قتل ۲ زن سالخورده به دست پرستار خانگی عصبانی

گروه حوادث: مرضیه همایونی/ پرستار خانگی که با ضرب و جرح دو زن سالمند باعث مرگ آنها شده بود، با شکایت خانواده مقتولان دستگیر شد.
به گزارش «ایران»، اواخر سال گذشته خبر مرگ مشکوک زنی 75 ساله در یکی از بیمارستان‌های تهران به پلیس اعلام شد و با توجه به اینکه آثار کبودی روی بدن وی دیده می‌شد و پزشکان نیز علت مرگ را کمبود اکسیژن و ضرب و شتم اعلام کردند، موضوع به بازپرس کشیک قتل پایتخت گزارش شد. 
خانواده زن سالخورده در تحقیقات گفتند: از آنجایی که مادرمان برای انجام کارهای روزانه‌اش نیاز به کمک داشت، دو ماه قبل پرستاری را از یک دفتر خدماتی برایش استخدام کردیم. 
روز حادثه وقتی به دیدن مادرمان رفتیم، متوجه شدیم به سختی نفس می‌کشد و حالش خوب نیست، سمیرا (پرستار مادر) گفت مادرمان از روی مبل به زمین افتاده است و حالش خوب نیست.
در ادامه معاینات اولیه متخصصان پزشکی قانونی، نشان داد پیرزن تا سر حد مرگ مورد شکنجه قرار گرفته است، بنابراین تیم جنایی به سراغ دوربین‌های مداربسته خانه وی رفتند و مشخص شد پرستار خانگی هر روز پیرزن را کتک می‌زده و با وی بدرفتاری داشته است.  با به دست آمدن این سرنخ، بازداشت پرستار خشن به دستور بازپرس جنایی صادر شد، اما وقتی کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی به بررسی سوابق این زن پرداختند، مشخص شد در سال 1400 خانواده یک زن سالخورده دیگر نیز از این زن 55 ساله شکایت کرده و مدعی بودند وی باعث مرگ مادرشان شده است. اما پرونده در آن زمان با توجه به فراری بودن متهم به نتیجه نرسیده بود.
بدین ترتیب تحقیقات ادامه یافت و متهم در مخفیگاهش دستگیر شد.
حوصله پیرزن‌ها را نداشتم
سمیرا 55 ساله، متهم ردیف اول پرونده قتل دو پیرزن زیر شکنجه است.
چرا آنها را کتک می‌زدی؟
من اعصاب درست و حسابی ندارم. وقتی می‌خواستم به آنها دارو بدهم و مقاومت می‌کردند، مجبور می‌شدم آنها را کتک بزنم تا داروهایشان را بخورند.
ولی در مورد قتل آخری، تو گردن پیرزن را به حدی فشار داده‌ای که دچار خفگی شده است، چرا این کار را کردی؟
به خاطر مسائل و مشکلات زندگی‌ام ناراحت بودم و حرصم را روی او خالی کردم. فکر نمی‌کردم فشار دادن گردنش باعث بد شدن حالش شود و او به کام مرگ برود.
چه موقع فهمیدی کشته شده‌اند؟
وقتی پیرزن اولی فوت کرد، خانواده‌اش با من تماس گرفتند و اطلاع دادند که او فوت کرده است، من هم ترسیدم و گوشی تلفن همراهم را خاموش کردم و برای مدتی کار پرستاری را کنار گذاشتم. اما با گذشت زمان، وقتی دیدم کسی به سراغم نیامد با خودم گفتم حتماً پرونده بسته شده است و دوباره به سراغ پرستاری رفتم. در مورد دوم هم به خانواده پیرزن گفتم از مبل افتاده است و وقتی او را به بیمارستان بردند، فرار کردم و با تعویض سیم‌کارتم، مخفی شدم.
شغل دیگری هم داشتی؟
در خانه‌های مردم کارگری می‌کردم. 15 سال پرستار بودم و قبلش نیز در کارخانه‌ها بسته‌بندی انجام می‌دادم و بعد هم دستفروشی. یکی از دوستانم پیشنهاد داد پرستاری کنم. می‌گفت درآمدش بهتر و دردسرش هم کمتر است، من هم مشغول به کار شدم.
فرزند هم داری؟
فرزندم که به دنیا آمد، شوهرم با زور او را از من گرفت و دیگر خبری از او ندارم.
صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • انرژی
  • گزارش
  • دولت چه کار می‌کند
  • حوادث
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و هفتاد و چهار
 - شماره نه هزار و هفتاد و چهار - ۲۴ تیر ۱۴۰۵