برخلاف سینما که پشت دوربین هزار اتفاق میافتد، در تئاتر فقط صحنه است که تپش دارد و بازیگر است که اصلاً اسیر قراردادهای تصویری و ژستهای بیپشتوانه که در لحظه ساخته میشود، نیست. یک لحظه کوتاه در نقش قرار میگیری، دوربین قطع میشود و این دورشدن و نزدیک شدن به شخصیت آدمی، مثل بادکنکی است که نخش رها شده باشد. نکته مهم و اساسی اینجاست که باید بتوانی کنترل بیشتری از روی صحنه تئاتر داشته باشی و کنترل این قضیه هیچ راهی ندارد به غیر از نیروی ویژهای مثل کارگردان که آن را رهبری کند. در «هامون» این توانایی در رهبری وجود داشت با سهم بسیار کارگردان و باید بگویم، بهترین ویژگی کار ایشان با بازیگر، آزاد گذاشتن در نحوه ارائه بازی است. بنابراین این نقش باید خوب میشد. به هر حال سینما یک کار دستهجمعی است و کار گروهی نیاز به مدیریت صحیح بر تمام عوامل دارد و از این نظر فیلم «هامون» مدیون مهرجویی است.
بخشی از گفتوگوی بازنشر شده زندهیاد خسرو شکیبایی
با «گزارش فیلم» به بهانه سالگرد فقدانش