سرقت‌های سریالی دو دختر عمو برای مهاجرت

گروه حوادث: مرضیه همایونی/ دو دختر جوان که برای تأمین هزینه مهاجرت خود نیاز به پول داشتند با ترفند تدریس زبان انگلیسی وارد خانه‌ها شده و بعد از بی‌هوش کردن صاحبخانه سناریوی سرقت‌هایشان را اجرا می‌کردند.
به گزارش خبرنگار «ایران»، چندی قبل پسر جوانی با مراجعه به پلیس از یک سرقت خبر داد و گفت: «دختر جوانی که معلم خصوصی زبان انگلیسی من بود برای سرقت مرا تا پای مرگ کشاند.»
وی در تشریح ماجرا گفت: «در فضای مجازی به دنبال معلم خصوصی زبان انگلیسی بودم که با دختر جوانی آشنا شدم، با توجه به اینکه هزینه ثبت‌نام کلاس‌های خصوصی‌اش خیلی پایین بود، از او خواستم برای تدریس به خانه‌ام بیاید. روز حادثه وقتی به خانه‌ام آمد من لوازم پذیرایی را فراهم کردم و برای انجام کاری به اتاق رفتم اما بعد از لحظاتی که برگشتم و نوشیدنی‌ام را خوردم از هوش رفتم. خانواده‌ام وقتی مدتی از من بی‌خبر بودند به خانه‌ام آمدند و مرا به بیمارستان منتقل کردند، آن‌طور که دکترها گفتند اگر کمی دیرتر مرا به بیمارستان می‌بردند و مقدار دارویی که داخل نوشیدنی‌ام ریخته شده بود، بیشتر بود، زنده نمی‌ماندم. وسایل خانه‌ام هم سرقت شده بود.»
در تحقیقات میدانی و بازبینی دوربین‌های مداربسته اطراف محل سرقت، مشخص شد که مدرس زبان انگلیسی بعد از بی‌هوش کردن مرد جوان، در ورودی را باز کرده و دختر دیگری وارد خانه شده و باهم سناریوی سرقت را رقم زده‌اند.
در تحقیقاتی که از سوی کارآگاهان پلیس صورت گرفت، آنها با شکایت‌های مشابه مواجه شدند. شکایت‌هایی که ردپای خانم مدرس خصوصی زبان و همدستش در آنها به چشم می‌خورد. از آنجا که هیچ سابقه کیفری در پرونده این دو دختر نبود و از طرفی هر بار آنها با یک شماره با قربانیانشان تماس گرفته بودند، سرنخی از متهمان به دست نیامد.
در شاخه دیگر بررسی‌های پلیسی، آنها به سراغ فضای مجازی رفته و موفق شدند دختر جوان را شناسایی کنند و بعد به بهانه آموزش زبان انگلیسی با او قرار ملاقات بگذارند. دختر جوان که تصور می‌کرد طعمه دیگری به دست آورده است به محل قرار رفت اما از سوی کارآگاهان پلیس بازداشت شد.
وی که چاره‌ای جز اعتراف نداشت به سرقت‌های سریالی با همدستی دختر عمویش اقرار کرد. سپس به دستور بازپرس دادسرای سرقت، همدست او نیز بازداشت شد و تحقیقات در این رابطه ادامه دارد.

 سرقت در پوشش تدریس خصوصی
المیرا، 23 ساله در تشریح جرایم خود گفت: «از زمانی که دبیرستانی بودم با دختر عمویم تصمیم گرفتیم به یکی از کشورهای اروپایی مهاجرت کنیم. به همین خاطر شروع به یاد گرفتن زبان انگلیسی کردیم تا بتوانیم کاری برای خودمان دست و پا کنیم.
پس چرا سارق شدید؟
ما برای مهاجرت به پول نیاز داشتیم، خانواده‌هایمان وضع مالی خوبی نداشتند و نمی‌توانستند ما را حمایت مالی کنند. به همین دلیل تصمیم گرفتیم در فضای مجازی به تبلیغات بپردازیم و تدریس خصوصی داشته باشیم، اما درآمد تدریس خصوصی هم زیاد نبود، سپس به فکر سرقت افتادیم.
این ایده تو بود یا دختر عمویت؟
 باهم به این نتیجه رسیدیم. در فضای مجازی آگهی آموزش زبان انگلیسی با شهریه پایین دادیم. با این شیوه افراد زیادی تماس گرفتند و ما هم از بین آنها مردان و زنان مجرد و پولدار را انتخاب کردیم. چون سوژه‌هایمان باید در خانه تنها می‌بودند تا ما به شیوه آبمیوه مسموم بتوانیم سرقت کنیم.

برایت پیش آمد که سوژه در خانه تنها نباشد؟
بله. در آن صورت به دختر عمویم پیام می‌دادم که سوژه سوخته است و به بهانه‌ای از تدریس در روزهای بعدی سر باز می‌زدم.

از این راه چقدر پول به دست آوردید؟
تا حدی که کارهای مقدماتی مهاجرت را انجام داده و حتی بلیت ترکیه هم گرفته بودیم، اما هنوز کافی نبود و با خودمان گفتیم تا پلیس بتواند ردی از ما بزند، از کشور خارج شده‌ایم، اما فکر نمی‌کردیم تنها چند روز مانده به تاریخ سفرمان این اتفاق بیفتد و دستگیر شویم.

پشیمان نیستی؟
چرا خیلی، چون نه‌تنها به آرزویمان نرسیدیم بلکه آینده خودمان را هم تباه کردیم. 

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • اندیشه - ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و هشتاد و هفت
 - شماره نه هزار و هشتاد و هفت - ۰۸ مرداد ۱۴۰۵