در حافظه موقت ذخیره شد...
برای دومین بار صادر شد
مجازات قصاص برای مرد بنگاهدار به اتهام قتل زن تنها
به گزارش «ایران»، اواخر پاییز سال 1398 خبر قتل زنی ۴۷ ساله با چاقو به پلیس اعلام شد. دختر این زن به مأموران گفت: «مادرم در یک خانه تنها زندگی میکرد و من و خواهرم گاهی به او سر میزدیم. دو روزی از او بی خبر بودیم و تلفن همراهش هم خاموش بود. از نگرانی به خانهاش آمدم و با جسدش مواجه شدم.»
تحقیقات پلیسی نشان داد عامل قتل به زور وارد خانه نشده است. در ادامه مشخص شد که از مدتی قبل مرد بنگاهداری به نام هاشم با مقتول در ارتباط بوده است. بررسی سوابق هاشم نشان داد او چند سال قبل نیز به اتهام قتل همسرش در زندان بوده اما با جلب رضایت خانواده مقتول آزاد شده است.
با دستگیری هاشم، او منکر قتل شد اما پروندهاش با تکمیل تحقیقات برای رسیدگی به شعبه 10 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
اولین جلسه دادگاه
در ابتدای این جلسه اولیای دم درخواست قصاص کردند. سپس وکیل اولیای دم به قضات گفت: «همه شواهد نشان میدهد متهم مزاحم مقتول بوده و حتی قربانی به دوستش گفته از دست مزاحمتهای این مرد خسته شده است. یکی از همسایههای مقتول نیز شب حادثه این مرد را در پارکینگ خانه مقتول دیده که با هم درگیر بودهاند. از طرفی او کلید خانه مقتول را داشته است.»
در ادامه متهم به جایگاه رفت و گفت: «من بنگاه معاملات ملکی داشتم. مقتول برای پیدا کردن خانه نزد من آمد و همین موضوع باعث آشنایی ما شد. یک بار هم من را به رستوران دعوت کرد که رفتم، اما بعد از آن دیگر او را ندیدم. حالا هم نمیدانم که چرا من را متهم به قتل کردهاند.»
این جلسه با توجه به برخی ابهامات در پرونده و برای تحقیقات بیشتر به جلسه دیگری موکول شد.
دومین جلسه دادگاه
با تکمیل تحقیقات، بار دیگر پرونده به همراه متهم به دادگاه برگشت. در این جلسه نیز متهم همچنان منکر اتهامش شد و بر بیگناهی خود اصرار داشت.
با این حال، با توجه به شواهد و مدارک موجود در پرونده، قضات وی را به قصاص محکوم کردند. پس از صدور رأی، متهم اعتراض کرد و پرونده به دیوان عالی کشور فرستاده شد. قضات دیوان بر اساس مستندات پرونده قصاص را نقض کردند و مقرر شد فردی که شاهد آخرین ملاقات متهم و مقتول بوده در دادگاه حاضر شده و اظهاراتش را بیان کند.
سومین جلسه دادگاه
در این جلسه اولیای دم بر قصاص متهم تأکید کردند. سپس زن میانسالی که مستأجر مقتول بود، به جایگاه رفت و گفت: «چندی قبل خانه مقتول را اجاره کردم وقتی تلفنی از بنگاه خواستم تا برایم کلید را بیاورد، هاشم کلید را برایم آورد. بعد از اینکه ساکن خانه شدم به مقتول زنگ زدم و خواستم تا پکیج دیواری برای خانه بخرد. یک روز او به خانه آمد و پکیج را آورد. وقتی برای خوردن چای تعارفش کردم، گفت همسرم پایین منتظرم است. من از پنجره پایین را نگاه کردم که دیدم هاشم در داخل خودرویی منتظر اوست. آنها با هم رفتند. چند روز بعد وقتی نصاب خواست پکیچ را نصب کند، گفت باید کارت گارانتیاش باشد، همان موقع با صاحبخانهام تماس گرفتم که جواب نداد. بعد به هاشم زنگ زدم که او خیلی هراسان به من گفت صاحبخانهات را در حمام خانه اش کشتهاند بعد هم تلفن را قطع کرد.»
متهم در واکنش به اظهارات شاهد گفت: «او تاریخها را اشتباه میگوید؛ من اظهاراتش را قبول ندارم.»
با پایان جلسه، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند و متهم را بار دیگر به قصاص محکوم کردند.

