هوش مصنوعی؛ دیکتاتورهای عصر جدید
استادیار علوم سیاسی
و رایزن فرهنگی ایران در اتریش
«خانه حکمت ایرانیان» در وین، میزبان سمپوزیومی با عنوان «هوش مصنوعی، اخلاق و دموکراسی» بود که دکتر رضا غلامی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، یکی از سخنرانان این همایش بینالمللی بود. مکتوب حاضر متن ویرایش و تلخیص شده «ایران» از سخنرانی او است که در این هماندیشی ارائه شده است.
دموکراسی صرفاً سازوکاری برای شمارش آرا نیست، بلکه بر گفتوگوی عقلانی، استدلال مشترک و داوری آگاهانه شهروندان استوار است. از همین رو، یکی از مهمترین پیامدهای گسترش هوش مصنوعی، تهدید بنیانهای معرفتی دموکراسی از طریق تضعیف حقیقت و فروپاشی «فضای معرفتی مشترک» است.
دموکراسی زمانی پایدار میماند که شهروندان، با وجود اختلاف نظر، بر سر حداقلی از واقعیتهای مشترک توافق داشته باشند. اما گسترش دیپفیک، اطلاعات نادرست و محتوای دستکاریشده، اعتماد به واقعیت را تضعیف و زمینه گفتوگوی سیاسی را از میان میبرد. هنگامی که حقیقت نسبی و قابل جعل شود، داوری جمعی نیز آسیب میبیند و یکی از پیششرطهای اساسی دموکراسی از بین میرود. در این میان، مسأله فقط انتشار اطلاعات نادرست نیست، بلکه شیوه اعمال قدرت نیز تغییر کرده است. الگوریتمها با تحلیل دادههای رفتاری، بهجای اقناع مبتنی بر استدلال، ترجیحات شهروندان را بهطور نامریی هدایت میکنند. این فرآیند با فیلتر کردن اطلاعات و جهتدهی به تجربه شناختی افراد، عاملیت انسانی و استقلال در تصمیمگیری را تضعیف میکند. نتیجه این روند، تمرکز بیسابقه نفوذ سیاسی در دست پلتفرمهای دیجیتال است؛ قدرتی که نه از مشروعیت دموکراتیک، بلکه از کنترل زیرساختهای اطلاعاتی و الگوریتمی سرچشمه میگیرد و میتواند نقشی مشابه دیکتاتورهای جدید ایفا کند. مقابله با این وضعیت، بیش از راهحلهای فنی، به بازسازی ظرفیتهای فکری و فرهنگی جامعه نیاز دارد. اولین گام، عمومیسازی فلسفه و گسترش آموزش تفکر انتقادی در مدارس، رسانهها و عرصه عمومی است. جامعهای که شهروندان آن توان داوری عقلانی داشته باشند، در برابر فریب و دستکاری هوش مصنوعی مقاومتر خواهد بود. راهکار دیگر، احیای مرجعیت جریان روشنفکری است. عصر هوش مصنوعی، در کنار فرصتها، خطر سطحینگری و پیشبینیپذیر شدن ذهن انسان را نیز به همراه دارد. ازاینرو، جامعه به اندیشمندان، روزنامهنگاران، نویسندگان و روشنفکران مستقلی نیاز دارد که با تقویت استدلال عمومی و تفکر انتقادی، از زوال حیات فکری جلوگیری کنند.
در نهایت، خطر اصلی آینده باهوشتر شدن ماشینها نیست، بلکه کنار گذاشتن تفکر انتقادی و داوری اخلاقی از سوی انسانهاست. سرنوشت دموکراسی نه به توان محاسباتی الگوریتمها، بلکه به نظام ارزشی حاکم بر توسعه و هدایت هوش مصنوعی وابسته است. اگر آزادی، عدالت و کرامت انسانی محور این نظام باشد، هوش مصنوعی میتواند در خدمت تقویت دموکراسی قرار گیرد؛ زیرا دموکراسی، پیش از آنکه یک سازوکار سیاسی باشد، دستاوردی اخلاقی است که بقای آن به خرد، مسئولیتپذیری و بلوغ جوامع انسانی وابسته است.

