مجید رضائیان، استاد دانشگاه و پژوهشگر رسانه در گفتوگو با «ایران»:
تولید محتوا باید به سمت فرهنگسازی برود
مهری رنجبر/ با نزدیک شدن به روزهای پایانی جام جهانی ۲۰۲۶ و قرار گرفتن در آستانه برگزاری دیدار فینال، تبوتاب رسانهای این رویداد به اوج خود رسیده است؛ جایی که رقابت تیمها در زمین، با رقابت رسانهها برای روایت بهتر، تحلیل عمیقتر و جذب مخاطب بیشتر گره خورده است. در این مقطع حساس، نقش برنامههای ورزشی چه در تلویزیون و چه در پلتفرمهای خصوصی و تلویزیونهای اینترنتی بیش از هر زمان دیگری برجسته میشود. این شرایط، ضرورت بازنگری در شیوه تولید محتوا، فاصله گرفتن از برنامههای صرفاً شخصمحور و حرکت به سوی الگوهای حرفهای و تحلیلی را دوچندان کرده است. برای بررسی موضوع چگونگی افزایش کیفیت تولید محتوا در برنامههای ورزشی به سراغ مجید رضائیان استاد دانشگاه و پژوهشگر رسانه رفتیم و با وی درباره ابعاد مختلف استانداردهای مدرن در این حوزه به گفتوگو پرداختیم. رضائیان در گفتوگو با «ایران» به زوایای مختلف این موضوع از نگاه رسانهای پرداخته است. متن کامل این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
او در ادامه تأکید میکند: «باید دید یک برنامه حرفهای در دنیا چه ویژگیهایی دارد. برنامه نباید شخصمحور باشد؛ یعنی همه بار برنامه روی دوش یک فرد یا چند نفر قرار گیرد. کارشناس در برنامه حضور دارد تا نظر بدهد، اما نباید فراموش کرد که یک برنامه از عناصر مختلفی تشکیل میشود. در ایران معمولاً برنامهها شخصمحور هستند و این مسأله ما را از کارهای عمیقتر، پختهتر و کارشناسیتر دور میکند. برای مثال، یک برنامه تحلیلی درجهیک میتواند شامل تحلیل آماری، نقد با حضور موافق و مخالف و بررسیهای چندجانبه باشد؛ چنین برنامهای تفاوت زیادی با نمونههای رایج دارد.»
رضائیان با اشاره به دشواری اجرای این الگو در ایران میگوید: «هرچند در ایران این کار دشوارتر است و نیاز به کار فنیتری دارد. در بسیاری از برنامههای تولیدشده در شبکههای اینترنتی و حتی تلویزیون، به دلیل محدودیت امکانات، نوعی شخصمحوری دیده میشود. در حالی که باید از این رویکرد فاصله گرفت. البته این به معنای حذف کارشناس نیست، بلکه باید ترکیبی از مصاحبه، میزگرد، ارزیابی کارشناسی و گزارش تحلیلی در برنامه وجود داشته باشد.»
او درباره اصول ساخت برنامه نیز توضیح میدهد: «امروز ژانر غالب روزنامهنگاری، ژانر تحلیلی است که بر دو عنصر «چه کسی» و «چرایی» استوار است. البته مخاطب به سایر عناصر نیز توجه دارد، بنابراین برنامه باید بر پایه ترکیبی از این عناصر ساخته شود.»
این پژوهشگر رسانه در عین حال، حاشیه را بخشی جداییناپذیر از ورزش میداند: «ورزش را نمیتوان بدون حاشیه تصور کرد. طبیعی است که ورزش حاشیه دارد و برخی افراد نیز وارد این حوزه میشوند، بدون آنکه الزاماً موجب رنجش دیگران شوند. نمیتوان ایراد گرفت که چرا از حاشیه برای جذب مخاطب استفاده میشود؛ این موضوع طبیعی است. بسیاری از برنامهها بخشی از انرژی خود را برای این مسأله صرف میکنند و این ایرادی ندارد. اما در کنار آن باید گزارشهای تحلیلی، آماری و ارزیابیهای فنی دقیقتر نیز ارائه شود تا علاوه بر جذب مخاطب، سطح سواد او نیز ارتقا یابد. این دو باید در کنار هم دیده شوند. حاشیه، یکی از عناصر جذب در ورزش است و بهدلیل ذات این حوزه، برای مخاطب جذابیت دارد. یکی از وظایف رسانه، سرگرمی در کنار اطلاعرسانی و آموزش است. منظور این نیست که عنصر سرگرمی حذف شود، بلکه باید در کنار آن، آموزش و تغییر نگرش نیز وجود داشته باشد و میان این عناصر تعادل برقرار شود.»
او در ادامه بر اهمیت حفظ مخاطب تأکید میکند: «من درباره برنامههای خاص داوری نمیکنم، اما در یک ارزیابی کلی باید گفت در حوزههایی مانند ورزش، سبک زندگی، مسائل اجتماعی یا اقتصاد معیشتی، جذب مخاطب کار دشواری نیست. اما مهمتر از جذب، حفظ مخاطب است. مخاطب باید احساس کند با پایان برنامه، اطلاعات، نوع نگاه و نگرش او ارتقا یافته است. این مسأله نیازمند نگاه سردبیری دقیق است.»
رضائیان در پایان، نقش «اتاق سوژه» را در رسانهها کلیدی میداند: «در دنیای رسانه، بر اهمیت اتاق سوژه تأکید زیادی میشود، زیرا سردبیر نباید بهتنهایی تصمیمگیر باشد. اساساً سردبیری در رسانههای حرفهای بر پایه اتاق سوژه شکل میگیرد. این اتاق است که به رسانه حیات میبخشد و مسیر کار را پیش میبرد. بنابراین، باید اتاق سوژه را جدی گرفت. برنامهها باید بهگونهای طراحی شوند که در کنار جذب مخاطب، به افزایش آگاهی و تغییر نگرش و فرهنگسازی او نیز منجر شوند.»

