در حافظه موقت ذخیره شد...
دوگانگی مادر و مامان
داستان با صحنهای از یک مراسم خاکسپاری آغاز میشود و کمکم شخصیتها و روابط میان آنها برای خواننده روشن میشود. فتانه که در مراسم تدفین مادرشوهرش از هوش رفته، به بیمارستان منتقل شده و بر اثر تزریق نادرست آنتیبیوتیک دچار تشنج شده است. فرشاد، همسر او، از این اتفاق بهشدت نگران است؛ اما فرهاد با تردید و بدبینی به ماجرا نگاه میکند، چون فتانه را یکی از عاملان اصلی رنج و ناراحتی مادرش در سالهای زندگیاش
میداند.
مؤذنی از همان ابتدا این گره خانوادگی را پیش روی مخاطب میگذارد و او را همراه داستان میکند تا بهتدریج با شناخت شخصیتها، ریشههای این تنش را کشف کند و به آرامی شاهد باز شدن لایههای پنهان ماجرا باشد.
نویسنده با روایت یک خانواده ایرانی و فضایی آشنا، «مادر و مامان» را به روایتی تأملبرانگیز تبدیل کرده است که در کنار پیشبرد داستان و تنشهای آن، خواننده را به اندیشیدن درباره روابط میاننسلی و معناهای گوناگون مادری دعوت میکند. داستان حالوهوایی احساسی، روایی، و تأملبرانگیز دارد و بیشتر بر جزئیات روانی و عاطفی شخصیتها تکیه میکند.
نویسنده با کنار هم گذاشتن دو واژه نزدیک اما نهچندان هممعنا، از همان ابتدا یک دوگانگی برای خواننده به وجود میآورد: «مادر» واژهای رسمیتر، ریشهدارتر و حامل بار عاطفی و فرهنگی سنتی است، اما «مامان» صمیمیتر، روزمرهتر و بهنوعی متعلق به زبان خانوادگی امروز است. همین فاصله ظریف زبانی، هسته اصلی کتاب را میسازد؛ تفاوت تجربه مادری در دو افق ارزشی
و عاطفی.

