در حافظه موقت ذخیره شد...
همصدایی رسانهها با پروژه دلافوئنته
همدلی و همراهی با تیم ملی
شناختند.
دلافوئنته با انتخابهایی جسورانه، مسیر متفاوتی را در پیش گرفت. او بهجای اتکا به نامهای بزرگ و باتجربه، به نسل تازهای از بازیکنان میدان داد؛ چهرههایی مانند پدری، گاوی و لامین یامال که با انرژی، خلاقیت و بیباکی، فضای متفاوتی را در تیم ملی این کشور ایجاد کردند. این انتخاب، در ابتدا ریسکپذیر به نظر میرسید، اما خیلی زود به نقطه قوت اصلی اسپانیا
تبدیل شد.
رسانههای اسپانیایی با درک این تغییر رویکرد، بهتدریج یک خط مشی مشترک را شکل دادند. تحلیلها بهجای تمرکز بر کمتجربگی بازیکنان، بر انسجام تیمی، پویایی تاکتیکی و شجاعت کادر فنی تأکید داشت. روایت غالب این بود که اسپانیا نه با ستارههای منفرد، بلکه با یک «سیستم زنده و هماهنگ» قهرمان شده است؛ سیستمی که از دل تیمهای پایه تغذیه شده و حالا به بلوغ رسیده است.
نکته قابل توجه، غیبت تقریبی انتقاد از سیاست جوانگرایی بود. در فضایی که معمولاً کوچکترین لغزش با موجی از نقد همراه میشود، اینبار موفقیت تدریجی تیم باعث شد تردیدها جای خود را به اعتماد بدهند. حتی نگرانیهای محدود درباره فشار بر بازیکنان جوان، بیشتر در قالب هشدارهای حمایتی مطرح شد، نه مخالفت با اصل تصمیم.
قهرمانی اسپانیا تنها نتیجه یک تورنمنت موفق نبود؛ بلکه حاصل همگرایی یک ایده، یک تیم و یک فضای رسانهای بود که اینبار، بهجای تردید، راه اعتماد را
انتخاب کرده بود.

