در حافظه موقت ذخیره شد...
نشانههای تغییر در مدیریت تئاتر؛
وقتی تخصص و سابقه، معیار انتخاب میشود
از سوی دیگر، پس از استعفای کوروش سلیمانی از مدیریت مجموعه تئاتر شهر، ادارهکل هنرهای نمایشی بدون آنکه این مجموعه را هفتهها در وضعیت انتظار نگه دارد، خیلی سریع اصغر خلیلی را به عنوان مدیر جدید معرفی کرد. ممکن است درباره عملکرد مدیر تازه در آینده، شاید نقدها و نظرهای متفاوتی مطرح شود. اما آنچه امروز اهمیت دارد، نفس تصمیمگیری است. یکی از آسیبهای مزمن مدیریت فرهنگی در سالهای گذشته، تعلل در انتخاب مدیران و طولانی شدن دورههای سرپرستی بوده است؛ دورههایی که معمولاً نه تصمیم جدی در آنها گرفته میشود و نه امکان برنامهریزی بلندمدت وجود دارد.
شاید مهمترین ویژگی تصمیمهای اخیر، بازگشت به گفتوگو با بدنه حرفهای تئاتر باشد. سالهاست هنرمندان از این گلایه میکنند که در بسیاری از انتصابها، تجربه میدانی و اعتبار صنفی افراد، جای خود را به ملاحظاتی داده که نسبتی با هنر ندارد. وقتی مدیران به سراغ چهرههایی میروند که سالها در همین عرصه کار کردهاند و اعتماد همکاران خود را دارند، در واقع این پیام را منتقل میکنند که تجربه، هنوز هم یک معیار معتبر است. البته نباید با چند انتصاب، تصویری آرمانی از وضعیت مدیریت تئاتر ترسیم کرد. مشکلات این حوزه همچنان پابرجاست؛ از وضعیت بودجه و زیرساختها گرفته تا معیشت هنرمندان، رونق سالنها و حمایت از تولید. هیچیک از این مسائل بهطور کامل با تغییر چند مدیر حل نخواهد شد. اما مدیریت نیز مانند هنر، از جزئیات آغاز میشود. انتخابهای درست، اگر به یک رویه تبدیل شوند، میتوانند زمینهساز تصمیمهای بزرگتر باشند.
شاید مهمترین دستاورد این روزها، نه خود انتصابها، بلکه احساسی باشد که در بخشی از جامعه تئاتر ایجاد شده است؛ احساس اینکه صدای تخصص دوباره شنیده میشود و مدیران میخواهند به جای آزمون و خطا، از ظرفیت کسانی استفاده کنند که سالها برای این هنر اعتبار ساختهاند. این احساس، سرمایه کمی نیست؛ بویژه برای هنری که بیش از هر چیز با امید، انگیزه و مشارکت جمعی زنده میماند.
مدیریت فرهنگی زمانی موفق است که پیش از ساختن ساختمان، اعتماد بسازد؛ پیش از تدوین برنامه، سرمایه اجتماعی خود را افزایش دهد و پیش از هر اقدام دیگری، این اطمینان را به جامعه هنری بدهد که تخصص و سابقه، معیار انتخاب است. اگر تصمیمهای اخیر آغاز چنین مسیری باشد، میتوان امیدوار بود که تئاتر ایران، پس از سالها حاشیه و فرسودگی، آرامآرام وارد دورهای از ثبات و گفتوگوی حرفهای شود. شاید هنوز برای قضاوت نهایی زود باشد، اما همین نشانهها، میتواند نویدبخش روزهای روشن برای تئاتر باشد.


