گزارش «ایران» از رویداد هنری مشق ناتمام

وقتی پل طبیعت به صحنه روایت تبدیل می‌شود

 از غروب، هنگامی که هوا رو به تاریکی می‌رود، پل طبیعت چهره‌ای دیگر به خود می‌گیرد. مکانی که در بیشتر شب‌های سال محل عبور، قدم زدن و تماشای چشم‌انداز تهران است، این روزها میزبان اجرایی محیطی شده که می‌کوشد روایت خود را نه بر صحنه‌ای محدود، بلکه در امتداد مسیر حرکت مخاطب تعریف کند.
«مشق ناتمام» از همان ابتدا بر ایده بهره‌گیری از فضای شهری بنا شده است. مخاطب نه با خرید بلیت و نشستن روی صندلی، بلکه با قدم زدن در مسیر پل وارد نمایش می‌شود و هر چند متر با بخشی از روایت روبه‌رو می‌شود. همین ویژگی، این اثر را به تئاتر محیطی نزدیک می‌کند؛ جایی که مرز میان فضای روزمره شهر و فضای نمایش تا حد زیادی از میان برداشته می‌شود.
موضوع اصلی اثر، یادبود کودکانی است که در جنگ جان باخته‌اند؛ کودکانی که عنوان «مشق ناتمام» به دفترها، کلاس‌ها و آینده ناتمامشان اشاره دارد. اجرا با تلفیق نمایش، موسیقی، چیدمان‌های محیطی و بخش‌های تعاملی می‌کوشد این مضمون را از قالب روایتی صرفاً کلامی خارج کرده و در فضای پل گسترش دهد.
در بخش‌های مختلف مسیر، اجراهای نمایشی با الهام از خاطره‌های مشترک چند نسل شکل گرفته‌اند؛ از شخصیت‌ها و داستان‌هایی که بسیاری از مخاطبان با آنها خاطره دارند تا روایت‌هایی که به زندگی کودکان و مفهوم فقدان می‌پردازند. این بخش‌ها، در کنار موسیقی زنده و طراحی محیط، ساختاری چندلایه پدید آورده‌اند که مخاطب، بسته به مسیر حرکت و زمان حضور خود، تجربه‌ای متفاوت از آن خواهد داشت.
انتخاب پل طبیعت، مهم‌ترین امتیاز این پروژه است. در اینجا مخاطب تنها کسی نیست که برای تماشای نمایش آمده باشد؛ رهگذران، خانواده‌ها، گردشگران و افرادی که به‌طور اتفاقی از روی پل عبور می‌کنند نیز بخشی از مخاطبان اثر می‌شوند. نمایش خود را به شهر تحمیل نمی‌کند، بلکه در دل جریان عادی زندگی شهری شکل می‌گیرد و هر رهگذر می‌تواند از چند دقیقه تا چند ساعت با آن همراه شود.
استقبال مخاطبان در روزهای برگزاری نشان داد که اجرای محیطی همچنان می‌تواند تجربه‌ای متفاوت برای شهروندان رقم بزند؛ تجربه‌ای که بیش از آنکه بر دیالوگ و روایت خطی متکی باشد، بر فضا، حرکت و مواجهه مستقیم مخاطب با اثر استوار است.
«مشق ناتمام» را می‌توان تلاشی برای بهره‌گیری از ظرفیت یکی از مهم‌ترین فضاهای عمومی تهران در راستای روایت یک موضوع فرهنگی دانست؛ روایتی که فارغ از میزان موفقیت هنری آن، نشان می‌دهد تئاتر محیطی همچنان این ظرفیت را دارد که مخاطب خود را بیرون از سالن‌های تئاتر بیابد و شهر را به بخشی از صحنه اجرا تبدیل کند.
هنرمندان، راویان مشق‌های ناتمام
اتابک نادری، مدیرکل هنرهای نمایشی، در گفت‌وگو با «ایران» درباره این اجرا گفت: «این ۴۰۰ مشق ناتمام، تنها برگی از هزاران برگ تاریخ ایران است؛ برگی که باید پیوسته تکرار و یادآوری شود. اگر بخواهم از سر احساس سخن بگویم، باید فریاد بکشم. وقتی عکس این بچه‌ها را می‌بینید، اولین حسی که به ذهن‌تان می‌رسد چیست؟ اولین چیزی که با دیدن این کودکان به دل من، به‌عنوان یک پدر، می‌نشیند این است که می‌گویم: بمیرم برای پدر و مادر این بچه‌ها؛ پدر و مادرهایی که هنوز چشم‌به‌راه‌اند و هنوز باورشان نشده است. خیلی‌ها با هزار امید و آرزو فرزندانشان را راهی مدرسه کردند و سرنوشت‌شان اینگونه رقم خورد.»
او ادامه داد: «این صحنه، یک جنایت است؛ جنایتی که به پهنای تاریخ ماندگار شده است. این زخمی است که باید درباره آن فریاد کشید.»
مدیرکل هنرهای نمایشی همچنین درباره نقش هنر و هنرمندان در بازتاب این فاجعه اظهار کرد: «هنرمندان روایت‌های مختلفی از این اتفاق خواهند نوشت، زیرا نباید فراموش شود و فراموش هم نخواهد شد. این فریاد، به معنای داد زدن نیست؛ بلکه به معنای خلق کردن و آفریدن اثر است. این هنرمند است که با نوع نگاه خود روایتگری می‌کند؛ چه در سینما، چه در تئاتر و چه در دیگر گونه‌های هنری، تا این اتفاق ثبت شود.»
نادری در پایان گفت: «اگر این بچه‌ها شهید شدند، ما صدای آنها را نشنیدیم؛ تنها خبرشان را شنیدیم. این هنرمندان هستند که با آثارشان، فریاد این کودکان را به گوش همه دنیا خواهند رساند؛ در عرصه ادبیات، تئاتر و دیگر هنرها.»

 

بــــرش

«مشق ناتمام»، پلی میان خاطره جمعی و یک فاجعه انسانی

حسین جابری‌انصاری، مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران نیز در گفت‌وگو با روزنامه ایران درباره نمایش محیطی «مشق ناتمام» گفت: «لحظات بسیار شیرین و در عین حال بسیار تلخی بود؛ لحظاتی که نمی‌توان آنها را با کلمات توصیف کرد. اجرای بسیار خوبی بود و توانست میان خاطره جمعی همه ما، کتاب‌های درسی و داستان‌های مشهوری که خوانده‌ایم، با یک حادثه بزرگ و در حقیقت فاجعه‌ای انسانی که با شهادت کودکان رقم خورد، پیوند برقرار کند.»
او ادامه داد: «این اجرا مخاطب را همزمان به گذشته می‌برد و به امروز بازمی‌گرداند؛ هم فلش‌بکی به خاطرات جمعی است و هم او را در لحظه اکنون نگه می‌دارد. فکر می‌کنم اشک را به چشم هر بیننده‌ای می‌آورد. در مجموع، ایده‌ای بسیار موفق بود و اجرای موفقی هم داشت. این اثر توانست میان خاطره‌های مشترک چند نسل از دانش‌آموزان ایران پیوند برقرار کند و ذهن، روح و روان همه ما را با این فاجعه انسانی درگیر سازد.»
مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران با اشاره به اهمیت اجرای آثار هنری در فضاهای عمومی اظهار کرد: «کار بسیار خوبی است که هنر را به میان جامعه و مردم بیاوریم. چنین اتفاق‌هایی می‌تواند گذشته و امروز را به هم پیوند بزند و روح و روان جامعه ایران را به حرکت درآورد. باید بیشتر تلاش کرد تا مردم از برگزاری چنین رویدادهایی مطلع شوند و برای تماشای آنها حضور پیدا کنند.»
جابری‌انصاری در ادامه گفت: «حضور ما به‌عنوان خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران و همراهی همکارانم، تلاشی است تا هم وظیفه وجدانی خود را در قبال این رویداد بزرگ و این حرکت فرهنگی و هنری انجام دهیم و هم به‌عنوان رسانه ملی کشور، در چارچوب رسالت خبری خود، به پوشش و ترویج این ایده کمک کنیم تا گروه‌های بیشتری از جامعه از آن مطلع شوند و آن را ببینند.»
او در پایان تأکید کرد: «هر یک از این روایت‌ها، روایت مظلومیت و در عین حال ایستادگی و اقتدار ملت ایران است. امیدواریم بتوانیم در برابر خون شهیدان‌مان پاسخگو باشیم و در این شرایط خاص و استثنایی، در میانه یک جنگ بزرگ میهنی، وظیفه خود را در قبال کشور به‌درستی انجام دهیم.»