در دیدارهای فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با نخبگان و مسئولان قرقیزستان بررسی شد

نقشه راه فرهنگی تهران-بیشکک


بیست‌وسومین نشست وزرای فرهنگ کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای در بیشکک، صرفاً یک گردهمایی فرهنگی میان کشورهای عضو نبود، بلکه فرصتی برای نمایش ظرفیت‌های «قدرت نرم» و توسعه دیپلماسی فرهنگی در منطقه‌ای بود که نقش آن در معادلات جهانی روزبه‌روز پررنگ‌تر می‌شود. حضور سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در این اجلاس و مجموعه دیدارها و توافقات انجام‌ شده در حاشیه آن، نشان داد که جمهوری اسلامی ایران تلاش دارد همزمان این دو مسیر را دنبال کند. یکی از مهم‌ترین محورهای سفر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، گفت‌وگو با فرهیختگان، ایران‌شناسان، استادان زبان فارسی و شخصیت‌های فرهنگی قرقیزستان بود. صالحی در این نشست‌ها کوشید تصویری از ایران ارائه دهد که فراتر از تحولات سیاسی روز، بر پیشینه تمدنی و استمرار تاریخی این سرزمین استوار باشد. او با اشاره به اینکه ایران از معدود تمدن‌هایی است که طی هزاران سال دچار گسست تاریخی نشده، استمرار فرهنگی را مهم‌ترین ویژگی تمدن ایرانی دانست. ویژگی‌ای که به باور او موجب شده است ایران در برابر تهاجمات مختلف، هویت و اصالت خود را حفظ کند.
این تأکید بر «تداوم تاریخی» را می‌توان یکی از ارکان دیپلماسی فرهنگی ایران دانست؛ رویکردی که تلاش می‌کند جایگاه کشور را نه صرفاً بر پایه شاخص‌های سیاسی و اقتصادی، بلکه بر اساس سرمایه تمدنی، ادبی و فرهنگی آن معرفی کند. در چنین نگاهی، میراث فرهنگی و ادبیات فارسی تنها بخشی از گذشته نیست، بلکه ابزاری برای گفت‌وگو، اعتمادسازی و توسعه روابط با ملت‌های منطقه به شمار می‌رود.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه سخنان خود، دو ویژگی «تسخیرناپذیری» و «صلح‌طلبی» را به عنوان شاخصه‌های فرهنگ ایرانی مطرح کرد و با اشاره به شخصیت‌هایی همچون «رستم» در شاهنامه و «ماناس» در فرهنگ قرقیزستان، بر اشتراکات فرهنگی دو ملت تأکید کرد. بخش دیگری از سخنان صالحی به شرایط کنونی ایران و تحولات منطقه اختصاص داشت. او با اشاره به مذاکرات هسته‌ای، خروج آمریکا از برجام، ترور سردار قاسم سلیمانی و درگیری‌های اخیر، تلاش کرد تصویری از وضعیت ایران از منظر جمهوری اسلامی ارائه دهد و این تحولات را در امتداد همان روایت تاریخی مقاومت و حفظ هویت ملی تفسیر کند. پرداختن به این موضوعات در جمع نخبگان فرهنگی قرقیزستان نشان می‌دهد که دیپلماسی فرهنگی امروز دیگر محدود به معرفی هنر و ادبیات نیست، بلکه به بستری برای تبیین مواضع سیاسی و روایت‌های ملی نیز تبدیل شده است.
در کنار این رویکرد گفتمانی، سفر وزیر فرهنگ دستاوردی عملی نیز به همراه داشت. امضای تفاهمنامه همکاری‌های فرهنگی و هنری میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری قرقیزستان را می‌توان مهم‌ترین نتیجه این سفر دانست. این سند که برای دوره ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۹ تنظیم شده، طیف متنوعی از همکاری‌ها را در بر می‌گیرد؛ از برگزاری متقابل روزهای فرهنگی در دو کشور گرفته تا توسعه همکاری‌های سینمایی، تبادل اطلاعات درباره ثبت آثار تاریخی، حفاظت و مرمت میراث فرهنگی و اجرای برنامه‌های مشترک در حوزه فرهنگ و هنر.
اهمیت این تفاهمنامه در آن است که روابط فرهنگی دو کشور را از سطح دیدارهای رسمی و تبادل هیأت‌ها فراتر می‌برد و آن را به برنامه‌هایی زمان‌بندی‌شده و قابل اجرا تبدیل می‌کند. تجربه روابط فرهنگی میان کشورها نشان داده است که برگزاری هفته‌های فرهنگی، تبادل هنرمندان، همکاری‌های سینمایی و مشارکت در حفاظت از میراث فرهنگی، از مؤثرترین ابزارهای تقویت شناخت متقابل ملت‌ها و افزایش سرمایه اجتماعی در روابط بین‌الملل به شمار می‌رود.
از سوی دیگر، سازمان همکاری شانگهای نیز در سال‌های اخیر تلاش کرده است همکاری‌های فرهنگی را در کنار همکاری‌های اقتصادی و امنیتی تقویت کند. برای ایران که از سال ۱۴۰۲ به عضویت دائم این سازمان درآمده، استفاده از این ظرفیت می‌تواند به تعمیق ارتباطات فرهنگی با آسیای مرکزی، روسیه، چین و دیگر اعضای این پیمان کمک کند. دیدار وزیر فرهنگ با اسقف اعظم و رهبر ارتدوکس‌های قرقیزستان نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. این دیدار، در کنار گفت‌وگو با دانشگاهیان و نخبگان فرهنگی، نشان‌دهنده آن است که دیپلماسی فرهنگی ایران تنها بر همکاری‌های دولتی متمرکز نیست، بلکه گفت‌وگوی میان ادیان، تعامل با نخبگان و ارتباط با نهادهای اجتماعی و فرهنگی را نیز بخشی از سیاست فرهنگی خارجی خود می‌داند. در مجموع، سفر سیدعباس صالحی به قرقیزستان را می‌توان نمونه‌ای از پیوند میان «روایت تمدنی» و «دیپلماسی اجرایی» دانست؛ سفری که در آن از یک سو بر معرفی هویت تاریخی، فرهنگی و تمدنی ایران و تبیین دیدگاه‌های جمهوری اسلامی درباره تحولات منطقه تأکید و از سوی دیگر، با امضای تفاهمنامه همکاری، زمینه‌های گسترش تعاملات فرهنگی، هنری و میراثی میان تهران و بیشکک تقویت شد. استمرار چنین رویکردی می‌تواند به افزایش نفوذ فرهنگی ایران در آسیای مرکزی، تقویت پیوندهای مردمی و بهره‌گیری مؤثرتر از ظرفیت‌های سازمان همکاری شانگهای در عرصه فرهنگ و هنر بینجامد.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و هفتاد و هفت
 - شماره نه هزار و هفتاد و هفت - ۲۸ تیر ۱۴۰۵