طبیعی دارد، بدنی است که در قاب تصویر جذاب به نظر می‌رسد. اینجاست که مفهوم «رسانه‌ای ‌شدن سلامت» اهمیت پیدا می‌کند، یعنی فرآیندی که در آن رسانه، نه فقط درباره سلامت اطلاع‌رسانی می‌کند، بلکه در تعریف آن نیز نقش دارد. امروز تصور ما از بدن سالم، بیش از گذشته تحت‌تأثیر منطق رسانه است؛ منطقی که بر پایه تصویر، سرعت، جذابیت و میزان دیده ‌شدن عمل می‌کند. 
سال‌ها پیش، ایوان ایلیچ در کتاب «نمسیس پزشکی» از مفهوم «پزشکی ‌شدن زندگی» سخن گفت؛ فرآیندی که طی آن، حوزه‌های بیشتری از تجربه انسانی، از تولد و پیری گرفته تا غم و اضطراب، زیر نگاه پزشکی قرار گرفتند. بعدها پیتر کانراد نشان داد که چگونه بسیاری از رفتارهای عادی انسان به‌تدریج به مسائل پزشکی تبدیل می‌شوند. اما امروز با مرحله تازه‌ای روبه‌رو هستیم: رسانه‌ای ‌شدن سلامت. اگر پزشکی ‌شدن به معنای افزایش نقش نهاد پزشکی در تفسیر بدن بود، رسانه‌ای ‌شدن یعنی ورود منطق رسانه به این حوزه. در این وضعیت، مرجع فهم سلامت دیگر فقط پزشک نیست، اینفلوئنسرها، تولیدکنندگان محتوا، اپلیکیشن‌های سلامت و حتی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی نیز در شکل ‌دادن نگاه ما به بدن و بیماری نقش دارند. تفاوت مهم اینجاست که علم بر بررسی، شواهد و پیچیدگی تکیه دارد، اما رسانه اغلب به دنبال سادگی، جذابیت و جلب توجه است. به همین دلیل گاهی یک توصیه چند ثانیه‌ای در فضای مجازی می‌تواند بیشتر از یک توضیح علمی دقیق دیده شود.
گی دوبور در کتاب «جامعه نمایش» معتقد بود انسان مدرن بیش از آنکه با خود واقعیت مواجه باشد، با تصویر واقعیت زندگی می‌کند. سلامت نیز امروز وارد همین جهان نمایشی شده است. بدن سالم به مجموعه‌ای از تصاویر تبدیل شده است: بدن ورزیده یک فرد مشهور، برنامه غذایی بی‌نقص، تمرین‌های روزانه، بیدار شدن در صبح‌های زود و سبک زندگی‌ای که همیشه منظم و موفق به نظر می‌رسد.
ژان بودریار این وضعیت را با مفهوم «فراواقعیت» توضیح می‌دهد؛ جایی که تصویر چنان قدرت می‌گیرد که گاهی از خود واقعیت مهم‌تر می‌شود. در چنین شرایطی، ممکن است تصویر یک زندگی سالم از تجربه واقعی سلامت مهم‌تر به نظر برسد. پیام پنهان این تصاویر آن است که سلامت فقط یک وضعیت جسمی نیست، بلکه نشانه‌ای از اراده، موفقیت و حتی فضیلت فردی است. در مقابل، بیماری گاهی به شکل شکست شخصی بازنمایی می‌شود، گویی کسی که بیمار شده، به اندازه کافی مراقب خود نبوده یا درست زندگی نکرده است. 
شبکه‌های اجتماعی علاوه بر افزایش دسترسی به اطلاعات سلامت، نوع تازه‌ای از اضطراب را نیز ایجاد کرده‌اند. هر روز با هشدارهای تازه‌ای روبه‌رو می‌شویم: غذایی که خطرناک معرفی می‌شود، عادتی که «سمی» خوانده می‌شود یا نشانه‌ای که ما را به جست‌وجوی بیماری در بدن خود ترغیب می‌کند. از دل همین وضعیت، پدیده‌ای مانند «سایبرکندریا» شکل گرفته است. اضطراب سلامتی که نه از بیماری واقعی، بلکه از مصرف بی‌وقفه اطلاعات پزشکی پراکنده و گاه متناقض ایجاد می‌شود. پارادوکس عصر دیجیتال همین‌جاست: رسانه‌ای که قرار بود آگاهی ما را افزایش دهد، گاهی خود به منبع نگرانی تبدیل می‌شود.
میشل فوکو از مفهوم «قدرت زیستی» سخن می‌گفت؛ نوعی قدرت که نه از طریق اجبار مستقیم، بلکه از راه مدیریت و نظارت بر بدن‌ها عمل می‌کند. در عصر دیجیتال، این نظارت شکل تازه‌ای پیدا کرده است. انسان امروز بدن خود را با ساعت‌های هوشمند، اپلیکیشن‌های تناسب اندام و ابزارهای سنجش سلامت اندازه‌گیری و ثبت می‌کند. دبورا لوپتون از مفهوم «خودِ کمّی ‌شده» سخن می‌گوید، انسانی که بدنش را به مجموعه‌ای از داده‌ها تبدیل کرده تا آن را کنترل و اصلاح کند و بهبود بخشد.اما این پرسش همچنان باقی است: آیا افزایش اندازه‌گیری و کنترل بدن، الزاماً به سلامت بیشتر منجر می‌شود؟ یا گاهی ما را در چرخه‌ای از نگرانی دائمی درباره بدن گرفتار می‌کند؟ رسانه‌ای ‌شدن سلامت را نمی‌توان متوقف کرد، اما می‌توان آن را به مسیر درست هدایت کرد. مسأله این نیست که رسانه درباره سلامت حرف نزند، مسأله این است که چگونه حرف بزند. رسانه سلامت‌محور باید از نمایش بدن ایده‌آل فاصله بگیرد و به سمت تولید فهم حرکت کند. جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به سواد رسانه‌ای سلامت نیاز دارد؛ توانایی تشخیص میان اطلاعات معتبر و محتوایی که صرفاً برای جلب توجه ساخته شده است. سلامت واقعی در تعداد دنبال‌کنندگان، میزان لایک‌ها یا تصاویر بی‌نقص خلاصه نمی‌شود. سلامت پیش از آنکه تصویری برای دیگران باشد، تجربه‌ای انسانی است، تجربه‌ای که در گفت‌وگوی میان علم، رسانه و جامعه شکل می‌گیرد، نه در چرخه بی‌پایان نمایش.