تحلیل نیویورکر؛ حمله به ایران چگونه به اقتصاد آمریکا ضربه زد و باعث افت محبوبیت رئیس جمهور شد؟

تبعات یک جنگ اشتباه

مجله نیویورکر در مقاله‌ای تحت عنوان «جنگ غیرضروری ترامپ علیه ایران، بزرگ‌ترین اشتباه اوست» استدلال می‌کند که جنگ دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، بر علیه ایران به بزرگ‌ترین اشتباه اقتصادی و سیاسی دولت او تبدیل شده است. در حالی که کاخ سفید امیدوار بود با اتکا به رشد اقتصادی و کاهش تورم، با دست پر وارد انتخابات میان‌دوره‌ای شود، حمله به ایران باعث جهش قیمت نفت و بنزین، افزایش دوباره تورم و اختلال در زنجیره‌های تأمین شد. این تحولات، هم محبوبیت اقتصادی ترامپ را به پایین‌ترین سطح رسانده و هم جایگاه جمهوری‌خواهان را در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای تضعیف کرده است.

برای رئیس‌جمهور دونالد ترامپ، دوران تفریحات تابستانی خیلی زود به پایان رسیده است. او با برگزاری یک شب مسابقات UFC در کاخ سفید به مناسبت هشتادمین سالروز تولدش، خشم سنت‌گرایان را برانگیخت؛ در مراسم دویست‌وپنجاهمین سالگرد تأسیس ایالات متحده، دموکرات‌ها را «کمونیست» خواند و سپس برای شرکت در نشست ناتو راهی ترکیه شد؛ جایی که رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه، با پهن کردن فرشی فیروزه‌ای از او استقبال کرد. اما حالا نوبت به چالش‌های جدی‌تر رسیده است: ادامه بحران خاورمیانه، وضعیت نابسامان اقتصاد و انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره که کمتر از چهار ماه تا برگزاری آن باقی مانده است.
این سه موضوع به یکدیگر گره خورده‌اند؛ آن هم به شکلی که چندان به سود ترامپ نیست. در آغاز سال، کاخ سفید و رهبران جمهوری‌خواه امیدوار بودند که با فرا رسیدن تابستان و آغاز رقابت‌های انتخابات میان‌دوره‌ای، بتوانند از دستاوردهای مثبت اقتصادی به‌عنوان برگ برنده استفاده کنند. ترامپ در ماه ژانویه، در جمع اعضای «باشگاه اقتصادی دیترویت» گفت: «رشد اقتصادی در حال انفجار است. بهره‌وری سر به فلک کشیده، سرمایه‌گذاری جهش پیدا کرده، درآمدها در حال افزایش است و تورم شکست خورده است.»
البته ترامپ به اغراق‌گویی و بیان ادعاهای بی‌پایه شهرت دارد، اما دولت او اقتصاددانانی دارد که دست‌کم تا حدی واقع‌بین هستند و در آن مقطع به آینده خوشبین بودند. هرچند اقتصاد آمریکا با شتابی انفجاری رشد نمی‌کرد، اما برخلاف نگرانی‌ها، تعرفه‌های فراگیر ترامپ آن را وارد رکود نکرده بود. در سال ۲۰۲۵، تولید ناخالص داخلی آمریکا ۲.۱ درصد رشد کرد؛ نرخی پایین‌تر از سال‌های ریاست‌جمهوری بایدن، اما همچنان قابل قبول. وضعیت تورم نیز امیدوارکننده به نظر می‌رسید. در ژانویه، نرخ تورم سالانه ۲.۴ درصد بود؛ رقمی که فاصله چندانی با هدف ۲ درصدی فدرال رزرو نداشت. همین روند باعث شد مشاوران ترامپ امیدوار شوند که بانک مرکزی به‌زودی کاهش نرخ بهره را از سر بگیرد.
در همین حال، موج اشتیاق به هوش مصنوعی بازار سهام را به رکوردهای تازه‌ای رسانده بود و شرکت‌های بزرگ فناوری سرمایه‌گذاری‌های عظیمی در حوزه تراشه‌ها، سرورها و نرم‌افزار انجام می‌دادند. تنها در سه‌ماهه نخست سال، همین سرمایه‌گذاری‌ها حدود ۱.۳ درصد به رشد سالانه تولید ناخالص داخلی افزود. جوزف لاوورگنا، اقتصاددان باسابقه وال‌استریت و مشاور وقت وزارت خزانه‌داری آمریکا در ماه فوریه به شبکه CNBC گفته بود: «ما در حال تجربه رشد اقتصادی قدرتمندی هستیم که هم‌زمان با کاهش تورم همراه است.» این خوشبینی برای سیاستمداران جمهوری‌خواهی که قرار است پاییز امسال در انتخابات شرکت کنند، بیش از آنکه بر واقعیت استوار باشد، به آرزو شباهت دارد. البته تب سرمایه‌گذاری در حوزه هوش مصنوعی همچنان فروکش نکرده است، اما در مجموع، اقتصاد آمریکا تقریباً همان مسیری را طی می‌کند که سال گذشته نیز در پیش گرفته بود.
در ماه مه، نرخ تورم به ۴.۲ درصد (بالاترین سطح در بیش از سه سال گذشته) رسید و رشد اشتغال نیز در ماه گذشته به‌شدت کند شد. در نتیجه، نارضایتی آمریکایی‌ها از هزینه‌های بالای زندگی همچنان ادامه دارد و ادعاهای اغراق‌آمیز ترامپ درباره موفقیت‌های اقتصادی دولتش بیش از هر زمان دیگری توخالی به نظر می‌رسد.
در تازه‌ترین نظرسنجی مؤسسه هریس، تنها ۱۶ درصد از پاسخ‌دهندگان گفته‌اند وضعیت اقتصاد در حال بهبود است، در حالی که ۵۷ درصد معتقدند شرایط بدتر شده است. حتی در میان افرادی که خود را جمهوری‌خواه می‌دانند نیز تقریباً از هر چهار نفر، یک نفر گفته است اوضاع اقتصادی رو به بهبود است.
با توجه به چنین ارزیابی‌هایی، تعجبی ندارد که میزان رضایت مردم از عملکرد ترامپ در حوزه اقتصاد به پایین‌ترین سطوح رسیده باشد. بر اساس نظرسنجی مشترک اکونومیست و یوگاو که هفته گذشته منتشر شد، تنها ۳۲ درصد از آمریکایی‌ها عملکرد او در مدیریت اقتصاد را تأیید می‌کنند. میزان رضایت از عملکرد او در مهار تورم حتی کمتر است و تنها ۲۷ درصد از پاسخ‌دهندگان آن را مثبت ارزیابی کرده‌اند.
بی‌تردید، تصویری که ترامپ از آینده اقتصاد ترسیم می‌کرد، از همان ابتدا بیش از حد خوش‌بینانه بود. (برای نمونه، هاوارد لوتنیک، وزیر بازرگانی آمریکا، در ماه ژانویه پیش‌بینی کرده بود که رشد تولید ناخالص داخلی در سه‌ماهه نخست سال از ۵ درصد فراتر خواهد رفت.) البته رونق سرمایه‌گذاری در حوزه هوش مصنوعی واقعی است، هرچند اینکه این روند تا چه زمانی ادامه پیدا کند، موضوع دیگری است. این احتمال وجود داشت که سال ۲۰۲۶، سالی با رشد اقتصادی مناسب، کاهش نرخ بهره، تورم ملایم و افزایش دستمزدهای واقعی باشد. اما سپس ترامپ، در هماهنگی با اسرائیل، تصمیم گرفت به ایران حمله کند.
با گسترش جنگ، قیمت هر بشکه نفت خام از حدود ۷۰ دلار به بیش از ۱۱۰ دلار افزایش یافت. میانگین قیمت هر گالن بنزین در سراسر آمریکا که کمتر از ۳ دلار بود، به ۴.۵۰ دلار رسید. همزمان، قیمت دیگر فرآورده‌های نفتی که نقش مهمی در اقتصاد دارند، از جمله کودهای شیمیایی و مواد پلاستیکی، نیز جهش کرد.
جوزف لاوورگنا که در ماه مارس از دولت ترامپ جدا شد، ماه گذشته به شبکه CNBC گفت این تحولات در عمل به یک «شوک عرضه خودساخته» برای اقتصاد آمریکا تبدیل شد. او افزود: «مشکل، همین جنگ است... از منظر پیش‌بینی‌های اقتصادی، این جنگ همه‌چیز را تغییر داد؛ آن هم به شکلی بنیادین.»
افزایش دوباره تورم نیز از چشم فدرال رزرو که بر اساس قانون موظف به حفظ ثبات قیمت‌هاست، دور نماند. در نشست سیاست‌گذاری ماه گذشته، ۹ نفر از ۱۸ عضو کمیته سیاست‌گذاری این نهاد اعلام کردند که انتظار دارند تا پایان سال دست‌کم یک بار دیگر نرخ بهره افزایش یابد. حتی کوین وارش، سرمایه‌گذار جمهوری‌خواهی که ترامپ شخصاً او را برای ریاست فدرال رزرو برگزیده بود نیز از ضرورت مهار تورم سخن گفت.
در چنین شرایطی، دولت ترامپ با دولت ایران به یک توافق موقت دست یافت؛ توافقی که در قالب یک تفاهم‌نامه رسمی شد و هدف آن پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز بود. پس از اعلام این توافق، قیمت نفت خام  که پیش از آن نیز در انتظار توافق تا حد زیادی کاهش یافته بود باز هم افت کرد و تا ابتدای هفته گذشته، تقریباً به سطح پیش از جنگ، یعنی حدود ۷۰ دلار در هر بشکه، بازگشت.
اما در ادامه هفته، با ازسرگیری درگیری‌ها و اعلام پایان آتش‌بس از سوی ترامپ، عبور و مرور در تنگه هرمز عملاً متوقف شد. در نتیجه، قیمت نفت برنت برای مدتی دوباره از ۸۰ دلار فراتر رفت، هرچند در پایان معاملات روز جمعه به حدود ۷۵ دلار رسید. قیمت بنزین نیز که در ماه ژوئن به کمتر از ۴ دلار رسیده بود، بار دیگر روندی افزایشی پیدا کرد.
حتی پیش از این افزایش دوباره، ترامپ شکایت می‌کرد که قیمت بنزین به اندازه کاهش قیمت نفت پایین نیامده و شرکت‌های بزرگ نفتی را به گران‌فروشی متهم می‌کرد. بدون تردید، اگر بتوانند سود بیشتری به دست آورند، چنین خواهند کرد. اما این تصمیم شتاب‌زده ترامپ برای آغاز جنگ با ایران بود که صنعت انرژی را دچار آشفتگی کرد و زنجیره‌های تأمین جهانی را بر هم زد.
با این حال در حال حاضر شهروندان خواهان کاهش واقعی قیمت مواد غذایی و کالاهای ضروری هستند، نه صرفاً کندتر شدن روند افزایش قیمت‌ها. چراکه مهم‌ترین عامل پیروزی ترامپ در انتخابات سال ۲۰۲۴، بحران قدرت خرید بود. اما او پس از بازگشت به کاخ سفید، نه‌تنها این مشکل را حل نکرد، بلکه با اعمال تعرفه‌های سنگین بر طیف گسترده‌ای از کالاهای وارداتی و آغاز جنگی که ضرورتی نداشت، آن را تشدید کرد. در چنین شرایطی، بعید به نظر می‌رسد که توسل به تاکتیک‌های «هراس از کمونیسم» که یادآور فضای سیاسی قرن گذشته است، بتواند جمهوری‌خواهان را از پیامدهای سیاسی این اشتباهات نجات دهد.
منبع: newyorker

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و هفتاد و سه
 - شماره نه هزار و هفتاد و سه - ۲۳ تیر ۱۴۰۵