مخاطب تشنه احترام و کیفیت
مازیار ناظمی
کارشناس رسانه
جام جهانی فوتبال، فرصتی مغتنم بود تا پلتفرمهای فعال در بستر فضای مجازی توانمندی خود را بهعنوان جایگزینی جدی برای تلویزیون سنتی به نمایش بگذارند؛اما آنچه در بسیاری از برنامهها به چشم آمد، بیش از آنکه نشانهای از بلوغ رسانهای باشد، بازتابی از نوعی سردرگمی در تعریف مرز میان «سرگرمی» و «تحلیل» بود.
بهنظر میرسد برخی برنامهسازان، تمایز ظریف اما اساسی میان «با هم خندیدن» و «به هم خندیدن» را از یاد بردهاند. بیتردید، شوخی، طنز و فضای صمیمی، بخشی جداییناپذیر از ذات برنامههای ورزشی است؛ اما هنگامی که محور برنامه به تمسخر، متلکپرانی، پریدن در کلام یکدیگر و رقابتی بیپایان برای خنداندن به هر قیمت بدل میشود، دیگر مجالی برای گفتوگوی حرفهای باقی نمیماند. مخاطب امروز ایران، بیش از هر زمان دیگری، تشنه تحلیل، احترام و کیفیت است.
در میان برنامههای اینترنتی، شاید تنها عادل فردوسیپور در پلتفرم فوتبال 360 توانست تا حد زیادی بر سرمایهای چون اعتبار شخصی، تجربه، انصاف و اعتماد سالهای گذشته تکیه کند. هرچند حتی در برنامههای او نیز برخی شوخیها و متلکهای تکرارشونده، نسبت به گذشته رنگ کهنگی به خود گرفته و گاه خستهکننده به نظر میرسید، اما همچنان فاصلهای محسوس با بسیاری از تولیدات دیگر حفظ شده بود. در سوی دیگر، برنامه مشترک جواد خیابانی و خداداد عزیزی، بیش از آنکه یادآور یک برنامه تحلیلی ورزشی باشد، فضایی شبیه به فیلمفارسیهای قدیمی را تداعی میکرد؛ جایی که اغراق، شوخیهای بیوقفه و جدلهای نمایشی، جای تحلیل را اشغال کرده بود. افسوس برای دو چهرهای که هر یک، بخشی از خاطرات خوش فوتبال ایران را در ذهن مخاطبان ثبت کردهاند. چنین به نظر میرسد که در مسیر جذب مخاطب و تأمین منافع اقتصادی پلتفرم، هر نوع نمایش مجاز شمرده شده و تنها گامی تا عبور از مرزهای حرفهای باقی مانده است.
با این همه، نمیتوان از نکات مثبت نیز چشم پوشید. از دیدگاه رسانهای، حجم تولید برنامهها قابل توجه بود و رقابت میان پلتفرمها، دامنه انتخاب مخاطبان را گستردهتر کرد. علاوه بر این، حضور شماری از بانوان متخصص و مسلط به فوتبال، رویدادی امیدبخش بود که نشان داد بهرهگیری از کارشناسان توانمند، فارغ از جنسیت، میتواند به ارتقای کیفیت گفتوگوها منجر شود.
رسانه ورزشی امروز ایران، بیش از هر زمان دیگری، نیازمند بازنگری جدی است؛ بازنگری در تعریف سرگرمی، احترام به شعور مخاطب و بازگشت به تحلیل حرفهای. مخاطب ایرانی دیگر صرفاً در پی هیاهو و شوخی نیست؛ او برنامهای میطلبد که در عین جذابیت، آگاهیبخش باشد و شأن رسانه را نیز حفظ کند. اگر پلتفرمهای اینترنتی بتوانند میان سرگرمی، نقد، دانش و احترام به مخاطب توازن برقرار کنند، آینده از آن آنان خواهد بود؛ اما اگر معیار همچنان افزایش بازدید به هر قیمت باقی بماند، این موج نیز دیری نخواهد پایید و بهسرعت فروکش خواهد کرد.

