قصاص برای دختری که همسایه اش را کشت
گروه حوادث / کامران علمدهی: دختر جوان که پیرزن همسایه را کشته و طلاهایش را سرقت کرده بود به قصاص محکوم شد.
به گزارش «ایران»، اوایل سال 1403 مرد جوانی در تماس با اورژانس و پلیس از قتل مادرش خبر داد. پس از آن مأموران به خانه مقتول در شرق تهران اعزام شدند. پسر مقتول در توضیح ماجرا گفت: «بعد از فوت پدرم، مادرمان تنها زندگی میکرد و من و خواهرم هر روز به او سر میزدیم. روز حادثه خواهرم گفت مادر جواب تلفن را نمیدهد ما هم نگران به خانهاش رفتیم که متوجه قتل شدیم. فکر میکنم قاتل غریبه نبوده چون آثار ورود به زور دیده نشد از طرفی مادرم با لباس خانه بود و احتمال میدهم کسی که مادرم را به قتل رسانده یک زن بوده.»
پس از آن جسد با دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد. در ادامه تحقیقات مشخص شد که طلاهای مقتول نیز به سرقت رفته است.
در بازبینی دوربینهای مداربسته اطراف محل جنایت تصویر زن جوانی به نام فریبا به دست آمد که از ساختمان محل زندگی مقتول با کیسه زبالهای در دست خارج شد، اما با اینکه سر کوچه خودشان سطل آشغال بود کیسه را دو کوچه بالاتر داخل سطل زباله انداخت و بعد به خانه برگشت. به این ترتیب فریبا احضار شد و تحت بازجویی قرار گرفت وی در جریان بازجوییهای فنی به قتل اعتراف کرد و در توضیح ماجرا گفت: «من و مادرم مدتی قبل به این آپارتمان آمدیم و با زن سالخورده که طبقه پایین ما زندگی میکرد آشنا شدیم. چون او تنها بود اگر کاری داشت به ما میگفت. روز حادثه او را دیدم که کمردرد داشت. به او گفتم اگر میخواهی به خانهات بیایم و ماساژت بدهم و او هم استقبال کرد. بعد از ماساژ به من گفت فریبا رنگ خودت هم پریده و یک قرص ویتامین بخور وقتی خوردم احساس سرگیجه کردم و در یک لحظه احساس کردم او با چاقو بالای سرم است. ترسیدم و به همین خاطر چاقو را گرفتم و چند ضربه به او زدم. بعد هم طلاهایش را برداشتم و با صحنهسازی تلاش کردم تا قتل را با انگیزه سرقت نشان دهم. پس از آن هم طلاها و چاقو را به داخل کیسهای گذاشتم و آن را به سطل زباله کوچه بالایی انداختم.»
با تکمیل تحقیقات پرونده برای رسیدگی به شعبه 3 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
اولین جلسه دادگاه
در ابتدای جلسه فرزندان مقتول به عنوان اولیای دم تقاضای قصاص کردند. سپس متهم به جایگاه رفت و با تکرار اظهاراتش در بازجویی گفت: «من به لحاظ روانی بیمار هستم.» با توجه به اینکه وکیل متهم نیز ادعای جنون او را مطرح کرده بود رسیدگی به وضعیت سلامت روان او در کمیسیون پزشکی قانونی انجام شد. به این ترتیب با رفع نواقص در تحقیقات و همچنین تأیید سلامت روان متهم، پرونده بار دیگر برای رسیدگی به دادگاه کیفری ارسال شد.
دومین جلسه دادگاه
در ابتدای این جلسه نیز اولیای دم بر قصاص تأکید کردند. پس از آن متهم بار دیگر اظهاراتش را تکرار کرد و گفت: «روز حادثه داروهایم را با 3 قرص برای آرامش اعصاب خورده بودم و چشمانم جایی را نمیدید، فکر کردم او میخواهد مرا بکشد باور کنید جزئیات دیگری به خاطر نمیآورم.» او افزود: «حالا هم از اولیای دم میخواهم من را ببخشند. میدانم که مادرشان را خیلی دوست داشتند اما بدانند من هم او را دوست داشتم و به خاطر شرایط روانیام ندانسته، مرتکب جنایت شدم.» در پایان قضات براساس مستندات و اعتراف صریح متهم و همچنین نظریه پزشکی قانونی، فریبا را برای قتل به قصاص و برای سرقت به حبس محکوم کردند.

