روایت آهنگساز «دلشدگان» از بازیگری که تنبک را بازی نکرد، بلکه می‌نواخت

وقتی اکبر عبدی، حسین علیزاده را هم غافلگیر کرد

علیرضا سپهوند
آهنگساز و پژوهشگر موسیقی

 


«دلشدگان» ساخته زنده‌یاد علی حاتمی، از معدود فیلم‌های تاریخ سینمای ایران است که موسیقی در آن نه یک عنصر همراه تصویر، بلکه ستون اصلی روایت است. در چنین فیلمی، کوچک‌ترین اشتباه در نحوه در دست گرفتن ساز، اجرای ریتم یا حتی نشستن یک نوازنده می‌توانست تمام باورپذیری اثر را از میان ببرد. به همین دلیل حسین علیزاده، آهنگساز فیلم، از همان آغاز تولید بر این نکته تأکید داشت که بازیگران باید پیش از فیلمبرداری، رفتار حرفه‌ای با ساز را بیاموزند. اما در میان همه بازیگران، تنها یک نفر از این قاعده مستثنا شد، اکبر عبدی!
 حسین علیزاده در خاطره‌ای از مراحل پیش‌تولید «دلشدگان» می‌گوید:
«در جلسات پیش از آغاز فیلمبرداری «دلشدگان» بین من و مرحوم حاتمی گاهی هنرپیشه‌ها هم حضور داشتند.
در این جلسات من گفتم که اگر هنرپیشه‌ای قرار است ساز دست بگیرد، باید رفتار با ساز را یاد بگیرد و به‌این‌ترتیب اکثر هنرپیشه‌ها دو تا سه‌ماه کلاس ساز رفتند.
تنها کسی که کلاس نرفت اکبر عبدی بود. چون زمینه‌ای در نواختن تنبک داشت و من وقتی نوازندگی‌اش را دیدم گفتم کلاس نیاز نیست و اینکه آنقدر حسش خوب است هرطور دلش می‌خواهد بزند، بعد من درستش می‌کنم. ولی کار را طور دیگری مشکل کرد که یکسری ریتم‌ها را همین‌طوری از خودش زده بود و فیلم را گرفته بودند. بعد من توانستم از روی دست ایشان یکجوری ریتم‌ها را بنویسم و آنها را با حرکات دستش سینک کنیم.
اما خب به‌غیر از آقای عبدی بقیه بازیگرها آمدند و رفتار با ساز و دست‌گرفتن ساز و نواختن ظاهری‌اش را تمرین کردند. بعد کم‌کم فیلمبرداری در کاخ گلستان شروع شد.»
این خاطره، یکی از کمتر شنیده‌شده‌ترین ابعاد توانایی اکبر عبدی را آشکار می‌کند. استعدادی که فراتر از بازیگری بود و به درک عملی موسیقی می‌رسید. بسیاری از بازیگران می‌توانند ظاهر یک نوازنده را تقلید کنند، اما کمتر کسی قادر است چنان طبیعی ساز در دست بگیرد که حتی یک موسیقیدان حرفه‌ای آن را باور کند. عبدی از همین ویژگی برخوردار بود.
نکته مهم‌تر در روایت حسین علیزاده، اشاره به بداهه‌نوازی اکبر عبدی است. او هنگام فیلمبرداری، ریتم‌هایی را به صورت خودجوش اجرا کرده بود. اتفاقی که برخلاف تصور، کار آهنگساز را آسان‌تر نکرد، بلکه دشوارتر ساخت. علیزاده مجبور شد حرکات دست عبدی را فریم‌به‌فریم بررسی کند، ریتم‌های اجرا شده را استخراج و نت‌نویسی کند و سپس موسیقی را با همان اجرا هماهنگ سازد. این اتفاق تنها زمانی رخ می‌دهد که نوازنده، ریتم را واقعاً اجرا کرده باشد و واقعاً ریتم‌هایی که نواخته در قالب میزان به میزان نت‌نویسی، درست اجرا شده باشند، نه اینکه صرفاً ضربه‌هایی نمایشی بر پوست تنبک وارد کند.
در نقدهای منتشر شده درباره «دلشدگان» نیز همواره از هماهنگی مثال‌زدنی تصویر و موسیقی به عنوان یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای فیلم یاد شده است. این هماهنگی، حاصل دقت علی حاتمی در انتخاب بازیگران و وسواس حسین علیزاده در آموزش و نظارت موسیقایی بود. با این حال، اکبر عبدی استثنایی بود که به جای آموزش، با دانش و ذوق پیشین خود وارد پروژه شد.
 از منظر موسیقی‌شناسی، نوازندگی تنبک تنها به نواختن چند الگوی ریتمیک محدود نمی‌شود. نحوه نشستن، زاویه قرار گرفتن ساز، جایگاه انگشتان، نوع برخورد نواحی مختلف دست روی پوست و حتی واکنش بدن به ضرب، همگی بخشی از زبان این ساز هستند. عبدی این زبان را می‌شناخت و همین شناخت سبب شد شخصیت او در میان گروه نوازندگان فیلم کاملاً واقعی جلوه کند. گویی سال‌ها در یک گروه موسیقی سنتی فعالیت کرده است.
همین ویژگی، تفاوت میان یک بازیگر و یک بازیگرِ آشنا با موسیقی را نشان می‌دهد. اگر بیشتر بازیگران «دلشدگان» با تمرین توانستند ظاهر یک نوازنده را بازآفرینی کنند، اکبر عبدی این نقش را از درون زندگی کرد. شاید به همین دلیل است که پس از گذشت بیش از سه دهه، هنوز هم صحنه‌های حضور او در کنار دیگر نوازندگان، برای اهل موسیقی کاملاً باورپذیر و طبیعی به نظر می‌رسد.
«دلشدگان» امروز نه فقط به دلیل کارگردانی شاعرانه علی حاتمی یا موسیقی ماندگار حسین علیزاده، بلکه به خاطر همین جزئیات دقیق و صادقانه در حافظه فرهنگی ایران باقی مانده است. جزئیاتی که نشان می‌دهد هنر، حاصل همنشینی استعدادهای واقعی  است.
روایت حسین علیزاده نیز گواهی ارزشمند بر این حقیقت است که اکبر عبدی تنها یک بازیگر بزرگ نبود. او هنرمندی بود که موسیقی را می‌فهمید، ریتم را زندگی می‌کرد و همین درک، یکی از عوامل پنهان ماندگاری «دلشدگان» شد.