در حافظه موقت ذخیره شد...
راهها و ریسکهای توسعه
و ۱۳ فصل است. در فصل اول به مقایسه و مطابقت دیدگاهها و توصیههای متفکران معروف توسعه با تجارب متفاوت کشورهایی که به دنبال توسعه هستند پرداخته میشود. هر متفکری با ارائه دیدگاه متفاوت در یک چارچوب رقابتی به توضیح موفقیت و شکست در توسعه میپردازد. در مجموع آنها توضیح کامل و کافی برای برخی از داستانهای موفقیت اخیر ارائه نمیدهند. در فصل دوم ایده توافق توسعه و نحوه تعامل سیاست و اقتصاد بسط داده شده و ویژگیهای کلیدی توافق توسعه و تنوع آن در زمینههای مختلف معرفی میشوند. در فصل سوم با ارائه آنچه در دهههای اخیر در توسعه رخ داده به موفقیتها و شکستها اشاره میشود.
بخش دوم، تجربیات متنوع کشورهای دارای توافق توسعه را با مشابهت به یک موجود زنده توصیف میکند. هر فصل از این بخش، درباره جامعهای است که نویسنده با گذراندن زمان و کسب تجربه، با افرادی در آن کشورها ملاقات کرده است که برخی امیدوار و برخی ناامید از توسعه بودند. فصل چهارم، نمونههایی از سه کشور چین، اندونزی و هند ارائه شده که اخیراً در آنها یک توافق توسعه به روشهای مختلف ظاهر شده است. از فصل پنجم تا دهم این بخش نگاهی دقیقتر به ماهیت توافق نخبگان در پانزده کشور از طریق چارچوب توافق توسعه مطرح شده است. برای مثال نه تنها به شکست جمهوری دموکراتیک کنگو، بلکه به موفقیتهای ظاهراً بعید بنگلادش، اتیوپی و غنا پرداخته شده است. همینطور در پی افقی نمایان از توافق توسعه مانند سراسر آفریقای شرقی یا حداقل توافق به دنبال ثبات در حال ظهور به سومالیلند و لبنان، با وجود چالشهای کنونیشان اشاره شده است.
در همه این کشورها انواع سیاستهای اقتصادی را که پس از توافق در میان نخبگان دنبال میشد، نشان داده شده و چرایی انتخاب سیاستها و چگونگی کمک به آنها یا حتی ممانعت از پیشرفت در رشد و توسعه، برجسته شده است. روایت ابولا در سیرالئون، رسواییهای فساد و سوء مدیریت بازار ذرت در مالاوی، اصلاح قانون اساسی کنیا، برنامههای امدادی در حین جنگ سودان جنوبی، نشست و گردهماییهای تجاری در سومالیلند و موفقیت چشمگیر رشد در بنگلادش و اتیوپی از جمله این موارد هستند. همچنین فشار تلاش برای استفاده از الگوی آسیای شرقی برای آفریقا و گزارش گفتوگو با نخستوزیر، معاونان رئیسجمهوری، کارمندان دولت و مردان و زنان کارگر عادی و صاحبان مشاغل کوچک، بخشی از مطالب بیان شده، هستند.
در بخش سوم آموختههای نویسنده برای دستیابی به توسعه موفقیتآمیز مطرح شده است. در مورد اینکه چگونه میتوان توسعه را حتی در برخی از بدترین موقعیتها (در سطح محلی و همچنین از سوی بازیگران بینالمللی) و جایی که دانشگاه قرار دارد، افزایش داد. به عبارت دیگر، آنچه میتوان برای کمک به بیشتر کشورها به منظور دستیابی به توافقات توسعهخواهانه موفق، بهبود و حمایت از پایداری آنها انجام داد. فصل یازدهم، نگاهی انتقادی به گفتمان معمولی توسعه جهانی چه از سوی سازمان ملل و چه از سوی واشنگتن یا پکن و نحوه انطباق کمکها در آن دارد. فصل دوازدهم، موردی را برای کمک به تقویت و حمایت از توافقات توسعه نشان میدهد (موردی آشفته و پیچیده اما با شانس بالا برای موفقیت). در این بخش از کتاب روشن میشود افراد بسیاری هستند که نمیخواهند مردم فقیر را در کشورهای فاقد توافق توسعه، نادیده بگیرند. فصل سیزدهم، با بررسی آنچه میتوان با وجود شانس کم، موفقیت برای حمایت از جمعیتهای فقیر انجام داد، به پایان خواهد رسید. این بخش همچنین مهمترین نقش همکاری جهانی را برجسته میکند؛ مشارکت در سیاستهای بینالمللی عملگرایانه که احتمال توسعه موفقیتآمیز را افزایش میدهد و به کشورها و نخبگان پیشرو در آنها اجازه میدهد تا با وجود همه چالشهایی که با آن مواجهاند، روی توسعه بلندمدت، خطر کنند. با وجود تصویر تلخی که از تجربه برخی کشورها ترسیم میشود، همچنان میتوان امیدوار بود شرایط بسیاری از کشورهایی که تنها چند دهه پیش کشورهایی بیدستوپا و وامانده به نظر میرسیدند، به طرز چشمگیری بهبود یافته است. با وجود آنکه هنوز به استانداردهای زندگی که مردم شایسته آن هستند، نرسیدهاند. زندگی میلیاردها انسان در حال حاضر بهتر از آن است که فکر میکردیم. از این رو نویسنده توصیه میکند بهتر است رهبران سیاسی و اقتصادی، روشنفکران، دانشگاهیان و به طور کلی شهروندان کشورهایی که خطر عقبماندگی را بیشتر و شدیدتر حس میکنند، از این موفقیتها درس بگیرند و جرأت به خرج دهند و روی توسعه خطر کنند.

